نع می‌کند و آنها را به انجام کارهای خیر وادار می‌نماید، و از شرّ آنها را باز می‌دارد، و مردم به صلاح و درستکاری نزدیکتر می‌شوند و از فساد دورتر می‌گردند، و لطف همین است»(3) .
به آنها گفته می‌شود که ائمه دوازده گانه‌تان غیر از علی (رض) به ریاست و حکومت و فرمانروایی نرسیده‌اند، و این قدرت را نداشته‌اند که ظالم را از ظلمش باز دارند و مردم را به خیر وادار نمایند و از شرّ و بدی آنها را باز دارند! پس چگونه ادعاهای خیالی در مورد آنان که هرگز واقعیت نداشته است می‌کنید؟! و اگر فکر کنید طبق باور و عقیدة خودتان آنها امام نیستند، چون لطفی که شما ادعا می‌کنید از آنها حاصل نشده است. 
------------------------------------------------------------------------------------
1) الشیعة فی التاریخ ص 44-45.
2) منهاج الکرامة ص 72-73.
3) اعیان الشیعه 1/2/ص 6.(168) در کتاب نهج البلاغه آمده است که علی (رض) با پروردگارش مناجات می‌کرد و این دعا را می‌گفت: «اللهم اغفر لي ما أنت أعلم به مني، فإن عدت فعد عليّ بالمغفرة، اللهم اغفر لي ما وأيت من نفسي ولم تجد له وفاء عندي، اللهم اغفر لي ما تقربت به إليك بلساني ثم ألفه قلبي، اللهم اغفر لي رمزات الألحاظ وسقطات الألفاظ، وسهوات الجنان وهفوات اللسان».
«بار خدایا آنچه در مورد من که تو بدان از من آگاهتری را بیامرز، اگر باز مرتکب گناه شدم باز مرا بیامرز، بار خدا وعده‌هایی که با خودم کرده‌ام و به آن وفا نکرده‌ام مرا بیامرز، بار خدایا اگر با زبان خود به تو خودم را نزدیک کرده‌ام و دلم با آن مخالفت نموده مرا ببخش، بار خدایا نگاه‌ها و سخنان بیهود و اشتباهات مرا ببخش»(1) .
او (رض) دعا می‌کند که خداوند گناهانش از قبیل فراموشی و خطا و غیره را ببخشد، و این با عصمتی که شما ادعا می‌کنید منافات دارد! 
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) نهج البلاغة (شرح ابن ابی الحدید) 6/176.(13) شیعه می‌گویند که هزاران صحابه در غدیر خم حضور داشتند، و همه شنیدند که پیامبر (ص) علی را به عنوان جانشین خود بعد از وفاتش تعیین کرد؛ اگر چنین است پس چرا از هزاران صحابه یکی نیامد و به خاطر غصب شدن حق علی اعتراض نکرد، حتی عمار بن یاسر و مقداد بن عمرو و سلمان فارسی (رض) چیزی نگفتند و یکی از اینها نیامد و نگفت: ای ابوبکر چرا خلافت را از علی غصب می‌کنی و حال آن که می‌دانی که پیامبر (ص) در غدیر خم چه گفت؟!.(169) شیعیان می‌گویند که هیچ پیامبری نبوده است مگر آن که به ولایت علی (رض) دعوت داده است.!(1)  و خداوند از پیامبران برای ولایت علی (رض) پیمان گرفته است(2) ! و چنان مبالغه و غلو کرده‌اند که شیخ آنها تهرانی می‌گوید: که ولایت علی بر همه چیزها عرضه شده است و هر چیزی که ولایت او را پذیرفته درست شده است، و هر چیزی آن را بپذیرفته فاسد خراب گشته است(3) !.
به شیعه گفته می‌شود که پیامبران به توحید و اخلاص عبادت برای خدا و یگانه‌پرستی دعوت می‌داده‌اند نه به ولایت علی آنگونه که شما ادعا می‌کنید، خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ﴾. (الأنبياء: 25).
«ما پیش از تو هیچ پیغمبری را نفرستاده‌ایم، مگر اینکه به او وحی کرده‌ایم که معبود به حقی جز من نیست پس فقط مرا پرستش کنید».
و اگر ولایت علی چنان که شما ادعا می‌کنید در صحیفه‌های همه پیامبران نوشته شده است؛ پس چرا فقط و تنها شیعیان آن را نقل کرده‌اند و کسی دیگر از آن خبر ندارد؟! و چرا اهل ادیان آن را ندانسته‌اند؟! و بسیاری از پیروان ادیان دیگر مسلمان شده‌اند و این ولایت را ذکر نکرده‌اند، بلکه چرا در قرآن که بر دارندة همه کتابهاست ذکر نشده است؟! 
-------------------------------------------------------------------------------------
1) نگا: بحار الانوار 11/60 و العالم الزلفی ص 303.
2) العالم الزلفی ص 303.
3) ودائع النبوة تهرانی ص 155.(170) آیا ائمه صیغه (ازدواج موقت) کرده‌اند؟! و پسرانی که از صیغه دارند چه کسانی هستند؟!<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:193.txt">پرسش 171</a><a class="text" href="w:text:194.txt">پرسش 172</a><a class="text" href="w:text:195.txt">پرسش 173</a><a class="text" href="w:text:196.txt">پرسش 174</a><a class="text" href="w:text:197.txt">پرسش 175</a><a class="text" href="w:text:198.txt">پرسش 176</a><a class="text" href="w:text:199.txt">پرسش 177</a><a class="text" href="w:text:200.txt">پرسش 178</a></body></html>(171) شیعیان می‌گوید: ائمه آنچه را که شده و آنچه را که می‌شود می‌دانند و هیچ چیزی بر آنها پنهان نمی‌ماند، و علی بن ابی طالب (رض) دروازة علم است؛ پس چگونه علی (رض) حکم مذی را نمی‌داند و کسی را نزد پیامبر (ص) می‌فرستد تا احکام متعلق به مذی را به او بیاموزد؟!(172) جنایتی که از دیدگاه شیعیان اصحاب مرتکب شده‌اند این است که به گفته آنها اصحاب از ولایت علی منحرف شدند و خلافت را به نسپردند، بنابراین از دیدگاه شیعه عادل و درستکار نیستند. سؤال این است که شیعیان چرا در مورد فرقه‌های دیگر شیعه مانند فطحیه و واقفه که امامت بعضی از ائمه را قبول ندارند چنین نمی‌گویند؟! بلکه از افراد این فرقه‌ها دلیل می‌گیرند و آنها را عادل می‌دانند(1) ! این تناقض دلیلش چیست؟! 
----------------------------------------------------------------------
1) نگا: رجال الکشی ص 27، 219، 445، 465 و رجال النجاشی ص 28، 53، 76، 86، 95، 139 و جامع الرواة الأردبیلی1/413.(173) منابع شیعیان به اتفاق می‌گویند که ائمه تقیه می‌کرده‌اند و تقیه یعنی اینکه امام غیر از آنچه در دل دارد چیزی دیگر را اظهار کند، و گاهی ممکن است سخنی بگوید که حق نیست. 
و کسی که تقیه می‌کند معصوم نیست، چون حتماً دروغ خواهد گفت، و دروغ یک گناه است!(174) کلینی نقل می‌کند که یکی از یاران امام علی (رض) از امام خواست تا آنچه را که خلفای گذشته خراب و فاسد کرده‌اند اصلاح کند، اما علی نپذیرفت و گفت اگر این کار را بکند لشکریانش از اطراف او پراکنده خواهند شد(1) ، با اینکه تهمت‌هایی که شیعیان به خلفای قبل از علی (ابوبکر و عمر و عثمان (رض)) می‌زنند شامل چیزهایی است که مخالفت با قرآن و سنت است. آیا ترک کردن علی این مخالفت‌ها را با عصمتی که شیعه ادعا می‌کنند همخوانی دارد؟! 
--------------------------------------------------------------------------------
1) الروضه کلینی ص 29.(175) عمر (رض) قبل از وفاتش شورای شش نفره‌ای را تعیین کرد، سپس سه نفر از آنها دست کشیدند، و سپس عبدالرحمن بن عوف (رض) کنار کشید و عثمان و علی (رض) باقی ماندند، پس چرا علی از همان اوّل نگفت که دربارة او به خلافت وصیت شده است؟! آیا بعد از وفات عمر (رض) از کسی می‌ترسید؟!.(176) در نهایت تعجب باید بگوییم که شیعه روایاتی را جعل کرده‌اند که متضمن اسامی امامان شیعه، بعد از رسول الله (ص) تا مهدی می‌باشند و با این وجود بعضی از مراجع تقلید بزرگ معاصرشان وجود چنین نصی درباره اسامی امامان را انکار می‌کنند، مثلاً الخویی می‌گوید: «روایات متواتر نقل شده از طریق سنّی و شیعه، تعداد امامان را از نظر تعداد دوازده نفر معرفی کرده‌اند ولی ذکر سلسله‌وار اسامی آنها در روایات