ل شده است. 
آزاده‌دلان گوش بمالش دادند
		و زحسرت و غم سينه بنالش دادند

پشت هنر آن روز شکست درست
		کين بي‌هنران پشت به بالش دادند

تيز دادن و سيلي زدن بر فردي از لطافت خوي مي‌شمارند و دشمني با يکديگر و سفاهت را نسبت به تأثير روحاني بي‌خطر مي‌دانند. در يک چنين روزگاري که قحطي مردانگي و جوانمردي است و روز بازار گمراهي و ناداني، نيکان، بدحال و خوارند، و اشرار تثبيت و بر سر کار، کريم فاضل، تافته دام محنت است و نادان پست کامياب، هر آزاده‌اي بي‌زاد است و هر رادمردي مردود، هر صاحب نسبي بي‌نصيب گرديده و هر والاگوهري خارج از گود نشسته و هر هوشمندي مصادف با مصيبتي است، هر گوينده‌اي گرفتار حادثه‌اي، هر عاقلي اسير غير مکلفي، هر کامل درگير ناقصي، و هر عزيزي ناگزير تابع ذليلي و هر اهل تشخيصي در دست فرومايه‌اي گرفتار آمده است، مي‌توان دريافت که صاحبان درجات عالي و هوشمندان و دانايان تا چه حدودي در فشارند. 
در اين دوران همه دشمنان اسلام دست بدست يکديگر دادند تا اسلام و مسلمين را بکلي نابود کنند. پيمان‌هايي بين آنها منعقد شد و جنگ‌هاي بسيار شديد بين آنها و مسلمين درگرفت. بسياري از سرداران و منشيان مغولان از دشمنان قسم خورده مسلمين بودند. جريان را در سه قسمت جداگانه شرح مي‌دهم. 
1- يهوديان: سر دسته يهوديان صليبي بود بنام سعدالدولة که از پزشکان ارغون (683-610 ه‍.ق) بود. وي از ابهر زنجان بود و توانست با حيله‌هاي فراوان در سال 686 به وزارت ارغون برسد. سعدالدولة بزودي دست عموم عمال و کارکنان مسلمان را از کار کوتاه کرد و از طرف خود همه ارکان حکومتي را در دست يهوديان و مسيحيان گذاشت. سعدالدولة سپس امور مالي کشور را تحت اداره خود آورد و دست جميع امراي ارغون را از همه جا کوتاه ساخت. وي ارغون را متقاعد کرد که ادعاي پيامبري بکند و به مکه حمله برده آنجا را از بت پر کند و علماي اسلام را قتل‌عام کند. اما قبل از اينکه اقدامي صورت گيرد. سعدالدولة به دست امراي ارغون که از وي ناراضي بودند به هلاکت رسيد، (صفر 690 ه‍.ق) شش روز بعد از ارغون نيز مرد. 
2- مسيحيان(2) : هجوم مغول به جهان اسلام در جهان مسيحيت به چشم هديه‌اي الهي نگريسته شد. نفوذ مسيحيان در دستگاه مغول نقش تعيين‌کننده‌اي در سياست‌هاي مغول در ايران بجا گذاشت. اروپائيان در عرض کمتر از ده سال سه هيئت به دربار مغول در قراقورم روانه کردند. هيئت اول که در شوراي مذهبي 1245م منعقد شده بود به رياست ژان دوپلا نوکارپيني در سال 1246م موقع انتخاب گيوک بن اوگتاي بن چنگيز به قراقورم فرستاده شد. گيوک فرستادگان پاپ را به گرمي پذيرفت. گيوک دو وزير مسيحي داشت. هيئت دوم با چهار روحاني فرستاده شد. هيئت سوم از طرف سن لوئي به رياست روحاني ويليام روبروکي بسفارت فرستاده شد. اين هيئت در سال 1253م به قراقورم رسيد. منگو جانشين گيوک هيئت را به گرمي پذيرفت و با آنها مهرباني کرد. هولاکوخان با آنکه بودايي متعصبي بود اما تحت تأثير دوقوز خاتون زن مسيحي خود قرار داشت. پاپ در سال 1260 ميلادي از ابراز تمايل هولاکو به مسيحيت و رفتار خوب او با مسيحيان اظهار خوشنودي کرد. هولاکو مسيحيان را به توصية دوقوز خاتون به کارهاي مهم مملکتي مي‌گمارد. در همين سال بود که هولاکوخان لشکر بسيار بزرگي به فرماندهي کنت بوقا سردار مشهور مسيحي خود براي جنگ با مماليک فرستاد. از همدستان و مشوقان مغولان در حمله به مماليک مصر هتوم اول پادشاه ارمنستان بود. هدف اصلي از اين حمله به تصرف بيت‌المقدس و برانداختن حکومت مماليک مصر بود. اما مصري‌ها با شجاعتي وصف‌ناپذير اين اردوي بزرگ کفار را در هم شکستند و از نابودي اسلام و مسلمين جلوگيري کردند. اين جنگ در تاريخ به نام نبرد عين جالوت مشهور است. هتوم اول پادشاه ارمنستان با همکاري مغول وقتي حلب را تسخير کردند کلية اهالي آنرا قتل‌عام کردند. هتوم با آتش زدن مسجد بزرگ حلب کينه خود را نسبت به مسلمانان کاملاً برملا ساخت. در اين جنگ کفار در حدود پانصد هزار تن از کردان را به شهادت مي‌رسانند. هولاکو و جانشينانش مناسبات سياسي مستقيم با اروپاي مسيحي برقرار ساختند. پسر و جانشين هولاکو آباقاخان مريم دختر امپراطور روم شرقي پالئولوگوس را به عقد خود درآورد، و قبل از مراسم عقد به درخواست مريم غسل تعميد بجاي آورد. بدنبال رد و بدل شدن نامه‌هايي بين آباقاخان با ادوارد اول پادشاه انگليس، پاپ اعظم روم هيئتي را در سال 1278 ميلادي مرکب از چند راهب را بدربار آباقاخان فرستاد. ارغون نيز در انديشه اتحاد با غرب يکي از صاحب منصبان مسيحي نستوري خود بنام عيسي کلمپخي با نامه زير براي پاپ هونوروس چهارم فرستاد که ترجمه آن در بايگاني‌هاي واتيکان محفوظ است نامه بتاريخ 1285 ميلادي مطابق 684 شمسي است. چند سال بدنبال اين اتحاد جنگ هشتم صليبي درگرفت که به شکست کامل اروپا انجاميد. متن نامه به شرح زير است: و اکنون اجازه دهيد، زيرا سرزمين ساراسن‌ها(3)  (Saracens) متعلق به ما نيست. 
پدر مهربان، ما که در اين سو و شما که در آن سوي هستيد، ما سرزمين سامي را که در ميان ما و شما قرار دارد مسخر خواهيم کرد. ما فرستادگان پيش گفته را خواهيم فرستاد و از تو مي‌خواهيم که هيأت و سپاهي را به سرزمين مصر اعزام کني، و در اين هنگام خواهد بود که ما از اين جانب و شما از آن جانب به کمک مردان شايسته اين سرزمين را ميان خود خرد خواهيم کرد، شما مردي باکفايت را در جاي پيش ما مي‌فرستي که آرزو داري مطالب پيش گفته در آنجا تحقق يابد. ما ساراسن‌ها را از ميان برخواهيم داشت و عاليجناب پاپ و خان بزرگ قوبيلا صاحب و مالک اين سرزمين خواهيد شد. 
در سال 686 ه‍. ق 1287 م و همچنين در سال 687 ه‍. ق 1288 م نيز هيئت‌هايي مابين مغولان و پاپ نيکوس چهارم و ادوارد اول شاه انگليس و فيليپ لوبل شاه فرانسه رد و بدل شد. اين نامه‌نگاري‌ها در سال‌هاي بعد نيز صورت گرفت. بحث در اين زمينه را کوتاه کرده و براي روشن شدن همکاري مغول و صليبيان جنگ‌هاي آنها بر ضد جهان اسلام را به اختصار ذکر مي‌کنم. 
.................................
(1) منابع مورد استفاده : 1- طبقات ناصري 2- تاريخ گزيده 3- مسائل عصر ايلخانان منوچهر مرتضوي 4- تاريخ ايران سرپرسي سايکس 5- ايران کمبريج 6- تاريخ ايران بعد از اسلام آشتياني 7- تاريخ جهانگشاي و ... .
(2) تاريخ ايران سرپرسي سايکس، جلد دوم، 2- تاريخ ايران کمبريج، جلد 5. 
(3) نامي يوناني که به مردم چادرنشين سوريه و عربستان داده بودند. بعداً در طي جنگ‌هاي صليبي به مسلمانان داده شد. جنگ‌هاي داخلي مثل واقعه کربلا دهم محرم سال 61 مسببين واقعي اين فاجعه در واقع اهل رده بودند که بقاياي آنها در انتظار روزي بودند که انتقام خود را از اهل اسلام بگيرند. اهل رده قبايلي بودند که در دوران خلافت حضرت ابوبکر صديق -رضی الله عنه- از حکومت اسلامي پيروي نکردند و بعضي از آنها کافر شدند. نقش قبايل اهل رده در واقعه کربلا بقرار زير است: 
1- قبيله مزجح با 7 سر بريده. 2- قبيله تميم 