طفي آورده است[3]. اين حديث آنطور كه سخاوي مي گويد، سند ندارد در حالي كه اين دروغگو (تيجاني) جرأت مي كند و مي گويد: (مفسرين اجماع كرده اند) آيا دروغي برتر از اين هم هست؟

اگر كسي بگويد اين سخن منعم است و سخن تيجاني نيست ميگوئيم تيجاني سخن او را تاييد كرده بلكه بعنوان شاهد و دليل در كتابش نقل كرده است.
--------------------------------
[1] صحيح بخاري شماره (3483). 
[2] ابن تيميه كتابي بنام دقائق التفسير دارد.
[3]  القول البديع سخاوي ص46 كتاب شرف المصطفي را نمي شناسم واز بعض از علماء پرسيدم آن را نشناختند شايد بصورت خطي وجود دارد ومؤلف او هم فرد معروفي نيست.(11) در صفحة (74) تيجاني مي گويد:

(ما غير از مذاهب چهارگانه، مذهب ديگري نميشناسيم و غير از آنها را داخل اسلام نمي دانيم!)

اين سخن تيجاني را فقط فرد دروغگو يا نادان مي گويد و اين دو صفت هر يك از ديگري زشت تر است هيچيك از علماي مسلمين نگفته اند كه در اسلام فقط مذاهب چهارگانه هستند. آنچه وجود دارد، اينست كه اين ائمه داراي پيرواني شدند و پيروان آنها، مذاهب و انديشة شان را تبليغ و منتشر كردند و هيچكدام از ائمه اربعه به مردم دستور ندادند تا مردم از آنها پيروي نمايند و هيچيك از آنها نگفتند كه حق فقط با اوست بلكه به مردم دستور دادند تا از حق هر كجا كه باشد پيروي نمايند و از تقليد بدون علم منع ميكردند.

امام ابو حنيفه -رحمه الله- مي گويد:

(براي هيچكس جائز نيست كه به قول ما فتوي دهد تا زمانيكه نميداند ما از كجاآنرا گرفته ايم.)

امام شافعي رحمه الله مي گويد:

(حديث صحيح مذهب من است.)

 و همچنين اين سخن و امثال اين از امام احمد رحمه الله هم مشهور و معروف است.[1] 

ومذاهب ديگري مثل مذهب ثوري، اوزاعي، ابوثور، مذهب ظاهري و مذاهب بسيار ديگري وجود دارد.

در اينجا از تيجاني بايد پرسيد كه مذهب ابو بكر، عمر، عثمان علي وصحابة ديگر -رضوان الله عليهم أجمعين- قبل از ظهور اين مذاهب، چه بوده است؟

و حقيقت اينست كه چنين ياوه اي فقط از دهان تيجاني و ناداناني امثال او هنگامي كه سني خوانده مي شد يا دروغگوياني امثال او هنگامي كه شيعه شد، بيرون مي آيد.
----------------------------
[1] -  صفة صلاة النبي ألباني (54 ـ55 ).(12) و در صفحه (74 ) مي گويد:

(او گفت: آيا نمي داني كه ابو حنيفه شاگرد امام جعفر صادق است؟ و در اين باره ابوحنيفه مي گويد: ( اگر آن دوسال نبود (دوسالي كه در محضر امام صادق درس خوانده است) نعمان هلاك مي شد. . . . . و مالك از ابو حنيفه فرا گرفته است).

اين از دورغ هاي بي پايان شيعه است. ابوحنيفه -رحمه الله- از شاگردان جعفر صادق -رحمه الله- نيست و مالك -رحمه الله- هم از شاگردان ابوحنيفه -رحمه الله-  نيست. اين مطلب را تيجاني از كتب شيعه گرفته است انطاكي نيز همين حرف را زده است [1].

ابو حنيفه -رحمه الله- نزد حماد بن ابي سليمان درس خوانده است و درس خواندن او نزد جعفر صادق ثابت نيست بلكه از هم سن وسالان او بود و هر دوي آنها سال 80 هجري متولد شدند.

ابو حنيفه -رحمه الله- از جعفر -رحمه الله- فقط يك حديث يا دو حديث روايت كرده است. اما سخن تيجاني كه: (مالك از ابو حنيفه فراگرفته)، و سخن انطاكي كه: (مالك علم را از ابو حنيفه گرفته است). جوابش اينست كه جعفر بن محمد نزد مالك چندان مورد اعتماد نبود بلكه مالك از او روايت نميكرد تا وقتيكه شخص ديگري در روايت با او نبود (يعني تنها به قول او اعتماد نميكرد)[2].
--------------------------------
[1]  لماذا اخترت مذهب الشيعة، انطاكي ص (2)
[2] اين مطلب در كتب رجال مثل تهذيب، الجرح والتعديل والميزان، در زندگينامه، جعفر صادق آمده است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">تقديم </a><a class="text" href="w:text:5.txt">سخني از مترجم</a><a class="text" href="w:text:6.txt">تقريظ</a><a class="text" href="w:text:7.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:8.txt">معرفي تيجاني</a><a class="folder" href="w:html:9.xml">پاسخ به كتاب ( آنگاه. . . . . هدايت شدم )</a><a class="folder" href="w:html:51.xml">پاسخ كتاب (از آگاهان بپرسيد)</a><a class="folder" href="w:html:58.xml">پاسخ كتاب  (همراه با راستگويان) </a><a class="folder" href="w:html:74.xml">پاسخ كتاب  ( اهل سنت واقعي ) </a></body></html> (13) تيجاني در صفحه (77) مي گويد:

(منعم گفت: آيا مي داني كه تمام گروههاي اسلامي صرف نظر از اختلاف مذاهب شان در مورد قرآن كريم اتفاق نظر دارند).

اگر هدف تو از فرقه هاي اسلامي، فرقه هايي است كه همچنان بر اسلام هستند، سخن تو راست و درست است اما فرقه هايي كه منسوب به اسلام اند و اسلام از آنها بيزار و بري است اين فرقه ها با ما بر قرآن كريم اتفاق نظر ندارند.

و فرقة شيعة اثنا عشريه كه منعم و تيجاني و ديگران به آن منسوب اند معتقد به محفوظ بودن قرآن نيستند بلكه جمعي از علماي آنها اجماع شيعة اثنا عشريه را بر تحريف قرآن نقل كرده اند و اين بحثي طولاني است كه جاي آن اينجا نيست اما اشكالي ندارد كه بعضي از علماء شيعه معتقد به تحريف قرآن را ذكر كنيم:

(1)    ابو الحسن فتوني مي گويد: بدان! واقعيتي كه جاي هيچ گريزي از آن نيست، بر اساس اخبار متواتر زير و احاديث ديگر، اينست كه در اين قرآن بعد از رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- تغييراتي رخ داده است و كساني كه بعد از او، قرآن را جمع كرده اند بسياري از كلمات و آيات را انداخته اند (حذف كرده اند) و ممكن است كه بگوييم اين مطالب از ضروريات مذهب تشيع بوده است [1].

 (2) عدنان بحراني مي گويد: اعتقاد به تحريف و تغيير از مسلمات است و اين اجماع فرقه حقة (شيعه اثنا عشريه) است و اين مطلب از ضروريات مذهب آنها است[2].

(3) ابو القاسم، علي كوفي مي گويد: اهل نقل و اثر، خاص و عام اجماع كرده اند كه قراني كه در دست مردم است، اين همة قرآن نيست[3].

(4) مفيد مي گويد: اخباري كه از أئمة هداي آل محمد بطور مستفيض و آشكار آمده است كه در قرآن اختلاف وجود دارد و بعضي از ستمگران از قرآن حذف كرده و در آن نقص ايجاد نموده اند[4].

(5) آيا هنوز تيجاني و منعم مي گويند: فرقه هاي اسلامي بر قرآن اتفاق نظر دارند؟ بله، يك راه دارد و آن اينكه آنها، طائفة اثني عشري خودشان را تكفير نمايند.
----------------------------------
[1] مرآة الانوار ـ المقدمة الثانية 36.                   
[2] مشارق الشموس الدرية 126.
[3] فصل الخطاب 27.
[4] أوائل المقالات 98.(14) تيجاني در صفحة (79) مي گويد:

(خوئي گفت: مسلمانان همه برادرند، چه شيعه و چه سني، و همه خدا را مي پرستند و به او شرك نمي ورزند. قرآن شان يكي، پيامبر شان يكي و قبلة شان هم يكي است و شيعه وسني هيچ اختلافي، هم ندارند جز در مسائل فقهي).

نعمت الله جزائري ميگويد: ما با اهل سنت نه در مورد خدا، نه پيامبر و نه امام يكي هستيم زيرا پروردگاري كه پيامبر او محمد است و خليفة او ابوبكر است، آن پروردگار، پروردگار ما نيست و آن پيامبر، پيامبر ما نيست [1].

كاشاني مي گويد: كسيكه امامت يكي از آنها (ائمه دوازده گانه) را انكار كند او مانند كسي است كه نبوت همة پيامبران را انكار نموده است [2].

 مامقاني مي گويد: آخرين چيزي كه از اخبار بدست مي آيد، نافذ شدن حكم كافر و مشرك در آخرت بر هر كسي 