ه بودي و رفتي . هرگاه كه بيرون رفتي . « إِنَّهُ » : اين عمل روكردن به كعبه .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1931.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:1932.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:1933.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:1934.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:1935.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:1936.txt">آيه  69</a></body></html>آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلاَّ كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِن قَبْلُ فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظاً وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يعقوب به ياد گذشته‌ها افتاد و ) گفت : آيا من درباره او به شما اطمينان كنم همان گونه كه درباره برادرش ( يوسف ) قبلاً به شما اطمينان كردم‌ ؟ !  ( نه من شما را امين نمي‌دانم و فرزند خود را به شما نمي‌سپارم . حافظ و نگهبان فقط خدا است و ) خدا بهترين حافظ و نگهدار است و از همه مهربانان مهربانتر است .  ( او مرا و فرزند مرا كافي است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هَلْ ءَامَنُكُمْ ؟ » : آيا شما را امين بدانم و به شما اطمينان كنم‌ ؟ فعل ( ءَامَنُ ) مضارع متكلّم وحده است از باب چهارم . « فَاللهُ خَيْرٌ حَافِظاً » : واژه ( حافِظاً ) تمييز است مانند ( لِلّهِ دَرُّهُ فارِساً ) .‏
 
آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا فَتَحُواْ مَتَاعَهُمْ وَجَدُواْ بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قَالُواْ يَا أَبَانَا مَا نَبْغِي هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ذَلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه بارهاي خود را باز كردند ، ديدند كه ( پول ) كالاي ايشان ( در داخل بارهايشان گذارده شده و ) بديشان برگشت داده شده است . گفتند : اي پدر ! ما ديگر ( بيش از اين از الطاف عزيز مصر ) چه مي‌خواهيم‌ ؟ ! اين ( بهاي ) كالاي ما است كه به ما پس داده شده است .  ( پس بهتر است برادرمان را با ما بفرستي ) و ما براي خانواده خود موادّ غذائي ( بيشتري ) بياوريم و از برادر خود محافظت كنيم و بار شتري را ( بر مقدار قبلي ) بيفزائيم كه آن ( چيزي كه با خود آورده‌ايم با توجّه به جود و لطف عزيز مصر ) اندك است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَتَاعَهُمْ » : كالاي خود را . بار و بنه خويش را . « مَا نَبْغِي‌ » : مگر چه مي‌خواهيم‌ ؟ مگر چه انتظاري داريم‌ ؟  « نَمِيرُ » ، غذا و خوراك حمل مي‌كنيم . از واژه ( ميرَة ) به معني طعام و خوراكي كه از جاهاي ديگر وارد كنند . « كَيْل‌ » :  ( نگا : يوسف‌ / 60 ) . « كَيْلٌ يَسِيرٌ » : گندم و غلّه اندكي است . گندم و غلّه‌اي است كه ساده و آسان به دست مي‌آيد .‏
 
آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِّنَ اللّهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ إِلاَّ أَن يُحَاطَ بِكُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سرانجام يعقوب گول سخنان فرزندان را خورد . ولي براي اطمينان خاطر ) گفت : من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا اين كه عهد و پيمان مؤكّد و استوار با سوگند به خدا ، با من نبنديد كه او را ( سالم ) به من برمي‌گردانيد ، مگر كه ( بر اثر مرگ و يا غلبه دشمن و يا عامل ديگر ) قدرت از شما سلب گردد .  ( فرزندانش پيمانش را پذيرفتند و خداي را به شهادت طلبيدند . ) هنگامي كه با پدر پيمان بستند ، گفت : خداوند آگاه و مطلع بر آن چيزي است كه ( به همديگر ) مي‌گوئيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَوْثِقاً » : عهد و پيمان مؤكّد . « مَوْثِقاً مِّنَ اللهِ » : عهد و پيماني كه با سوگند خوردن به خدا مؤكّد گردد . « أَن يُحَاطَ بِكُمْ » : از طرف دشمن احاطه شويد . مرگ بر شما چيره شود . « وَكِيلٌ » : حافظ . مراقب . مطلع .‏
 
آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ يَا بَنِيَّ لاَ تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنكُم مِّنَ اللّهِ مِن شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يعقوب به عهد و پيمان مؤكّد فرزندان خود دل بست و شفقت پدري او را بر آن داشت كه آنان را راهنمائي و نصيحت كند ) و گفت : اي فرزندانم ! از يك در ( به مصر ) داخل نشويد ، بلكه از درهاي گوناگون وارد شويد ( تا از حسادت حسودان و چشم زخم پليدان در امان بمانيد . ولي بدانيد كه من با اين تدبير ) نمي‌توانم چيزي را كه خدا مقرّر كرده باشد از شما به دور سازم .  ( يقيناً آنچه بايد بشود مي‌شود ، و راهي براي دفع بلا جز رعايت اسباب و عللِ پيدا و توسّل به خدا سراغ ندارم ) . تنها حكم و فرمان از آن يزدان است .  ( دافع شر و جالب خير جهان فقط ايزد سبحان است ) . بر او توكّل مي‌كنم ( و از او استمداد مي‌جويم و كارم را بدو واگذار مي‌كنم ) و بايد كه توكّل‌كنندگان بر او توكّل كنند و بس ( و كار خويش را بدو حوالت دارند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَآ أُغْنَيا عَنكُمْ » : شما را بي‌نياز نمي‌گردانم و قدرت دفع شر و جلب خير برايتان ندارم . « إِنْ » : نيست .‏
 
آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا دَخَلُواْ مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا كَانَ يُغْنِي عَنْهُم مِّنَ اللّهِ مِن شَيْءٍ إِلاَّ حَاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَاهَا وَإِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَاهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سفارش پدر را پذيرفتند ) و هنگامي كه از همان طريق و به همان شيوه ( به مصر ) وارد شدند كه پدرشان بديشان دستور داده بود ، چنين ورودي آنان را از آنچه خدا خواسته بود به دور نداشت و ( حذَر با قدَر برنيامد و در مصر به دزدي متّهم شدند و برادرشان بنيامين به گروگان گرفته شد و غمها و اندوهها يكي پس از ديگري ايشان را در برگرفت ) وليكن حاجتي را برآورده كرد كه در اندرون يعقوب بود ( و آن پيدا شدن يوسف و شناسائي او توسّط بنيامين و سرانجام بهم رسيدن پدر و پسر بعد از مدّتها فراق و هجران بود ) . بي‌گمان يعقوب ( در پرتو وحي ) آگاه از چيزهائي بود كه ما بدو آموخته بوديم .  ( از جمله مي‌دانست كه يوسف زنده است و عاقبت خواب او تحقّق پيدا مي‌كند ) امّا بسياري از مردم نمي‌دانند ( كه يعقوب چنين آگاهي و اطّلاعي در پرتو وحي داشته است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِن شَيْءٍ » : چيزي را . حرف ( مِنْ ) زائد است و واژه ( شَيْءٍ ) در اصل منصوب و مفعول است . « إِلاّ » : ليكن . امّا . « حاجَةً » : نيازي . مستثني منقطع است . اين نياز ، ديدار دوباره يوسف است كه پيوسته در اندرون يعقوب غوغا مي‌كرد . زيرا برابر وحي آسماني مي‌دانست كه يوسف را گرگ نخورده است و روزي بايد خواب او تحقّق يابد . امّا سوز فراق و درد انتظار و دلهره ناگوار ، به آتش درون او دامن مي‌زد ( نگا : يوسف‌ / 18 ، 83 - 87 ، 94 ) . بسياري از تفاسير مي‌گويند : چنين نيازي عبارت بوده است از سفارش فرزندان به رعايت اسباب و مسبّبات جهان ، و توكّل كردن بر يزدان ، و مراقبت از خود در حدّ توان‌ ؛ و اين كه 