تايش او مي‌گفتند: او تنها موجود روي زمين است. معبودي جز او وجود ندارد. اگر کسي صحبت از مرگ جنيد مي‌کرد زندگي را به کامش تلخ مي‌کردند. بعد از مرگ جنيد خليفه‌هاي او از اطراف و اکناف جمع شده پيوندهاي الوهيت حيدر را اعلام مي‌کنند. تعدادي از قبايل طالش روم و سياهکوه (قرچه‌داغ) در اطراف او جمع آمده او را معبود خود ساخته و نماز عبادت را به کنار نهاده شيخ را قبله حاجات و مسجد آمال خود نهادند. اساس مذهب حيدريه بر تشيع تعصب‌آميز و دشمني فراوان با اهل سنت قرار گرفته‌ بود. آنها قرآن را ناقص مي‌دانستند. علت تحول مرشدان و پيروان صفويه از رويه خانقاه‌نشيني و مسالمت‌کاري با سلاطين اهل سنت و گرايش آنها به ايجاد دولتي جداگانه از شيخ جنيد شروع مي‌شود. او و فرزندانش با پيوستن به عقيده اهل حق و حروفيه و بکتاشيه و نوربخشيه که همه آنها در حقيقت يک چيز بودند قدرت دنيوي کسب کردند. ميدان فعاليت اين فرقه‌ها از خوزستان و آناتولي و ديار بکر و کرمانشاهان و لرستان تا سواحل رود ارس و موصل و بصره و ماوراءالنهر و خراسان و افغانستان و هندوستان گسترده بود. پيروزي‌هاي سريع نظامي شاه اسماعيل در ابتداي کارش بخاطر گستردگي فعاليت اين فرقه‌ها بود و گرنه شاه اسماعيل هيچگاه موفق نمي‌شد سرزمين به آن وسعت را به زير فرمان خود آورد. زکي وليدي طوغان در کتاب منشأ صفويان مي‌نويسد: تعداد صفويان دو ميليون نفر بود که اجداد آنها دو يا سه قرن قبل از قدرت‌گيري آنها با حملات مغولان بطرف آناتولي رانده شده بودند آنان بعد از قدرت‌گيري به ايران سرازير مي‌شوند و موفق به اشغال آن مي‌شوند. وقتي صفويه ايران را اشغال کردند بجز معدودي از پيروان فرقه‌هاي نامبرده بقيه جمعيت ايران که آنرا تا چهل ميليون نوشته‌اند اهل سنت بودند حتي خود پيروان فرقه‌هاي بالا از مذاهب اصلي شيوخ خود تا زمان قدرت‌گيري صفويه بي‌خبر بودند. 
همين امر باعث شد که پيروزي‌هاي برق‌آساي آنها و اشغال سرزمين‌هاي خيلي زود فروکش کند. علامه فضل‌الله بن روزبهان خنجي در مقدمه تاريخ عالم‌آراي اميني مي‌نويسد: گروهي از بدعت‌گزاران اين سرزمين را اشغال کرده‌اند و نظريات رافضي و فرقه‌گرايي را توسعه داده‌اند. اين مسأله باعث شد که من سرزمين پدري خود را ترک گويم و پس از وداع با عزيزان و ياران راه تبعيد را در پيش گيرم. از اين رو شهر اصفهان خود را پشت سر گذاشتم و به کاشان آمدم و در آنجا ساکن شدم، يعني جائي که نظريات اهل سنت و جماعت گسترده است و از فرقه‌گرايي و الحاد خبري نيست. دليل ديگري که اثبات مي‌کند در ايران شيعه محلي از اعراب نداشته است جذب علماء شيعه از خارج ايران براي بسط اين مذهب بوده است که اين مسئله توسط دکتر زرين‌کوب در روزگاران و دکتر ذبيع‌الله صفا در تاريخ ادبيات در ايران و ديگر نويسندگان منصف ايراني به آن اذعان شده است. دليل ديگر قبيله‌هاي تشکيل دهنده سپاه قزلباش مي‌باشد که يا مانند قبيله افشار مغول بوده‌اند يا اينکه در آناتولي مستقر بوده‌اند و بعد از قدرت‌گيري روانه ايران شدند. مانند دو قبيله استاجلو و تکلو در آسياي صغير. راجر سيوري در کتاب عصر صفوي مي‌نويسد: 
صفويه همين که با استفاده از ايدئولوژي خاص خود به قدرت رسيد، عمداً به محو کردن شواهدي در مورد منشأ خود آغازيدند که ممکن بود باعث ضعف کارآيي اين ايدئولوژي شود و پايه‌هاي را که اين عقيده بر آن استوار بوده مورد سؤال قرار گيرد. کسروي نيز اين مسئله را مورد بررسي قرار داده است و دروغ بودن سيادت صفويان را اثبات کرده است(3). صفويه‌ها براي آنکه بتوانند در ايران به راحتي حکومت کنند، نسب شيخ صفي‌الدين را با بيست واسطه به امام موسي کاظم -رضی الله عنه- رسانده بودند و او و اولادش را سيد مي‌دانستند. اين تنها موردي نبود که صفويه دست به تحريف آن زد بلکه آنها کار را به جايي رساندند که حتي بزرگان اهل سنت در ايران را نيز به شيعه‌گري منسوب کردند. بزرگاني که در تمام طول حيات خود در نشر مذهب اهل سنت کوشيده بودند. کساني مانند مولوي، جامي، سعدي شيرازي، فردوسي و.... 
.....................................
(1) در اين باره بنگريد به شمس‌العارفين حجت علي شاه نعمت‌الهي و تاريخ مشعشيان سياوش دلفاني و تاريخ مشعشيان کسروي و تشيع و تصوف دکتر الشيبي. 
(2) زندگاني شمس‌العارفين، صفحه 297-295، و مشعشعيان کسروي، صفحه 48-47. 
(3) شيخ صفي و تبارش.1- نظريه حق الهي پادشاهان ايران در قبل از اسلام که در هيأت جديد ظل الله في الارض ظاهر شد. بر اساس اين نظر شاهان از خدا يزدي برخوردارند و در حقيقت نماينده و جانشين خداوند در زمينند. اين نوع حکومت همان حکومت ديني است که در اسلام منفور است. 
2- ادعاي آنها مبناي بر اينکه نماينده مهدي موعود مي‌باشند. 
3- مقام پادشاهان به عنوان مرشد کامل پيروان طريقت صفويه که به نام صفويه شناخته شده‌اند سلطان حيدر کلاه بر ترکماني را به کلاه سرخ دوازده ترک (نشانگر 12 امام) بدل نمود و مريدانش به واسطه داشتن اين کلاه سرخ بود که به سرخ‌سران يا قزلباشان شهرت يافتند. 
4- فئوداليسم(1) : شاه اسماعيل با اعطاي زمين و ملک به سرکردگان قبايل قزلباش: تکلو، ذوالقدر، شاملو، روملو، افشار، استاجلو، قاجار، ورساق و ديگر قبايل که حامي وي بودند اساس فئوداليسم را در ايران پايه گذاشت وي به اين ترتيب توانست حکومتش را در ايران مستحکم کند. 
5- روحانيت: در همان ابتداي تشکيل حکومت صفويه با ورود ملايان عرب و سرازير شدن روحانيان مسيحي از اروپا بخصوص لهستان(2) به ايران نهادي روحاني همچون دوره ساساني و کليساي کاتوليک روم جزو لاينفک حکومت صفوي گرديد. کساني که از اطاعت آنان سرباز مي‌زدند در شمار مشرکان و دشمنان خدا بحساب مي‌آمدند. در اين باره حديثي از حضرت امام جعفر صادق به مضمون زير ساخته بودند: امام جعفر صادق: انظرو الي من کان منکم قدروي حديثنا ونظر في حلالنا وحرامنا وعرف أحکامنا، فارضوا به حکماً، فاني قد جعلته حاکماً، فاذا حکم (3) بحکم، فمن لم يقبله فإنما بحکم الله استخف وعلينا رد وهو راد وهو راد علي الله وهو علي حد الشرک، به نقل از روضات الجنات جلد چهارم صفحات 362 تا 363 خاصه که مجتهد اعلم را نايب امام زمان مي‌دانستند و خاتم المجتهدين را وارث علوم سيدالمرسلين و نايب ائمه معصوم مي‌دانستند و شاه طهماسب با توجه به اين اصل هر گونه عدم پيروي از روحاني اعظم را ملعون و مردود مي‌شمارد. اين اصل در تمام دوران صفويه وجود داشت و در دوران فتحعلي‌شاه قاجار دوباره از نو زنده شد. 
......................................
(1) انقراض سلسله صفوي.
(2) لکهارت، صفحه 23. 
(3) در اين مورد به سفرنامه‌ها و همچنين کتاب‌هائي که درباره روابط خارجي ايران در دوره صفويه نوشته شده رجوع شود. بدون شک اولين مشخصه هويت ملي يک قوم زبان آن قوم است. صفويه زبان فارسي که بزبان ملي ايران بوده و هست را از رسميت انداختند زبان ترکي را بجاي آن نشاندند. آذربايجان که زبان آذري خود را در 