َيا » : آمد . فرا رسيد . استعمال فعل ماضي به جاي فعل مضارع ، به خاطر حتمي‌بودن و قريب‌الوقوع بودن مسأله است . « أَمْرُ » : دستور . در اينجا مراد چيزي است كه بدان دستور داده مي‌شود كه قيامت است ( نگا : انبياء / 1 و قمر / 1 ) . « فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ » : به شتاب آن را مخواهيد . در فرارسيدن آن شتاب مكنيد . « تَعالَيا » : بالاتر از آن است . به دور از آن است ( نگا : انعام‌ / 100 ، اعراف / 190 ، يونس‌ / 18 ) .‏
 
سوره نحل آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند به دستور خود ، فرشتگان را همراه با وحي ( آسماني كه حيات‌بخش انسانها است ) بر هر كس از بندگانش ( به نام انبياء ) كه خود بخواهد نازل مي‌كند ( تا به مردم بياموزند ) كه جز من ( كه آفريننده جهان و جهانيانم ) خدائي نيست‌ ؛ پس ( با انجام حسنات و دوري از سيّئات ) ، از ( غضب و عذاب ) من بپرهيزيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الرُّوحِ » : مراد به طور عام وحي و نبوّت ( نگا : غافر / 15 ) و به طور خاصّ قرآن است ( نگا : شوري‌ / 52 ) . تشبيه وحي و نبوّت يا قرآن به روح بدان خاطر است كه اينها مانند روح كه مايه حيات بدنها است ، مايه حيات دلها و خردها مي‌باشند ( نگا : انفال‌ / 24 ) . « مِنْ أَمْرِهِ » : به فرمان خود . يا اين كه : اين وحي و نبوّت يا قرآن ، كاري از كارهاي خدا و رازي از رازهاي او است .‏
 
آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
‏اين كتاب هيچ گماني در آن نيست و راهنماي پرهيزگاران است .‏
‏توضيحات : ‏
‏« ذلِكَ » : آن . در اينجا ميتواند به معني ( اين ) باشد . « الْكِتَابَ » : نوشته . مراد از كتاب در اينجا كتاب معروف معهود براي پيغمبر است كه قرآن ميباشد و خدا آن را بدو وعده فرموده بود . تسميه شيء است به نام آنچه سرانجام بدان منتهي ميشود . « رَيْبَ » : شكّ و شبهه . گمان . « هُديً » : هدايت . راهنمائي . در اينجا ميتواند به معني هادي و راهنما هم باشد . خبر مبتداي محذوفي مانند ( هُوَ ) يا خبر دوم ( ذلِكَ ) است . « الْمُتَّقِينَ » : پرهيزگاران .‏
 
آيه  173
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( آنچه را كه مشركان و يهوديان و ديگران حرام ميدانند ، حرام نيست ، بلكه خداوند ) تنها مردار و خون و گوشت خوك و آنچه نام غيرخدا ( به هنگام ذبح ) بر آن گفته شده باشد ( و به نام بتان و شبيه آنها سر بريده شود ) بر شما حرام كرده است . ولي آن كس كه مجبور شود ( به خاطر حفظ جان از آن اشياء حرام بخورد ) در صورتي كه علاقهمند ( به خوردن و لذّت بردن از چنين چيزهائي نبوده ) و متجاوز ( از حدّ سدّجوع هم ) نباشد ، گناهي بر او نيست . بيگمان خداوند بخشنده و مهربان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمَيْتَةَ » : مردار . « الدَّمَ » : خون . « لَحْمَ » : گوشت . « الْخِنزِيرِ » : خوك . « مَآ أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللهِ » : آنچه به نام چيزي جز خدا ذبح شود . از قبيل : به نام لات ، به نام عزّي ، به نام فلان . يعني مقصود از ذبح آن حيوان تقرّب به غير خدا باشد . « أُهِلَّ » : از مصدر ( إهلال ) به معني صدا بلندكردن . « اُضْطُرَّ » : وادار گرديد . مجبور شد . « بَاغٍ » : خواستار و علاقهمند . « عَادٍ » : متجاوز از اندازه ضرورت . « غَيْرَ بَاغٍ وَ لا عَادٍ » : نه طالب و راغب آن باشد و نه از حد ضرورت تجاوز كند . واژه ( غَيْرَ ) حال ضمير مستتر در فعل ( أُضْطُرَّ ) است . « إِثْمَ » : گناه .‏
 
سوره نحل آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آسمانها و زمين را به مقتضاي حق ( و حكمت ) آفريده است ( نه بيهوده و به گزاف . خداوند ) بالاتر از چيزهائي است كه ( آنان در تصرّف امور يا پرستش ) انباز ( خدا ) مي‌سازند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِالْحَقِّ » : به مقتضاي حق و برابر حكمت .‏
 
سوره نحل آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏انسان را ( كه يكي از مظاهر قدرت خدا است و عالَم صغير نام دارد ) از نطفه‌اي ( ناچيز و ضعيف به نام مني ) آفريده‌است ، و او ( پس از پا به رشد گذاشتن ) به‌ناگاه دشمن آشكاري مي‌گردد ( و در برابر پروردگار خود علم طغيان برمي‌افرازد و رستاخيز و زندگي دوباره را انكار مي‌كند ، و فراموش مي‌نمايد كه آن كه او را قبلاً زندگي بخشيده است بعداً نيز مي‌تواند زندگي ببخشد و به حال اوّليّه برگشت دهد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نُطْفَهُ » : مني . « خَصِيمٌ » : دشمن . صيغه مبالغه و يا فعيل به معني مُفاعل است ، از قبيل : نَسيب به معني مُناسِب ، خَليط به معني مُخالِط ، عَشير به معني مُعاشِر . « مُبِينٌ » : اگر صفت ( خَصِيمٌ ) باشد به معني واضح و آشكار است ، و اگر خبر دوم بشمار آيد به معني بيانگر دليل و برهان و مجادله با خدا است .‏
 
سوره نحل آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و چهارپايان ( چون گاو و شتر و بز و گوسفند ) را آفريده است كه در آنها براي شما ، وسيله گرما ( در برابر سرما ، از قبيل پوشيدني و گستردني ساخته از پشم و مويشان ) و سودهائي ( حاصل از نسل و شير و سواري و غيره ) موجود است و از ( گوشت ) آنها مي‌خوريد ( و در حفظ حيات خود مي‌كوشيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الأنْعَامَ » : چهارپايان . مفعول به فعل محذوفي است كه ( خَلَقَهَا ) بيانگر آن است . « دِفْءٌ » : گرمي . در اينجا مراد وسيله‌اي است كه انسان توسّط آن خويشتن را از سرما محفوظ و تن خود را بدان گرم مي‌دارد .‏
 
سوره نحل آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و برايتان در آنها زيبائي است بدان گاه كه آنها را ( شامگاهان از چرا ) باز مي‌آوريد و آن گاه كه آنها را ( بامدادان به چرا ) سرمي‌دهيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تُرِيحُونَ » : حيوانات را شامگاهان به آغلها و آسايشگاهها برمي‌گردانيد . « تَسْرَحُونَ » : حيوانات را بامدادان به چراگاه مي‌بريد و در صحرا سر مي‌دهيد .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2205.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:2206.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:2207.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:2208.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:2209.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:2210.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:2211.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:2212.txt"> آيه  14</a></body></html>سوره نحل آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ 