 شيعه امامي ميكنم و از آنان جهت همكاري در خط تصحيح و انفاق در راه اهدافش دعوت بعمل مي آورم. چون تصحيح براي آنان و براي نجات آبرويشان، و خلاصيشان از آن طوق بندگي است كه واليان فقيه و مجتهدان بر گردنشان گذارده اند. پس آنان در همراهي با كاروان تصحيح،  وكمك به آن اولويّت دارند. 

در اين مقاله ميخواهم نقشه اي را كه قصد انجامش را به كمك برادران كريم خود دارم بيان كنم. انجام اين نقشه احتياج زيادي به كمكهاي مالي دارد. و در نتيجه از ثروتمندان شيعه و تجار، و بخصوص كسانيكه پيرو و مقلد جدّ بزرگوارم، امام بزرگ سيد ابو الحسن رحمه الله بودند، و هنوز در گوشه و كنار زمين زيست ميكنند، دعوت ميكنم كه در راه انجام اين نقشه و طرح بر حسب توانائي خود شركت نمايند. هر كسي بخواهد ميتواند مسئوليت انجام طرحي از اين طرحها را بعهده بگيرد. و در غير اينصورت در حد توانائي در اين امر شركت نمايد. البته بايد ذكر كنم كه آنچه را كه از ثروتمندان شيعه ميخواهم، هرگز از آنچه در مورد طبقه روشنفكر بيان نموده ام جدا نميسازم. 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:16.txt">1.برگزيدن گروهي از علم و فضيلت جهت پاكسازي و تصحيح كتابهاي روايات، و احاديثي كه به ائمه ما بصورت دروغ و بهتان نسبت داده شده اند</a><a class="text" href="w:text:17.txt">2.كتاب (فقه الصادق) را به رشته تحرير در آورديم تا در مسائل فقهي مورد نياز شيعه، بعنوان مرجع قرار گيرد</a><a class="text" href="w:text:18.txt">3. بوجود آوردن مركزي دائم جهت آماده سازي داعيان تصحيح، تا بتوانند تداوم بخش اين فكر باشند</a><a class="text" href="w:text:19.txt">4. هميشه عقيده داشته ام و هنوز هم عقيده دارم كه اگر وضعيت شيعه ايران اصلاح گردد، در نتيجه وضعيت شيعه در نقاط ديگر جهان نيز اصلاح خواهد شد</a><a class="text" href="w:text:20.txt">5. تصحيح احتياج به مجلّاتي دارد كه به لغات رايج مورد تكلم شيعيان جهان نوشته شوند</a><a class="text" href="w:text:21.txt">6.شوراي تصحيح كه مشتمل بر علماي شيعه مومن به مسئله تصحيح بوده، و نتيجتا به برپائي كنفرانس جهاني علماي شيعه هوادار تصحيح بيانجامد</a></body></html>و اما طرحهائي كه در رابطه با تصحيح ميخواهم بيان كنم و از شيعيان امامي انتظار مشاركت در آن را دارم، در اين امور خلاصه ميشوند: 

1.برگزيدن گروهي از علم و فضيلت جهت پاكسازي و تصحيح كتابهاي روايات، و احاديثي كه به ائمه ما بصورت دروغ و بهتان نسبت داده شده اند. اين روايات عموما رواياتي هستند كه ولاة فقيه و مجتهدين در ادخال بدعتها و خرافات و پيچيدگيها، در مذهب پاك و درخشان ما، به آنان استناد ميكنند. اين روايات نقشي اساسي و ويرانگر در تفرقه و زد و خورد شيعه و سني و برعكس بازي كرده اند. و همچنين در اين روايات اموري يافت ميشوند كه مصلحت فقهاء و سطوت و حكمراني آنها را تضمين ميكنند. همانطور، رواياتي كه در مورد تقيه، ازدواج متعه و امور شگفت انگيز ديگر وارد شده، و به ائمه نسبت داده ميشوند، و در مورد آنان در كتابهاي (عقيده شيعه امامي) و (شيعه و تصحيح) شرح كامل داده شده است. اين عمل سنگين و ضروري احتياج به بذل مال و كوشش زيادي دارد چون پاكسازي و تصحيح اين كتابها بتنهائي هيچ دردي را دوا نميكند، مگر اينكه اين كتابهاي تصحيح شده به چاپ رسيده و توزيع گردند. اين كتابها مشتمل بر هزاران مجلد بزرگ ميباشند كه بدون مشاركت و بذل مال زياد، تصحيح و چاپ آنان امكان پذير نميباشد. 
به مشاركت در طرحهاي آن، ميتوانند با ما همكاري نموده، خداوند را بر اين توفيق شكر گذار باشند. 2.كتاب (فقه الصادق) را به رشته تحرير در آورديم تا در مسائل فقهي مورد نياز شيعه، بعنوان مرجع قرار گيرد. ترجمه اين كتاب به لغتهاي فارسي، اردو، هندي، تركي، و انگليسي، يعني همان لغتهائي كه شيعه بدانها تكلم ميكنند بسيار ضروري است. و پس از آن به مرحله چاپ و نشر اين كتابها ميرسيم، كه به نوبه خود از  مهمترين مراحل رهائي شيعه از بردگي و استبداد فكري است، كه از تبعيت آنان از آيت الله ها و حجت الاسلامها و ثقه الاسلامها ناشي ميشود. اين القاب و تعابير ساخته دست خود آن حضرات است، كه خود را به آن ملقب نموده اند و شيعه هيچ اختياري در آن ندارد. بگذاريد صريح بگويم كه اين القاب در زمان رسول خدا و سلف صالح و قرون آغازين اسلامي هيچگونه عرفي نداشته اند. لقب آيت الله در حقيقت از لقبي مجوسي (زرتشتي) تحريف شده كه كاهنان، پادشاهان ايران را بدان ملقب ميكرده اند، و آن لقب ظل الله است، كه به آيت الله تبديل شده تا لقب ولاة فقيه باشد. 

براستي كه تبعيت شيعه و تقليد آنان بصورت مستقيم از امام صادق، شايسته تر بوده و سعادت دنيوي و اخروي آنان را تضمين ميكند. و در نتيجه اين تبعيت، شيعه امامي از چنگال اسارت فكريي كه دروازه قرن اسير آن بوده است رهايي خواهد يافت. در زمانيكه ولاه فقه خود را ناقلان فقه امام صادق معرفي كرده، و شيعه را به بندگي گرفته اند، آيا بهتر نيست كه شيعه بدون پرداخت ماليات هنگفتي كه واليان فقه بر آنان تحميل و تفريض كرده اند، بصورت مستقيم و بدون واسطه به مصدر اول خود، يعني فقه امام صادق باز گردند . 

3.بوجود آوردن مركزي دائم جهت آماده سازي داعيان تصحيح، تا بتوانند تداوم بخش اين فكر باشند. چون (موسي موسوي) روزي خواهد مرد، اما اين طرح و نقشه بايد زنده باقي مانده، و ثمره خود را به بار بنشاند. و اين مركز در چهار ديواري خود، بايد علماء و روشنفكران شيعه را در پناه گرفته، تا بتوانند با كوشش بدون وقفه و مستمر خود، به طرحهاي اشاره شده، و طرحهايي كه به آن اشاره خواهد شد جامه عمل بپوشانند. حركت تصحيح نبايد به حركت يك، و يا دو نفر منحصر شود. تصحيح، رسالتي است كه عظمت و ارزش خاص بخود را دارد، و بايد افرادي مخلص و با ايمان نسل پس از نسل آن را دنبال كنند. پايگاه اين مركز ميتوان در آمريكا، كانادا، و يا سويس باشد. ممكن است كسي سئوال كند كه، هنگامي كه مضمون اين دعوت بازگشت به عصر رسالت و سلف صالح و اهل بيت است، چرا نبايد مقر اين دعوت در يكي از كشورهاي اسلامي انتخاب شود؟ بگذاريد جواب اين سئوال را در يك جمله عرض كنم: اگر در زمينهاي عريض و وسيع كشورهاي اسلامي، از تنگه جبل الطارق گرفته تا درياي چين، ميتوانستم يك وجب زمين پيدا كنم كه در آن با آزادي رسالت خود را عنوان نموده، و در آخر شب با زيارت پليس روبرو نشوم، و يا ميتوانستم حتي يك صفحه مقاله حول مسئله تصحيح به چاپ رسانيده، و با نيروهاي امنيت روبرو نشوم، مطمئن باشيد در آن يك وجب زمين مقر خود را قرار ميداده و مستقر ميشدم. اما …… ولا حول ولا قوة إلا بالله. 

براي شخص مومن به رساله تصحيح بسيار تاسف بار است كه در قلب (نيويورك) قصر مستحكمي را ببندد كه از اموال شيعه ساخته شد، و اولا مركز قوم پرستي و تفرقه اندازي بين خود شيعه، و در ثاني مركز تفرقه افكني ميان شيعه و ساير فرقه هاي اسلامي است. آري اموال شيعه بجاي انفاق در تشكل وحدت اسلامي، و شئون تصحيح و مصالح مسلمانان، اينچنين عبث و بيهوده به بطالت خرج ميشود. 
3