اده ای تصور می کند اسلام واقعی فقط و فقط مذهب خودش است. 
3) این دو بیت همان است که خود مولانا سروده و عیناً در اینجا آورده ام، به هر دیگی که هر نادانی برای غیر خدا نذر می کند میاور کاسه و منشین چون نذر برای غیر خدا حرام است و آن دیگ درون چیزی دگر دارد.دگر بار دگر بار از این عقل بجستم
ازین بند و ازین دام زبون گیر بجستم

شب و روز از اسلام بریدم
وزین چرخ بپرسید که چون تیر بجستم

من از شرک چه ترسم؟ چو با شرک رفیقم!!
ز فردا چه ترسم؟ چو از دین بجستم

ز مذهب همه خلق کر و کور شدستند
کر و کور شدستند و ز اسلام بجستند

ز مذهب بود آفت و گمراهی ز مداح
ز مداح دلم رست و ازین فرقه بجستمیک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی دارم
زیرا که تویی قبرم، زیرا که تویی کارم!!

از خاک تو می بویم، سنگ تو همی بوسم
رو بر تو همی مالم، تو واسطه و یارم

جان من و جان تو، گویی که یکی بوده ست
سوگند به قبرستان، کز دین خدا دورم

رفتم بر مداحی، گفتا که علی یارت!!(1) 
گویی به دعای او، شد شیعه گری کارم!!
----------------------------------------------------------------------
1) در شعر مولانا آمده: خدا یارت و همین صحیح است چون خدا تنها یاور و مدد رساننده است و صدا کردن حضرت علی در هرجا و هر مکان او را حاضر و ناظر دانستن و در گرفتاریها او را همچون خداوند صدا کردن شرک در صفات خداست، چون خداوند همه جا حاضر و ناظر است و می تواند به ما کمک کند ولی می بینی که متاسفانه ورد زبان مردم ما شده : علی یارت، یا علی مدد، یاحسین، یا ابوالفضل، یا فاطمه زهرا و ....ماییم در این گوشه، پنهان شده از شیعه
ای دوست، روافض بین، یکسان شده در پستی

از نور خدا رسته، دست از همگان شسته
دمها زده در روضه، زان کذب که گفتستی

ماییم در این مذهب، غرقه شده در ظلمت
خسته شده از نکبت، خسته شده از هستی

عاشق شده بر مذهب، بر خمس و فرودستی
بر مدح و زبان بازی، دل داده و بنشستی

جز شیعه نمی دیدی، در خویش بپیچیدی
در فرقه گمراهی، رفتی و بچسبیدی

بربند در روضه، گمراهی این عامه
آن فرقه که بگشادی، آن عقل که بربستی

امروز مرو جانا، آن راه که می رفتی
این راه شیاطین است، از دین خدا جستیای دشمن دین من، وی داروی بیهوشی
من خام تو در من، چون دیو همی جوشی

اول تو و آخر تو، بیرون تو و در سر تو
در داخل روضه تو، در کفر همی جوشی

چون جهل در این مغزی، چون کذب در این گوشی
هم شرکی و هم کفری، با دیو هم آغوشی

بد رویی و بد خویی، دل سنگی و پر جوشی
با مجلسی هم رایی، دین را همه روپوشیبی همگان به سر شود، بی کفر و شر نمی شود!!
داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمی شود!!

دیده عقل کور تو، چرخه من به دست تو
گوش سرم بسوی تو، بی تو به سر نمی شود

جاه و جلال من تویی، قبر و ضریح من تویی!!
مذهب ناب من تویی، بی تو به سر نمی شود!!

بی تو اگر به سر شدی، هر غالی خود مومن شدی
هر گنبدی ویران شدی، بی تو به سر نمی شود

عقل مرا ببسته ای، دین مرا بشسته ای
وز همه ام گسسته ای، بی تو به سر نمی شود

دین من و خدای من، قبر همان امام من
جان من و دعای من، بی تو به سر نمی شود

کذب من و جنون من، هست مفاتیح من
این کتب ضلال من، بی تو به سر نمی شود

دین من است فقیه من، مطلقه بر وجود من
نائب آن امام من، بی تو به سر نمی شود<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:6.txt">این کیست این؟</a><a class="text" href="w:text:7.txt">مداح و آخوندست این</a><a class="text" href="w:text:8.txt">ای رافضی به رقص آ</a><a class="text" href="w:text:9.txt">مبارک باد!!</a><a class="text" href="w:text:10.txt">نومید مشو شیطان!!</a><a class="text" href="w:text:11.txt">بمیرید، بمیرید</a><a class="text" href="w:text:12.txt">کجایید، کجایید؟</a><a class="text" href="w:text:13.txt">زیارات قبور</a><a class="text" href="w:text:14.txt">مردم دیوانه</a><a class="text" href="w:text:15.txt">زنده بُدم، مُرده شُدم!!!</a><a class="text" href="w:text:16.txt">بی دین شده ام!!</a><a class="text" href="w:text:17.txt">شیعه سلامت می کند!!</a><a class="text" href="w:text:18.txt">اسیران بلاییم</a><a class="text" href="w:text:19.txt">زهی شرک که ماراست!!</a><a class="text" href="w:text:20.txt">شیعه بدنام</a><a class="text" href="w:text:21.txt">جمع پستان می رسد</a><a class="text" href="w:text:22.txt">بت عیار</a><a class="text" href="w:text:23.txt">فرقه زشت</a><a class="text" href="w:text:24.txt">به مناسبت ورود خمینی به ایران</a><a class="text" href="w:text:25.txt">به مناسبت ورود خمینی</a><a class="text" href="w:text:26.txt">به مناسبت ورود خمینی</a><a class="text" href="w:text:27.txt">چنان کفرم!!</a><a class="text" href="w:text:28.txt">درون شو ای غم و کینه!!</a><a class="text" href="w:text:29.txt">خدا و قرآن</a><a class="text" href="w:text:30.txt">هم رنگ حماقت شو!!</a><a class="text" href="w:text:31.txt">قرآنم آرزوست</a><a class="text" href="w:text:32.txt">آواز شرک</a><a class="text" href="w:text:33.txt">نوبت ظلم و جفاست!!</a><a class="text" href="w:text:34.txt">میاور کاسه</a><a class="text" href="w:text:35.txt">از این عقل بجستم!!</a><a class="text" href="w:text:36.txt">دست از تو نمی دارم</a><a class="text" href="w:text:37.txt">یکسان شده در پستی</a><a class="text" href="w:text:38.txt">دشمن دین (آخوند)</a><a class="text" href="w:text:39.txt">بی تو به سر نمی شود!!</a><a class="text" href="w:text:40.txt">مذهب کفرینک</a><a class="text" href="w:text:41.txt">رو سر بنه به منبر!!</a><a class="text" href="w:text:42.txt">پايان</a></body></html>آن شیعه مشرک بین، با اسپک و با زینک
شنگینک و منگینک، این مذهب کفرینک

چون منکر عقل است او، گوید که خرد، کو کو؟
جهل آیدش از شش سو، گوید که منم اینک

ترک قبر و مُردن گو، رو دین حقیقی جو
تا دین ابد باشی، بی رسمک و آیینک

چون دین خدا بینی، مردی کن و خدمت کن
چون آیه حق بینی، در رخ مفکن چینکرو سر بنه به منبر، الله را رها کن!!
مسجد صفا ندارد، در تکیه صفا کن!!

یا سر بنه به منقل، تا عقل تو شود حل!!
با فکرهای مهمل، روح خودت فنا کن!!

ماییم و قبر و گنبد، افکار تیره و بد
در پرتگاه شرکیم، بر دین حق جفا کن!

در خواب دوش دیوی، در کوی شرک دیدم!!
با دست اشارتم کرد، که عزم سوی ما کن!!در اینجا به پایان محفل شیعه می رسیم و امیدواریم شما در مورد مذهب خودتان کمی تحقیق به خرج دهید و کورکورانه هر چه گفتند قبول نکنید، مذهب وراثتی و تقلیدی قابل اطمینان نیست، مسیحیان و یهودیان و کمونیستها هم از والدین و مراجع خودشان تقلید کرده اند، در روز جزا مداح و آخوند محله به فریادتان نمی رسد بلکه اینها خودشان از همه گرفتارتر هستند. فراموش نکنید طلب علم در اسلام واجب است(1) ، و نمی توان در مورد مذهب خود ساده برخورد کرد و هر مذهبی که پدر و مادرمان داشتند ما نیز همان را پیروی کنیم، برای تحقیق نیز باید مراحل زیر را مد نظر داشته باشید:
1- در ابتدا به راه و روش و مذهب خود شک کنید، کسی که ذره ای شک به راهی که می رود ندارد و تنها مذهب خود را بر حق می داند و حاضر به پذیرفتن هیچ ساز مخالفی نیست، پس برای چنین شخصی امید نجات نیست.    
2- مغز و روح خود را از هرگونه تعصب خالی کنید و همچون شخصی بی طرف که تنها و فقط دنبال حقیقت اسلام است عمل کنید، آن عینک مذهبی و تعصب قبلی را به دور افکنید. بسیاری از محققین با همان طرز فکر قبلی خود به سمت تحقیق می روند و در نتیجه همان افکار قبلی را در تحقیق خود دخیل می کنند و بنابراین به جایی نمی رسند، شما فکر می کنید روشنفکر و محقق گمراه در میان شیعیان و