آداب و رسوم مشرکان تقريباً يکسان بود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:311.txt">فعاليت در ميدان دعوت و تبليغ؛ نامه‌نگاري براي پادشاهان و فرمانروايان</a><a class="text" href="w:text:312.txt">1- نامه به نجاشي پادشاه حبشه</a><a class="text" href="w:text:313.txt">2- نامه به مقوقس پادشاه مصر</a><a class="text" href="w:text:314.txt">3- نامه به خسرو پادشاه ايران</a><a class="text" href="w:text:315.txt">4- نامه به قيصر روم</a><a class="text" href="w:text:316.txt">5- نامه به مُنذِر بن ساوي</a><a class="text" href="w:text:317.txt">6- نامه به هَوذَه بن علي فرمانرواي يمامه</a><a class="text" href="w:text:318.txt">7- نامه به حارث بن ابي شَمِر غَسّاني فرمانرواي دمشق</a><a class="text" href="w:text:319.txt">8- نامه به فرمانرواي عُمان</a></body></html>الف- فعاليت در ميدان دعوت و تبليغ؛ نامه‌نگاري براي پادشاهان و فرمانروايان
در اواخر سال ششم هجرت، هنگامي که رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- از حُديبيه بازگشتند، باب نامه‌نگاري براي پادشاهان را باز کردند، و آنان را يکي پس از ديگري به اسلام دعوت فرمودند. زماني که آنحضرت اراده فرمودند که براي پادشاهان نامه بنويسند، به ايشان گفتند: اين جماعت، نامه‌اي را که مُهر نداشته باشد، نمي‌خوانند!؟ نبي‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- نيز يک انگشتري نقره براي خودشان درست کردند که نقش نگين آن «محمد رسول‌الله» بود، با اين ترتيب که «محمد» در يک سطر، و «رسول» در يک سطر بالاي آن، و «الله» در سطر سوم بالاي دو سطر نگاشته شده بود، به اين صورت: [1] 

  الله
 رسول
 محمد
پيامبر بزرگ اسلام از ميان يارانشان افراد کارشناس و با بصيرتي را برگزيدند، و آنان را بسوي پادشاهان گسيل داشتند. علامه منصورپوري به قطع اظهار داشته است که اين فرستادگان روز نخست محرم سال هفتم هجرت، چند روز پيش از عزيمت پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- به سوي خيبر، اعزام شده‌اند. متون اين نامه‌ها، و برخي دستاوردهاي اين مکاتبات را ذيلاً يادآور مي‌شويم [2].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- صحيح البخاري، ج 2، ص 872-873.
[2]- رحمةللعالمين، ج 1، ص 171.1- نامه به نجاشي پادشاه حبشه
«نجاشي» لقب پادشاه حبشه بود. اسم وي اصحمه بن ابجر بود. پيامبر اکرم -صلى الله عليه وسلم- نامه‌اي براي او نگاشتند، و در آخرين روز سال ششم يا در يکي از روزهاي محرم سال هفتم هجرت، آن را به همراه عمروبن امية ضمري ارسال فرمودند. طبري متن اين نامه را آورده است؛ اما، نگرش دقيق در اين متن، مي‌رساند که متن آن نامه‌اي که رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- پس از صلح حديبيه نگاشته‌اند نيست؛ بلکه شايد متن آن نامه‌اي باشد که آنحضرت در دوران اقامت درمکه همراه جعفر هنگامي که به اتفاق عده‌اي از مسلمانان به حبشه مهاجرت مي‌کرد- فرستاده‌اند؛ زيرا، در آخر نامه به صراحت از آن مهاجرين ياد شده است:

(وقد بعثت إليکم ابن عمي جعفراً ومعه نفرٌ من المسلمين؛ فإذا جاءک فأقرهم ودع التجبر).

«به سوي شما پسرعمويم جعفر را به اتفاق گروهي از مسلمانان فرستاده‌ام؛ وقتي جعفر به نزد تو رسيد، از آنان پذيرايي کن و سوداي جباريت از سر فرو بنه!»

بيهقي به نقل از ابن‌اسحاق، متن نامه‌اي را که پيامبر اکرم -صلى الله عليه وسلم- به نجاشي نوشته‌اند، چنين آورده است:

(بسم الله الرحمن الرحيم. هذا کتاب من محمد رسول الله إلى النجاشي –الأصحم- عظيم الحبشة. سلام على من اتبع الهدى وآمن بالله ورسوله، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده، لا شريک له، لم يتخذ صاحبة ولا ولداً، وأن محمداً عبده و رسوله، وأدعوک بدعاية الاسلام؛ فإني أنا رسوله، فأسلم تسلم. ﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ﴾[1]. فإن أبيت فعليک إثم النصارى من قومك)[2].

 «بنام خداوند بخشنده مهربان. اين نامه‌اي است از محمد رسول‌خدا به سوي نجاشي- اصحم- بزرگ حبشه. سلام بر آنکس که از هدايت پيروي کند، و به خدا و رسول خدا ايمان بياورد، و شهادت بدهد که خدايي بجز خداي يکتاي بي‌همتا نيست و هيچ شريکي براي او وجود ندارد؛ نه همسر اختيار کرده، و نه کسي را به فرزندي برگرفته است؛ و نيز شهادت بدهد که محمد بنده و رسول او است. تو را به آيين اسلام دعوت مي‌کنم؛ که من رسول اين آيين هستم؛ بيا و اسلام بياور تا سالم برهي! اي اهل کتاب، بياييد با ما بر سر يک کلمه يا سخن شويد و آن اينکه ما و شما بجز خدا را نپرستيم، و با او هيچ‌کس و هيچ‌چيز را شريک نگردانيم، و يکديگر را در کنار خداوند يکتا ارباب خويش برنگيريم؛ آنوقت اگر بپذيرفتند، بگوييد: گواهي دهيد بر اينکه ما مسلمانيم! و اگر خودداري کني از اسلام آوردن، گناه تمامي نصاراي قوم و قبيله‌ات به گردن توست!»

محقق بزرگ جهان اسلام (مقيم پاريس) دکتر حميدالله متن نامه‌اي را منتشر کرده است که اخيراً بر آن دست يافته، و دقيقاً مطابق است با متن نامه‌اي که ابن قيم آورده، و تنها در يک کلمه با آن اختلاف دارد. دکتر حميدالله در راستاي تحقيق اين متن کوششي درخور داشته، و در اين جهت، از کشفيات عصر جديد بسيار مدد جُسته، و تصوير آن را در کتاب خود آورده، که عبارت است از:

(بسم‌الله الرحمن الرحيم. .من محمد رسول‌الله إلى النجاشي عظيم الحبشة. سلام على من اتبع الهدي؛ أما بعد: فإني أحمد إليک الله الذي لا إله إلا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهيمن؛ وأشهد أن عيسى ابن مريم روح الله و کلمته، ألقاها إلى مريم البتول الطيبة الحصينة، فحملت بعيسى من روحه و نفخه، کما خلق آدم بيده، وإني أدعو إلى الله وحده لا شريک له، والموالاة على طاعته، وإن تتبعني وتؤمن بالذي جاءني؛ فإني رسول‌الله، وإني أدعوک وجنودک إلى الله عزوجل، وقد بلغت ونصحت، فاقبل نصيحتي؛ والسلام على من اتبع الهدي)[3].

«بنام خداوند بخشنده مهربان. از محمد رسول‌خدا به نجاشي بزرگ حبشه. سلام بر آنکس که از هدايت تبعيت کند؛ اما بعد، در اين نامه‌ام به تو، خداوندي را سپاس مي‌گزارم که خدايي جز او نيست؛ خداوند ملک قدوس سلام مؤمن مهيمن، و گواهي مي‌دهم که عيسي‌بن مريم روح خداو کلمه خداست، که خداوند آن را به مريم بتول پاک پاکدامن القا فرمود و مريم عيسي را بر اثر روح خدا و دميدن خدا باردار گرديد؛ چنانکه خدا آدم را با دستان خويش آفريد. من بسوي خداوند يکتاي بي‌همتا دعوت مي‌کنم که هيچ شريک ندارد، و نيز به فرمانبري پيوسته از او فرامي‌خوانم، و اينکه از من تبعيت کني، و به آنچه براي من رسيده است ايمان بياوري؛ که من رسول خدا هستم، و من تو را و لشکريان تو را به سوي خداوند عزوجل فرامي‌خوانم، و کار تبليغ و نصيحت خودم را انجام دادم؛ تو نيز نصيحت مرا بپذير، و سلام بر آنکس که از هدايت پيروي کند».

مرحوم دکتر حميدالله تأکيد کرده است بر اينکه اين متن، همان نامه‌اي است که نبي