 : من باور نمي‌كنم هرگز اين ( باغ سرسبز ) نابود شود و به فنا رود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَآ أَظُنُّ » : گمان نمي‌برم . باور ندارم . « تَبِيدَ » : نابود شود . از ميان رود . از مصدر بَيْد و به ياد ، به معني فنا و هلاك . « هذِهِ » : اين باغ . چه بسا مراد تسميه كلّ به اسم جزء بوده و مقصود اين جهان ، و مرجع ( مِنْها ) در آيه بعد هم ( جَنَّة ) يا ( حَيَاة ) باشد .‏
 
سوره كهف آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِّنْهَا مُنقَلَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و باور ندارم كه قيامت برپا شود . اگر هم ( به فرض قيامتي در كار باشد و ) من به سوي پروردگارم برگردانده شوم ( اين همه شخصيّت و مقام ، و اموال و اولاد ، نشانه شايستگي من است و در آنجا هم ) مسلّماً سرانجام بهتري و جايگاه خوبتري از اين ( باغ و زندگي ) خواهم يافت .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السَّاعَةَ » : قيامت . « قَآئِمَةً » : پابرجا . برقرار . مفعول دوم است . « مُنقَلَباً » : عاقبت . جاي بازگشت .‏
 
سوره كهف آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏دوست ( مؤمن ) او ، در حالي كه با وي گفتگو داشت ، بدو گفت : آيا منكر كسي شده‌اي كه ( دستگاه شگرف و سازمان پيچيده جسم ) تو را از خاك ناچيزي و سپس از نقطه بي‌ارزشي آفريده است ، و بعد از آن تو را مرد كاملي كرده است‌ ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خَلَقَكَ مِن تُرابٍ . . . » : خداوند تو را از خاك درست كرد . يعني موادّ غذائي كه در زمين است ، جذب ريشه‌هاي روئيدنيها مي‌گردد ، و روئيدنيها به نوبه خود خوراك حيوانات مي‌شوند ، و انسان از روئيدنيها و گوشت و شير حيوانات استفاده مي‌كند ، و نطفه‌اش از اينها شكل مي‌گيرد ( نگا : حجّ / 5 ، روم‌ / 20 ) . يا اين كه مراد اين است كه خداوند اصل تو را - كه آدم است‌ - از خاك آفريده است ( نگا : آل‌عمران‌ / 59 ، فاطر / 11 ) . « سَوَّاكَ » : اندام تو را متعادل و هماهنگ كرد . كامل كرد تو را . « رَجُلاً » : حال است و تأويل به مشتقّ مي‌گردد . يا اين كه مفعول دوم ( سَوّي ) است . يعني : جَعَلَكَ رَجُلاً .‏
 
سوره كهف آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ لَّكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ولي من ( مي‌گويم : ) او ( كه مرا و همه جهان را آفريده است ) خدا است و پروردگار من است ، و من كسي را انباز پروردگارم نمي‌سازم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لكِنَّا » : امّا من . اصل آن : لكِنْ أَنَا است ، و همزه را به طور سماع حذف و نون را در نون دغم مي‌نمايند . « لكِنَّا هُوَ اللهُ رَبِّي‌ » :  ( لكِن ) مخفّف و مهمّل ،  ( أَنَا ) مبتدا ،  ( هُوَ ) مبتداي دوم ،  ( اللهُ ) خبر مبتداي دوم ،  ( رَبِّي ) صفت آن ، مبتداي دوم و خبرش ، خبر مبتداي اوّل ، و عائد ضمير ( ي ) است .‏
 
سوره كهف آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاء اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِن تُرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالاً وَوَلَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كاش ! وقتي كه وارد باغ مي‌شدي ( و اين همه نعمت و مرحمت ، و آثار قدرت و عظمت را مي‌ديدي ) مي‌گفتي : ماشاءَاللهُ !  ( اين نعمت از فضل و لطف خدا است ، و آنچه خدا بخواهد شدني است ! ) هيچ قوّت و قدرتي جز از ناحيه خدا نيست ( و اگر مدد و توفيق او نباشد ، توانائي عبادت و پرستش را نخواهيم داشت . اي رفيق ناسپاس ) اگر مي‌بيني كه از نظر اموال و اولاد از تو كمترم ،  ( امّا . . . ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا شَآءَ اللهُ » : اين جمله محذوفي دارد و تقدير چنين است : هذا مَا شَآءَ اللهُ ، يعني : اين چيزي است كه خدا خواسته است . يا اين كه : مَا شَآءَ اللهُ كائِنٌ ، يعني : هرچه خدا بخواهد ، همان مي‌شود .‏
 
سوره كهف آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ فَعَسَى رَبِّي أَن يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِّن جَنَّتِكَ وَيُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَاناً مِّنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چه بسا پروردگارم بهتر از باغ تو را ( در دنيا يا آخرت ) به من بدهد ، و خدا از آسمان بلاي مقدّري براي باغ تو فرو بفرستد و اين باغ به سرزمين لخت و همواري تبديل شود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حُسْبَاناً » : مصدر است و به معني اسم مفعول ، يعني محسوب است و مراد از آن هر نوع بلا و عذاب مقدّر است . هلاك و نابودي . يا اين كه جمع ( حُسْبَانَة ) به معني صاعِقَة است . « صَعيداً » : سرزمين . خاك روي زمين . « زَلَقاً » : مصدر است و در معني اسم فاعل به كار رفته است ، به معني : صاف و صوف . لخت . لغزنده . گِل و لاي .‏
 
سوره كهف آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْراً فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يا اين كه آب اين باغ ( در اعماق زمين ) فرو رود ، به گونه‌اي كه هرگز نتواني آن را پيجوئي كني ( چه رسد به اين كه آن را بيابي و به سطح زمين برگرداني ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« غَوْراً » : فرو رفتن . در اينجا براي مبالغه ، مصدر به معني اسم فاعل يعني ( غائِر ) به كار رفته است كه به معني فرو رونده است .‏
 
آيه  199
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سپس از همان جا كه مردم روان ميشوند ( و از مكان واحدي به نام عرفات به سوي سرزمين مِنيا ميكوچند ) روان شويد ، و از خداوند آمرزش ( گناهان و كجرويهاي پيشين خود را ) بخواهيد ( و بدانيد كه ) بيگمان خداوند آمرزنده و مهربان است ( و توبه و بازگشت بندگان مخلص را ميپذيرد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« اَفِيضُوا » : روان شويد . « مِنْ حَيْثُ » : از همان جائي كه .‏
 
سوره كهف آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَا أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سرانجام پيش‌بيني فرد مؤمن تحقّق پذيرفت و بلاي ناگهاني در رسيد و همه محصولات و ) ميوه‌هاي او را در آغوش كشيد ( و باغ سرسبز و آبادان ، به زمين لخت و ويران تبديل گرديد ) . در حالي كه باغ بر داربستها و چوب‌بندها فرو تپيده بود ، صاحب باغ بر هزينه‌هائي كه صرف آن كرده بود ، دست تحسّر به هم مي‌ماليد و مي‌گفت : كاشكي كسي را انباز پروردگارم نمي‌كردم !  ( و خداي را به يگانگي مي‌پرستيدم و كفر نمي‌ورزيدم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« اُحِيطَ » : احاطه گرديد . « اُحيطَ بِثَمَرِهِ » : محصولات و ميوه‌هايش با بلا احاطه گرديد . محصولات نابود شد . « خاوِيَةٌ » : فرو افتاده و فرو تپيده . « عُرُوش‌ » : جمع عَرْش ، سقفها . در اينجا مراد داربستها و چوب‌بندها و چفته‌هاي زير درختان ميوه است . « خَاوِيَةٌ عَلَيا عُرُوشِهَا » :  ( نگا : بقره‌ / 259 ) .‏
 
سوره كهف آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن