 «خداوند آدم را آفرید و دنیا را به عنوان ملک به او داد، پس آنچه از آدم (ع) بوده است به پیامبر خدا تعلق دارد و آنچه از آنِ پیامبر خدا است به ائمه ال محمد تعلق دارد»(3) .
و طبق عقیده شیعه اولین امام بعد از پیامبر خدا علی (رض) می‌باشد، بنابراین علی به مطالبه زمین فدک مستحق‌تر است نه فاطمه، و علی چنین نکرد، بلکه او گفت: اگر بخواهم راه رسیدن به عسل ناب و گندم و پارچه‌های ابریشمی را بلدم، ولی هرگز چنین نیست که هوای نفس من بر من غالب آید و آز و طمع مرا به انتخاب خوراکی‌ها بکشاند، در حالی که شاید در حجاز و یمامه افرادی هستند که یک تکه نان گیرشان نمی‌آید و هرگز سیر نشده‌اند»(4) .
-----------------------------------------------------------------------------------
1) نگا: فروع الکافی کلینی 7/127.
2) تهذیب الاحکام 9/254.
3) اصول الکافی کلینی – کتاب الحجة باب أن الأرض کلها للإمام 1/476.
4) نهج البلاغة 1/211.(30) ابوبکر با مرتدین جنگید و گفت: اگر از دادن زانوبند شتری که در زمان پیامبر آن را به ایشان (ص) می‌دادند اباء ورزند، با آنها خواهم جنگید. و شیعه می‌گویند علی از ترس اینکه مردم مرتد می‌شوند قرآنی را که پیامبر به او املاء کرده بود و او آن را نوشته بود بیرون نیاورد!! 
در حالی که او خلیفه بود و طبق ادعّای شیعه از سوی خدا کمک می‌شده است و دارای صفاتی آن چنانی بوده است، اما با وجود این از ترس اینکه مردم مرتد می‌شوند قرآن را بیرون نمی‌آورد و راضی می‌شود که مردم در گمراهی بمانند، و ابوبکر، با مرتدان به خاطر یک زانوبند می‌جنگد!!<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:39.txt">پرسش 31</a><a class="text" href="w:text:40.txt">پرسش 32</a><a class="text" href="w:text:41.txt">پرسش 33</a><a class="text" href="w:text:42.txt">پرسش 34</a><a class="text" href="w:text:43.txt">پرسش 35</a><a class="text" href="w:text:44.txt">پرسش 36</a><a class="text" href="w:text:45.txt">پرسش 37</a><a class="text" href="w:text:46.txt">پرسش 38</a><a class="text" href="w:text:47.txt">پرسش 39</a><a class="text" href="w:text:48.txt">پرسش 40</a></body></html>(31) شیعه و اهل سنت همه بر این اجماع دارند که علی (رض) فرد بسیار شجاع و دلیری بوده است که کسی به گرد پای او نمی‌رسیده است، و او در راه خدا، از ملامت هیچ ملامت‌کننده‌ای نمی‌ترسید، و از آغاز زندگی‌اش تا وقتی که به دست ابن ملجم کشته شد یک لحظه این شجاعت از او جدا نگردید، و شیعه اعلام می‌کند که علی جانشین بلافصل پیامبر است.
آیا بعد از وفات پیامبر (ص) شجاعت علی تمام شد و به خاطر این با ابوبکر (رض) بیعت کرد؟ و سپس بعد از او با عمر فاروق (رض) بیعت نمود؟! 
و سپس بعد از عمر بلافاصله با عثمان بن عفان (رض) بیعت کرد؟! 
و آیا نمی‌توانست که حتی برای یک بار بالای منبر پیامبر (ص) برود و با صدای بلند اعلام کند که خلافت از او غصب شده است؟! و او از دیگران به آن سزاوارتر است چون او وصی پیامبر است؟! 
چرا علی با اینکه فردی شجاع و دلیر بود و یاوران و دوستداران زیادی هم داشت چنین نکرد؟!بسم الله الرحمن الرحيم
ستایش خداوندی را سزاست که می‌گوید: ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِيلِهِ﴾. (الأنعام: 153).
«اين راه مستقيم من است، از آن پيروى كنيد! و از راه‏هاى پراكنده (و انحرافى) پيروى نكنيد، كه شما را از طريق حق، دور مى‏سازد!».
و درود خدا بر خاتم پیامبران محمد (ص) که فرموده است: «بنی اسرائیل به هفتاد و یک گروه تقسیم شدند، و امّت من به هفتاد و سه گروه تقسیم خواهد شد؛ که جز یک گروه همه به دوزخ می‌روند، گفته شد ای پیامبر خدا آن یک گروه کدام است؟ فرمود: آن که بر آنچه باشد که امروز من و اصحاب من بر آن هستیم»(1) .

اما بعد: 
ارادة – تکوینی و تقدیری – خداوند بر آن بوده است تا مسلمان‌ها به گروه‌ها و احزاب و مذاهب مختلفی که با یکدیگر دشمنی می‌ورزند و علیه همدیگر توطئه می‌نمایند تقسیم شوند، آری دچار تفرقه گشته و با فرمان خداوند که آنان را امر نموده که به هنگام اختلاف به کتاب خدا و سنّت پیامبرش مراجعه کنند مخالفت ورزیدند، خداوند متعال می‌فرماید: ﴿فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً﴾. (النساء: 59).
«و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا(با عرضه به قرآن) و پيامبر (با رجوع به سنّت صحيح نبوی) بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است».
بنابراین باید همه کسانی که خیرخواه امت خویش هستند و دوستدار یکپارچگی و وحدت آن می‌باشند، تا آن جا که می‌توانند برای متحّد نمودن امت زیر پرچم حق، و باز گرداندن آن از نظر عقیده و شریعت و اخلاق به دوران پیامبر (ص) بکوشند؛ زیرا خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ﴾. (آل عمران: 103).
«و همگى به ريسمان خدا ( قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت)، چنگ زنيد، و پراكنده نشويد».
و از مهمترین گام‌هایی که در این راستا باید برداشته شود، آگاه کردن پیروان فرقه‌های مخالف دعوت قرآن و سنت از عقاید انحرافی‌اشان است، انحرافاتی که آنها را از هدایت و از پیوستن به جماعت مسلمین باز داشته است.
بنابراین به فکر آن افتادم تا این پرسش‌ها را جمع‌آوری کنم، پرسش‌هایی که از جوانان شیعه می‌شود تا شاید عقلای آنان وقتی به این پرسش‌ها فکر کنند به حق باز گردند، پرسش‌هایی که پاسخ درستی برای آن جز پذیرفتن دعوت قرآن و سنّت که از چنین تناقضاتی عاری و به دور است وجود ندارد.
و آنچه یکی از برادران شیعه که به حق هدایت شده است اقدام به آن نموده واقعاً مورد پسند اینجانب قرار گرفت، او تجربة جدایی خود از گمراهی و روی آوردنش به هدایت را در قالب کتابی ارائه داده است و اسم مناسبی برای کتابش انتخاب نموده و آن را «ربحت الصحابة .. ولم أخسر آل البيت»(2)  نامیده است.
انتخاب او بسیار زیبا و درست است؛ چون مسلمان در اینکه هم اهل بیت را دوست بدارد و هم اصحاب (رض) را دوست بدارد اشکالی نمی‌بیند. و او با این کارش مرا به یاد نصراني می‌اندازد که مسلمان شد و کتابی با این عنوان تالیف کرد: «ربحت محمداً ... ولم أخسر عيسى» إ.
باید دانست که بیشتر این پرسش را از سايتهاى اينترنتي بخصوص سايت دفاع از سنّت جمع‌آوری نموده‌ام و مجموعة زیادی از الزامات و پرسش‌هایی که در کتاب‌هایی که روی سخنشان با شیعیان است گردآوری نموده و بعد همه را مرتّب کرده‌ام؛ بنابراین کار من فقط جمع‌آوری و ترتیب بوده است. و از خداوند می‌خواهم که این کتاب را برای جوانان توفیق یافته شیعه سودمند بگرداند، و آن را بر ایشان رهگذری به سوی خیر و خوبی بگرداند، و در پایان به آنان یادآوری می‌کنم که بازگشت به حق از ادامه دادن راه باطل بهتر است، و یکی از آنها اگر هدایت شود و به سنّت عامل و پایبند باشد جایگاه و پاداش او از هزاران سنّی بیکار و تنبلی که از دینشان