ای کمال است و هيچ عيب و نقصی ندارد. 4ـ عظيم، دارای عظمت است که همان جلال و بزرگی است. 5ــ الله.
علم خداوند:
ادراک و دانش خداوند کامل بوده و از تمام امور (کلی و جزئی) آگاهی دارد. «خداوند به تمام چيزها آگاه است». بقره ــ 282 
مفاتح الغيب:
کليدها و خزائن غيب تنها بدست خداوند است. «همانا علم ساعت (قيامت) نزد خداوند است، و او باران را فرو می بارد. و می داندچه چيزهايي در رحم وجود دارد و هيچکس نمی داند که فردا چه خواهد شد و هيچکس نمی داند که به کدام سرزمين مرگش فرا خواهد رسيد و براستی خداوند بر همه چيز عالم و آگاه است». لقمان ــ 34 
قدرت الله:
قدرت خداوند قدرتی است که توانايي انجام هر اموری را دارد و همه چيز را شامل می شود. «خداوند بر همه چيز قادر است» بقره ــ 284 
حکمت الله:
حکمت يعنی قرار دادن اشياء با دقت و ظرافت در جای شايسته. «و او دارای علم و حکمت است» التحريم ــ 2 حکمت دارای دو معناست: 
اولاً اينکه خداوند تمام امور و امر و نهی اش دارای حکمت است. ثانياً حاکم مطلق است و کسی نمی تواند از او بخاطر امر و نهی اش بازجوئی کند.

انواع حکمت :
1ــ  حکمت شريعه ــ همان احکام و دستورات شرعی خداوند هستند، که به پيامبران ابلاغ شده است . 2ــ حکمت کونيه ــ که محل آن هستی می باشد. و هر آنچه که خداوند خلق نموده و از روی حکمت و دقت بوده است.
رزق
عبارت است از بخشيدن و روزی رساندن به کسی که محتاج آن است. « براستی که خداوند است که رزق دهنده است» ذاريات ــ 58  . رزق بر دو نوع است: 1 ــ رزق عام ــ که روزی انسان، مثل غذا و آب است. 2 ــ رزق خاص ــ روزی قلب است، که انسان با آن اصلاح می شود. که شامل ايمان، علم و عمل صالح می باشد.
انواع حکم خداوند:
1ــ حکم کونيه ــ که خداوند با دستور خود هستی و سرنوشت افراد را می آفريند. 2ـ حکم شرعی ــ که خداوند با آن در ميان انسانها فرمان می راند و آنها را اداره می کند.

مشيت خداوند:
که همان ارده خداوند در هستی است. اين مشيت عام بوده و همة افعال بندگان را شامل می شود. ارادة خداوند از صفات او می باشد. « اگر می خواستيم همة آنها را هدايت می کرديم » السجده ــ 13 
ارادة خداوند:
ارادة خداوند از صفاتش می باشد و دو نوع است: 1ــ ارادة کونيه ــ که به معنای مشيت است. 2 ــ ارادة شرعيه ــ به معنای محبت و فضل و بخشش می باشد. « خداوند اراده کرده است تا توبه شما را بپذيرد.» النساء ــ 27

محبت خداوند:
محبت خداوند صفتی از صفات فعليه اوست. « و اوست بخشنده و دارای محبت» . البروج ــ 14 

مغفرت و رحمت :
مغفرت بمعنای پوشش گناه و گذشت از آن است. « خداوند همواره بخشنده و رحيم است. » النساء ــ 96 رحمت صفتی است است که باعث احسان، نيکی و بخشيدن می شود . « و رحمت من همه چيز را فرا گرفته است» اعراف ــ 156
رضا، غضب، کراهت، مقت و اسف
رضا بدين معنی است که خداوند بدليل رضايتی که از يک شخص دارد به او محبت  و نيکی ارزانی می کند. «خداوند از آنها راضی گشت و آنها نيز از خداوند راضی گشتند» . المائده ــ 119 غضب صفتی است که خداوند بموجب آن به شخصی غضب ورزيده و از او انتقام می گيرد . « خداوند او را غضب ورزيد و او را لعنت کرد » . نساء ــ 93  کراهت صفتی است که خداوند با آن « مکروه و زشتی را از خود دور نموده و با آن دشمنی می ورزد . «و ليکن خداوند از برانگيختن آنها کراهت داشت». توبه ــ 46 . مقت به معنای بعض بسيار شديد  
است. « اينکه چيزی را بگوييد که به آن عمل نمی کنيد خداوند را بسيار خشمگين می کند.» صف ــ3 . اسف بمعنای خشمگين و غضبناک است. «پس هنگاميکه ما را خشمگين کردند از آنان انتقام گرفتيم». زخرف ــ 55
وجه (چهره) :
وجه صفاتی از صفات ثابت و ذاتی خداوند است و بگونه ايست که لايق او باشد. «وجه پروردگار تو که جلال و اکرام است باقی می ماند» الرحمن ــ 27
اليد (دست):
دستهای خداوند از صفتهای ذاتی و ثابت وی می باشد و بگونه ای هستند که لايق خداوند است. «بلکه دو دست خداوند گشاده است» المائده ــ 64  «تو را چه مانع شد که به آنچه که من با دو دست خود آفريده ام سجده کنی». ص ــ 75   نمی توان دستها را به قوت تعبير کرد، زيرا اين کار خلاف ظاهر بوده و دليلی ندارد و خداوند می فرمايد : دو دست.
العين (چشم):
چشمان خداوند از صفات ذاتی و ثابت او بوده و بصورتی هستند که لايق خداوند می باشند. «تا در مقابل چشم ما پرورش و تربيت يابی» طه ــ 39  « در مقابل چشمان ما جريان داشت» القمه ــ 14 نمی توان چشمها را به رؤيت تعبير کرد، زيرا اين امر بر خلاف ظاهر آيه بوده و دليلی ندارد . جهات وارده در مورد يدين «دو دست» و عينين «دو چشم» : اين صفات به سه ترتيب وارد شده است : افراد يعنی يگانگی ، «تثنيه» يعنی دوگانگی و «جمع».  «بزرگوار خدايي است که ملک در دست اوست » الملک ـ1 « تا در مقابل چشم ما پرورش يابی» طه ــ 39 «در مقابل چشمان ما جريان است » القمر ــ 14  « آيا نمی بينيد که ما از عمل دستانمان چهار پايانی برای آنها خلق کرديم» . يس ــ 71 
فعل مفرد بر اين «يد» و «عين» خداوند حالت صفت عام را دارد، که مقام صفات وارده بر چشم و دست او را وارده می گردد ، مثل دست خدا «يد الله» و «چشم خدا» عين الله. منظور از فعل جمع نيز تعظيم و احترام بوده است. فعل مثنی نيز قبلاً مشخص شد. پس بين اين سه فعل يعنی مفرد و مثتی و جمع هيچگونه منافاتی وجود ندارد. 
سمع :
سمع صفتی است که حقيقتی درخور و لايق خداوند دارد.  «و اوست شنوای دانا» بقره ــ 183  سمع بر دو نوع است اولی به معنای اجابت و پاسخ بوده و از صفات فعليه خداوند محسوب می شود . «براستی پروردگار من دعا را اجابت می کند.» ابراهيم ــ 39  و نوع دوم بمعنی ادراک و شنيدن است. «خداوند سخن زنی را که در مورد شوهرش با تو سخن می گفت شنيد » مجادله ــ 1 « من با شما هستم می شنوم و می بينم». طه ــ 46 
رؤيت:
رؤيت نيز از صفات ثابت و ذاتی الله می باشد که حقيقتی لايق و درخور خداوند دارد و بر دو قسم است: اولی بمعنای ادراک است. «من با شما هستم می شنوم و می بينم» طه ــ46 دومی بمعنای علم است. « آنها قيامت را دور می بينند و ما آنرا نزديک می بينيم». معارج ــ 6 و 7 

مکر کيد و محال:
معنای اين سه کلمه بسيار بهم نزديک هستند. و چنين معنايي می دهند: استفاده از قدرت پنهانی و ماوراء طبيعی برای انتقام گرفتن از ظالم و دشمن. اينها صفتی مطلق برای خداوند نبوده ، زيرا بمعنای مدح و ستايش و هم بمعنای عيب بکار می روند. و خداوند از عيب و نقص مبراست. ولی هنگاميکه معنای مدح را داشته باشند، و با آنها اقتدار خداوند نمايانگر شود، اين صفات در مورد خداوند صادق می گردند. چون دليلی بر کمال و توانايي او هستند. «آنها مکر می کنند و خداوند نيز به آنان مکر می کند و خداوند بهترين مکر کنندگان است. » انفال ــ 30 «آنها کيد بکار می برند، ما نيزکيد بکار می بريم .» طارق ــ 16 و 15 «آنها در مورد خداوند جدل می کنند، در حاليکه نيرنگ او با دشمنان بسيار شديدتر است». رعد ــ 13 
المجی ء و الاتيان (آمدن):
مجیء و اتيان دو صفت از صفات فعليه خداوند هستند که به وجه لايق بر او ثابت شده اند . «آن هنگام که پروردگ