‌ نظامي‌ به‌ ايران‌ از سوي‌ امريكا وانتقال‌ عوايد آن‌ به‌ ضد انقلابيون‌ نيكارگوئه‌ مطلع‌ شدند، رفسنجاني‌ رئيس‌ جمهور فعلي‌ ايران‌ از روي‌ ناچاري‌ در نمازجمعه‌ تهران‌ به‌ سفر مك‌ فارلين‌ به‌ ايران‌ اعتراف‌ كرد و با وقاحت‌ تمام‌ گفت‌ برادران‌ پاسدار ما در فرودگاه‌ كيك‌ را خوردندو چيزي‌ به‌ ما نرسيد! 
هنگاميكه‌ افغانستان‌ توسط‌ نيروهاي‌ شوروي‌ سابق‌ اشغال‌ شده‌ بود و مسلمانان‌ اين‌ كشور با كفار جهاد مي‌كردند، دولت‌شيعه‌ حاكم‌ بر ايران‌ داراي‌ عاليترين‌ سطح‌ روابط‌ با شوروي‌ سابق‌ بود و هيچگاه‌ مسئله‌ اشغال‌ افغانستان‌ بر روابط‌ حسنه‌ميان‌ ايران‌ و شوروي‌ تأثير نگذاشت‌. از جانب‌ ديگر سردمداران‌ شيعه‌ ايران‌ سعي‌ در ترور و تخريب‌ در كشورهاي‌اسلامي‌ و ايجاد تفرقه‌ و اختلاف‌ ميان‌ مسلمانان‌ داشته‌ و دارند. در افغانستان‌ احزابي‌ شيعي‌ براه‌ انداختند كه‌ كارشان‌ هنگام‌ جهاد افغانستان‌ منحرف‌ كردن‌ اذهان‌ از مسئله‌ اصلي‌ يعني‌ جهاد و ايجاد تفرقه‌ در صفوف‌ مجاهدين‌ بود كه‌ هنوزهم‌ آثار سوء آنرا در افغانستان‌ مشاهده‌ مي‌كنيم‌. 
يا در لبنان‌ گروهي‌ از شيعيان‌ را تجهيز و تحريك‌ كردند تا مسلمانان‌ فلسطيني‌ را مورد حمله‌ قرار دهند و يا افرادي‌ را تحت‌عنوان‌ جهاد اسلامي‌ ربوده‌ و بدينوسيله‌ چهره‌ منزه‌ اسلام‌ را نزد جهانيان‌ مخدوش‌ سازند. سردمداران‌ شيعه‌ ايران‌، حتي‌در داخل‌ ايران‌ و نسبت‌ به‌ شيعيان‌ ايران‌ هم‌ رحمي‌ نكردند و به‌ بهانه‌ اسلام‌ و حفظ‌ كيان‌ تشيع‌ و در واقع‌ حفظ‌ حكومت‌خودشان‌، هزاران‌ تن‌ از مردم‌ ايران‌ را كه‌ مخالفت‌ حكومتشان‌ بودند از دم‌ تيغ‌ گذراندند و ميليونها تن‌ از مردم‌ شيعه‌ ايران‌را آواره‌ ساير كشورها كردند و جز ويراني‌، فقر و فساد ارمغاني‌ براي‌ مردم‌ ايران‌ به‌ همراه‌ نياوردند. حاكمان‌ ايران‌ كه‌ ادعامي‌كنند خواهان‌ وحدت‌ شيعه‌ و سني‌ هستند، نسبت‌ به‌ اهل‌ سنت‌ ايران‌ كه‌ بخش‌ بزرگي‌ از جامعه‌ ايران‌ را تشكيل‌مي‌دهند ظلم‌ و ستم‌ مضاعفي‌ اعمال‌ مي‌كنند و از طرِ گوناگون‌ منجمله‌ تهديد يا تطميع‌ در صدد تغيير مذهب‌ اهل‌سنت‌ ايران‌ برآمده‌اند. كما اينكه‌ در سال‌ 1994 ميلادي‌ برابر با 1372 هجري‌ شمسي‌ دولت‌ ايران‌ مسجد اهل‌ سنت‌ درشهر مشهد (مسجد شيخ‌ فيض‌) را تخريب‌ كرده‌ و چند روز بعد هنگاميكه‌ هزاران‌ تن‌ از از اهل‌ سنت‌ زاهدان‌ در مسجدمكي‌ اين‌ شهر اقدام‌ به‌ يك‌ گردهمايي‌ اعتراض‌آميز نسبت‌ به‌ تخريب‌ مسجد شيخ‌ فيض‌ كرده‌ بودند، نيروهاي‌ دولتي‌ به‌درون‌ مسجد حمله‌ كرده‌ و مسلمانان‌ بي‌ پناهي‌ را كه‌ درون‌ خانه‌ خدا جمع‌ شده‌ بودند بيرحمانه‌ آماج‌ گلوله‌هاي‌ خودقرار دادند و دهها تن‌ از آنان‌ را كشته‌ و زخمي‌ و صدها تن‌ را دستگير و روانه‌ زندانها كردند. حاكمان‌ ايران‌ هنگاميكه ‌هندوهاي‌ متعصب‌ مسجد بابري‌ در هندوستان‌ را تخريب‌ كردند، سينه‌ چاك‌ مي‌كردند و در سوگ‌ شهادت‌ مسجد بابري ‌اشك‌ تمساح‌ مي‌ريختند. اما ديري‌ نپائيد كه‌ با تخريب‌ مسحد شيخ‌ فيض‌ مشهد و سپس‌ هتك‌ حرمت‌ خانه‌ خدا  به‌ رگباربستن‌ مردم‌ مسلمان‌ زاهدان‌ درون‌ مسجد مكي‌ اين‌ شهر پرده‌ تزوير و فريبكاري‌ از چهره‌ شان‌ فرو افتاد. (براي‌ آگاهي‌بيشتر مراجعه‌ شود به‌ كتاب‌ اهل‌ السنة‌ والجماعة‌ في‌ ايران‌ و كتاب‌ فرياد اهل‌ سنت‌ خراسان‌) 
از ديگر موارد فريبكاري‌ و تزوير حاكمان‌ شيعه‌ ايران‌ و منجمله‌ شخص‌ خميني‌، فتوي‌ خميني‌ مبني‌ بر واجب‌ القتل‌ بودن‌ سلمان‌ رشدي‌ به‌ جرم‌ اهانت‌ به‌ قرآن‌ كريم‌ و پيامبر (ص‌) و يارانش‌ بود. اما گوئي‌ خميني‌ فراموش‌ كرده‌ بود، اهانت‌هايي كه‌در كتب‌ شيعيان‌ نسبت‌ به‌ ساخت‌ قرآن‌ و اصحاب‌ و همسران‌ پيامبر (ص‌) روا داشته‌ شده‌، از آنچه‌ كه‌ سلمان‌ رشدي‌نوشته‌ بالاتر و بيشتر است‌. 
از جمله‌ طعنه‌ به‌ كتاب‌ خدا و متهم‌ كردن‌ اصحاب‌ به‌ تحريف‌ آن‌ و ناسزا و دشنام‌ گوئي‌ به‌ همسران‌ پيامبر (ص‌) كه‌ اهل‌بيت‌ او هستند و نيز ياران‌ آنحضرت‌. 
بهتر بود خميني‌ ابتدافتوي‌ مي‌داد كه‌ كتابهاي‌ شيعي‌ كه‌ در آنها جز ناسزا به‌ ياران‌ و همسران‌ پيامبر (ص‌) و ايجاد ترديد درصحت‌ و كامل‌ بودن‌ قرآن‌ چيز ديگري‌ يافت‌ نمي‌شود، پاكسازي‌ شوند. چرا كه‌ آنچه‌ در كتب‌ شيعيان‌ آمده‌ و آنچه‌ سلمان‌رشدي‌ نوشته‌ مشابهت‌ و همساني‌ زيادي‌ با هم‌ دارند. 
آيا فرقي‌ بين‌ سلمان‌ رشدي‌، نور طبرسي‌، ملا محمد باقر مجلسي‌، كليني‌، شيخ‌ عباس‌ قمي‌، گلدزيهر مستشرق يهودي‌وجود دارد؟ همگي‌ گواهان‌ دروغيني‌ هستند كه‌ عليه‌ كتاب‌ خدا گواهي‌ داده‌ و در مصاديق‌ آن‌ ترديد ايجاد كرده‌ و به‌ آن‌توهين‌ مي‌كنند. آيا اسلامي‌ كه‌ اينان‌ مدعي‌ آن‌ هستند همان‌ آئين‌ پاك‌ محمدي‌ است‌؟ و آيا دوستي‌ اهل‌ بيت‌ اسن‌ است‌؟خواننده‌ و شنونده‌ بايد بعد از اين‌ به‌ اين‌ سؤال‌ پاسخ‌ گويد كه‌ آيا يگانگي‌ و وحدت‌ ميان‌ شيعه‌ و سني‌ جز با اصلاح‌انحرافاتي‌ كه‌ شيعيان‌ به‌ آن‌ چنگ‌ زده‌اند امكان‌ دارد؟ در حقيقت‌ دعوت‌ به‌ وحدت‌ مترادف‌ با ادغام‌ مذاهب‌ ديگر درمذهب‌ تشيع‌ است‌ چنانچه‌ عملاً در ايران‌ اين‌ كار را مي‌كنند. ما به‌ كساني‌ كه‌ آرزوي‌ وحدت‌ اسلامي‌ را دارند مي‌گوئيم‌ تاوقتيكه‌ علماء و مراجع‌ شيعه‌ از مواضع‌ ناحق‌ شان‌ عدول‌ نكنند و انحرافات‌ موجود در مذهبشان‌ را اصلاح‌ نكنند،انديشه‌ وحدت‌ امت‌ اسلامي‌ رؤيايي‌ بيشتر نخواهد بود. اينها همه‌ انحرافات‌ و تجاوزاتي‌ است‌ كه‌ بنام‌ اهل‌ بيت‌ ومذهب‌ اهل‌ بيت‌ انجام‌ مي‌گيرد كه‌ اهل‌ بيت‌ در واقع‌ از آنها بيزار هستند. 
خطاب‌ به‌ آن‌ دسته‌ از فرزندان‌ اهل‌ سنت‌ كه‌ يا بي‌ خبرند و يا تجاهل‌ مي‌كنند، مي‌گوئيم‌ چگونه‌ با كساني‌ اختلاط‌ كرده‌ وحاضر به‌ دوستي‌ مي‌شود كه‌ به‌ ابوبكر و عمر و عائشه‌ دشنام‌ و ناسزا مي‌گويند؟ 
تا زمانيكه‌ اين‌ عقيده‌ اصلاح‌ نشود ما شاهد اين‌ دور تسلسل‌ خواهيم‌ بود و گذشته‌ از خميني‌هاي‌ ديگري‌ كه‌ در سايه‌ اين‌عقيده‌ باطل‌ ظهور خواهند كرد، عامه‌ مردم‌ شيعه‌ نيز از قربانيان‌ اين‌ عقيده‌ خواهند بود. حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ محققين‌ بعد از بررسي‌ عملكرد شيعيان‌ در اين‌ زمينه‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند كه‌ شيعه‌ هيچگونه‌نقشي‌ در دعوت‌ غير مسلمانان‌ و كفار به‌ اسلام‌ نداشته‌اند. علت‌ آن‌ نيز كاملاً روشن‌ و بديهي‌ است‌. به‌ عكس‌ انديشه‌ واعمال‌ و كردار شيعيان‌ باعث‌ بدبيني‌ و دوري‌ غير مسلمانان‌ از اسلام‌ شده‌ ا