‌هاي گندم و همانند آن ) را برگير و ( او را ) با آن بزن ، و سوگند خود را مشكن .  ( و با كم‌ترين اذيّت و آزاري قسم خويش را به مرحله اجرا درآور ) . ما ايّوب را شكيبا يافتيم . چه بنده خوبي بود ! او بسيار توبه و استغفار سر مي‌داد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ضِغْثاً » : دسته‌اي از ساقه‌هاي گندم و جو يا چوبهاي نازك . بسته‌اي از رشته‌هاي خرما يا گياهان . « لا تَحْنَثْ » : سوگند خود را مشكن . قسم خود را نقض نكن . « خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِب بِّهِ . . . » : قرآن مجيد علّت سوگند خوردن ايّوب ، و نام كسي را كه مرتكب جرم شده است ، و گناهش چه بوده است ، ذكر نفرموده است . در مورد اجرا حدود اسلامي به گونه‌اي كه در آيه است ، يا بايد آن را خاصّ شريعت ايّوب و مرحمتي در حق او دانست ، و يا اين كه چنين حكمي را در مورد فرسودگان و بيماران خطاكار قلمداد كرد ، و يا اين كه راجع به كساني انگاشت كه مرتكب جرمي نشده‌اند ، وليكن سرپرست يا ولي ايشان سوگند خورده است كه آنان را كيفر دهد و چوب بزند و ظاهر قانون حدود را رعايت كند . وگرنه اجراء حدّ زنا و تهمت و سوگند و غيره با بسته‌اي از ساقه‌ها و رشته‌ها و دسته‌اي از چوبهاي نازك ، يعني تعطيل حدود الهي ، و چنين كاري مجاز نيست ( نگا : تفسير قاسمي ) .‏
 
سوره آل عمران آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( به خاطر بياوريد ) هنگامي را كه خداوند پيمان مؤكّد از ( يكايك ) پيغمبران ( و پيروان آنان ) گرفت كه چون كتاب و فرزانگي به شما دهم و پس از آن پيغمبري آيد و ( دعوت او موافق با دعوت شما بوده و ) آنچه را كه با خود داريد تصديق نمايد ، بايد بدو ايمان بياوريد و وي را ياري دهيد .  ( و بديشان ) گفت : آيا ( بدين موضوع ) اقرار داريد و پيمان مرا بر اين كارتان پذيرفتيد ؟ گفتند : اقرار داريم ( و فرمان را پذيرائيم . خداوند بديشان ) گفت : پس ( برخي بر برخي از خود ) گواه باشيد و من هم با شما از زمره گواهانم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِيثَاق » : پيمان استوار . « لَمَآ ءَاتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ » : اگر كتاب براي شما فرستادم .  ( لَ ) حرف تأكيد است و ( مَا ) شرطيّه و فعل ( ءَاتَيْتُكُمْ ) شرط و فعل ( لَتُؤْمِنُنَّ ) جواب شرط ميباشد . « مَا » : اگر . آنچه . واژه ( مَا ) ميتواند شرطيّه يا موصول باشد . « إِصْر » : عهد . « أَخَذْتُمْ عَلَيا ذلِكُمْ إِصْرِي » : آيا پيمان مرا بر اين كارتان پذيرفتيد ؟ آيا از پيروان خود بر اين كار پيمان گرفتيد ؟  « إشْهَدُوا » : گواه باشيد بر خود و پيروان خود .‏
 

سوره ص آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُوْلِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) از بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب سخن بگو ، آنان كه داراي قدرت و بينش ( كافي و قوي درباره امور زندگاني و رموز آئين يزداني ) بودند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُوْلِي الأيْدِي‌ » : دارندگان قدرت و قوّت در طاعت و عبادت . دارندگان دستهاي تلاشگر در همه زمينه‌هاي خوبي و نيكي . « الأبْصَارِ » : جمع بَصَر به معني بصيرت‌ ؛ يعني بينش روشن و آگاهي قابل ملاحظه از قوانين و اسرار دين و شريعت ، و آشنايي با امور زندگي و شناخت راه و روش دنيوي .‏
 
سوره ص آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما آنان را با صفت خاصّي ويژگي بخشيديم كه ياد ( هميشگي ايشان از ) سراي آخرت بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَخْلَصْنَاهُمْ » : ايشان را برگزيديم . آنان را اختصاص داديم . بديشان ويژگي بخشيديم . « خَالِصَةٍ » : صفت اختصاصي . ويژگي خاصّ . « ذِكْري‌ » : ياد كردن . در انديشه چيزي بودن . خبر مبتداي محذوف و يا بدل از ( خَالِصَةٍ ) است . « الدَّارِ » : سرا . به طور مطلق مراد سراي آخرت است . گوئي غير از آن ، سرائي وجود ندارد و دنيا جز گذرگاهي به سوي آن نيست .‏
 
سوره ص آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ايشان در پيشگاه ما از زمره برگزيدگان بس نيك و نيكوكارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمُصْطَفَيْنَ » : جمع مُصْطَفي ، نخبگان . برگزيدگان . « الأخْيَارِ » : جمع خَيِّر ، خوبان و نيكان . محسنان و نيكوكاران .‏
 
سوره ص آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِّنْ الْأَخْيَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي پيغمبر ! ) از اسماعيل و اليسع و ذالكفل ياد كن . آنان جملگي از خوبان و نيكانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْيَسَعَ » : نام يكي از انبياء بني‌اسرائيل است و بعضي معتقدند كه او همان يوشع‌بن‌نون است . برخي هم او را همان إلياسين كه إلياس باشد مي‌دانند . « ذَالْكِفْلِ » : نام يكي از انبياء بني‌اسرائيل است كه سرپرستي مريم را به عهده گرفت و زكريّا نام دارد .‏
 
سوره ص آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ هَذَا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اين ( فرازهائي را كه از خصال و مقامات انبياء گذشته برشمرديم ، تنها ) يادي ( از ايشان ) است ، و مسلّماً پرهيزگاران داراي مرجع و مأواي آراسته و زيبائي هستند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذِكْرٌ » : خاطره . ياد . عظمت و آوازه . وسيله پند و مايه عبرت ديگران . با توجّه به معني اخير ، مفهوم آيه اين مي‌شود ، اين فرازها ، مايه پند و اندرز كساني است كه پندپذير و عبرتگير باشند و بدين وسيله بخواهند از زمره متّقيان گردند . « حُسْنَ مَئَابٍ » :  ( نگا : آل‌عمران‌ / 14 ، رعد / 29 ) .‏
 
سوره ص آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( منزل و مأوائي كه ) باغهاي جاويدان بهشت و محلّ ماندگاري هميشگي است و درها ( ي آنجا ) به روي ايشان باز است ( و پيوسته در انتظارشان است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَنَّاتِ عَدْنٍ » :  ( نگا : توبه‌ / 72 ، رعد / 23 ، نحل‌ / 31 ) . جنّاتِ ، بدل يا عطف بيان ( مَئَابٍ ) است . « مُفَتَّحَةً لَّهُمُ الأبْوَابُ » : واژه ( مُفَتَّحَةً ) حال ، و كلمه ( الأبْوَابُ ) نائب فاعل است .‏
 
سوره ص آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در آنجا ( راحت و آسوده بر تختها ) تكيه مي‌زنند و ميوه‌هاي فراوان و نوشيدنيهاي زيادي را مي‌طلبند ( و خدمتكاران بهشتي فوراً خواستهايشان را برآورده مي‌كنند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُتَّكِئِينَ » : تكيه زنندگان . حال ضمير ( هُمْ ) است . « يَدْعُونَ » : مي‌طلبند . « كَثِيرَةٍ » : فراوان . مراد انواع ميوه‌هاي فراوان و نوشيدنيهاي گوناگون است .