تِ بِكُمُ اللهُ جَمِيعاً﴾ (البقره/148). «هر جا که باشيد خدا شما را جمع خواهد نمود».

اين آيه اشاره به قيامت است، ولي مجلسي روايت کرده که منظور از آوردن و جمع خدا مردم را، هنگام ظهور مهدي است. بايد گفت: «ألا لعنة الله على الکاذبين».

آية ديگر، سورة مريم، آية 37: ﴿فَاخْتَلَفَ الأَحْزَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ﴾ (مريم/37). «پس اين احزاب ميان خود اختلاف نمودند پس واي بر آنانکه کافرند از محضر روز بزرگ».

خداوند پس از آنکه سرگذشت عيسي -عليه السلام- را در آيات قبل بيان کرده که او بندة خداست و خدا فرزند ندارد، در اين آيه فرموده، پس احزاب و فرقه‌ها دربارة عيسي -عليه السلام- به اختلاف پرداختند و هر حزبي براي خود اعتقادي غير از حزب ديگر درست نمود. بهرحال جميع مفسرين اين آيه را دربارة حضرت عيسي -عليه السلام- دانسته‌اند. ولي مجلسي روايت کرده از حضرت باقر که اين آيه دربارة مردي است از اهل دمشق که او و کسانيکه با او هستند قبل از ظهور مهدي کشته خواهند شد و آن مرد از طايفة بني ذنب الحمار است. شما را به خدا ملاحظه کنيد که چگونه اين راويان از قول ائمه، قرآن را ملعبه و بازيچة خود نموده و هر چه خواسته گفته‌اند. بهرحال ما تا اينجا آيات مورد استناد را آورديم. و البته چند آية ديگر نيز براي علائم ظهور ذکر شده که نامربوط است و تناسبي ندارد، هر که خواهد رجوع کند. و آن آيات عبارت است از آية 51 سورة سبا، و آية 1 سورة معارج، و آية 4 سورة شعراء.

باب يوم خروجه و ما يحدث عنده و مدّة ملکه (روز خروج مهدي و حوادث وقت آن و مدت سلطنت او)

در اين باب مجلسي اخباري آورده که اکثر آن مخالف سنت إلهي و مخالف قرآن است. و مقداري از اين اخبار هم بي‌فايده و مهملات است. و اينجا 84 خبر آورده‌است از همان راويان خراب. ما يک يک از اين اخبار را به نظر خوانندگان مي‌گذاريم تا خود قضاوت کنند. متأسفانه در اين باب و ساير ابواب مکررات زياد است. يک خبر را در ده باب و بيست محل تکرار کرده‌اند.

خبر اول، از حضرت صادق روايت کرده که قائم روز جمعه خروج مي‌کند و در خبر هفدهم از حضرت باقر روايت کرده که او روز شنبه خروج مي‌کند. در حاليکه اين دو خبر ضد و نقيض مجهولي را معلوم نکرده‌اند.

خبر دوم، خنده‌آور و خرافتي است در وصف حجرالأسود مي‌گويد: از بالاي رکني که حجرالأسود است مرغي پائين مي‌آيد و اول کسي است که با قائم بيعت مي‌کند و قسم به خدا آن مرغ جبرئيل و حجت بر قائم است. اينجا قسم براي چه و حجت براي که هست معلوم نکرده‌است. بايد پرسيد: مگر بر غير پيغمبران هم جبرئيل نازل مي‌شود؟!.

خبر سوم، دروغي است برخلاف سنت إلهي، زيرا مي‌گويد: قائم وقت ظهورش در صورت جوان چهل ساله مي‌باشد. در صورتيکه قرآن سورة يس آيه 68 فرموده: ﴿وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الخَلْقِ أَفَلا يَعْقِلُونَ﴾ (يـس/68) «هر که را عمر زياد کنيم در خلقت او نقصان آوريم، آيا به عقل در نمي‌يابند».

﴿وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبْدِيلاً﴾ (الأحزاب/62). «و هرگز در سنت الهي تغيير و تبديلي نخواهي يافت». 

خبر چهارم، از علي بن ابراهيم است که قائل به تحريف قرآن است و قرآن را تحريف کرده، و او از کذابان و غالياني مانند عمرکي و محمد بن جمهور و ديگران نقل کرده يک مطلب خرافي را مي‌گويد: امام فرموده: حم عسق شمارة سال قائم است و ق کوهي است محيط به دنيا از زمرد سبز که سبزي آسمان از آن کوه‌است. 

بايد گفت: زنده باد چنين درياي علم! و نيز گويد: علم هر چيزي در عسق است. نويسنده گويد: از چنان راوياني بهتر از اين معلومات صادر نمي‌شود.

خبر پنجم، راوي به حضرت صادق گفته: تو صاحب مائي؟ او گفته: من صاحب شمايم و من شيخ کبير يعني پيرمردم، ولي صاحب شما جوان تازه‌اي است، يعني صاحب شما برخلاف سنت الهي، پس از هزاران سال اگر راست باشد جوان است.

خبر ششم، برخلاف چندين آية قرآن است، زيرا مي‌گويد: خدا مردي را در آخرالزمان مبعوث مي‌کند تا بميل و يا کراهت و زور مردم را به دين وارد کند و کافري در زمين نمي‌ماند مگر آنکه ايمان مي‌آورد و تمام درندگان با هم صلح مي‌کنند. بايد گفت: اين برخلاف آيات زيادي از قرآن است که مي‌گويد: در دين کراهت و زور نيست و آياتيکه مي‌گويد: محمد (ص) حق اکراه ندارد و اگر مردم دعوت او را نپذيرفتند و ايمان نياورند وظيفة او جز ابلاغ چيزي نيست. و برخلاف دو آيه از سورة مائده‌است که فرموده: ﴿وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ العَدَاوَةَ وَ البَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ القِيَامَةِ﴾ (المائده/64) «و بين ايشان عداوت و کينه انداختيم تا روز قيامت».

و برخلاف آياتي است که مي‌گويد: بشر در اختلاف است و ايمان جبري ارزشي ندارد و خدا آن را نخواسته‌است.

خبر هفتم، رسول خدا (ص) فرموده: مهدي و امر او را خدا در يکشب اصلاح مي‌کند، حال از راويان مجهول الحال خرافي بايد پرسيد: اين خبر را براي ما معني کند آيا مگر فاسد است که اصلاح مي‌کند؟!

خبر هشتم، راويان غالي مسلک روايت کرده‌اند از مفضل بن عمر که اهل غلو و از پيروان ابوالخطاب خبيث بوده و علماي رجال شيعه مانند نجاشي و علامة حلي او را فاسد المذهب معرفي کرده و گفته‌اند به کتب او اعتمادي نيست، متأسفانه کتب شيعه مملو است از احاديث او، بهرحال اين شخص از حضرت صادق روايت کرده که قائم چون قيام مي‌کند مي‌گويد: چون ترسدم فرار کردم، پس خدا مرا حکم داد و از پيغمبران مرسل مرا قرار داد. بايد گفت: ألا لعنة الله على الکذابين.

خبر نهم، ايضا همان مفضل بن عمر که در بالا حال او ذکر شد، پس از طول و تفصيلي گويد: حضرت صادق فرموده: وقت قيام او دوازده پرچم بالا مي‌رود که معلوم نيست کدام پرچم از کدام کس است، راوي غالي گويد: پس من گريه کردم، امام فرمود: چرا گريه مي‌کني؟ گويد: گفتم: از سخن شما که دوازده پرچم بلند مي‌شود تا آخر. بايد به راوي خرافي گفت: دوازده پرچم بلند مي‌شود گريه ندارد، اگر از گمراهي خودت مي‌ترسي که زمان حضرت صادق امام قائمي قيام نکرده.

خبر دهم، روايت کرده يک نفر غالي يعني اسدي از کذابي بنام سهل بن زياد از حضرت جواد که فرموده: مقصود از آية 149 سورة بقره که مي‌فرمايد: ﴿فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللهُ جَمِيعاً إِنَّ اللهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾ (البقره/148)، «سبقت جوئيد در کارهاي نيک که هر جا باشيد خدا شما را گرد آورد زيرا خدا بر هر چيز توانا است».

يعني خداي تعالي شما را براي قيامت و حساب مي‌آورد و جمع مي‌کند وحاضر مي‌گرداند، ولي در اينجا کذاب مذکور روايت کرده که مخاطبين ﴿يَأْتِ بِكُمُ﴾ نيستند بلکه سيصد و سيزده نفري است که موجود نبودند و پس از هزاران سال بدور مهدي جمع مي‌شوند، (بايد گفت: راوي مي‌خواهد بگويد: حضرت جواد زبان عربي نمي‌فهمد و مخاطب را از غيرمخاطب تشخيص نمي‌دهد). بهرحال مي‌گويد: چون ده هزار بدور او جمع شوند آن قدر مي‌کشد و همواره مي‌کشد تا اين