 از آدم تا عهد او – کلمات حکما – امارات قيامت – آيين جهانداري – نصيحت و مواعظ ملوک و شرحي از حملات مغول اينکه حمله مغول به همدان در سال 618 ه‍. ق در تعقيب بوده است. 
5- محمد نسوي م 647 ه‍. ق شهاب‌بن احمدبن محمد خرندري زيدري نسوي: معروف به شهاب‌الدين نسوي منشي سلطان شهيد جلا‌ل‌الدين از آثار او: 
1- سيره جلال‌الدين منکبرني 2- نفثه المصدور از امهات کتب تاريخ و ادب فارسي. نسوي اين کتاب را بعد از اقامت در ميافارقين و بعد از اطلاع از عاقبت کار جلال‌الدين در شرح دشواري‌هايي که براي او و خود نويسنده پيش آمد نوشته است. 
6- مبارکشاه‌: محمدبن منصوربن سعيد‌بن ابوالفرج ملقب به مبارکشاه و مشهور به فخر مدبر از نويسندگان و مؤرخان بزرگ قرن هفتم ه‍. ق نسب وي از جانب پدر با دوازده واسطه به حضرت ابوبکر صديق -رضی الله عنه- مي‌رسد. از آثار او: 
1- بحرالانساب: شامل نسب پيامبر -صلى الله عليه وسلم- و صحابه و پيامبراني که نامشان در قرآن آمده است. شجره ملوک عرب در شام و يمن و انبار و حجاز و عراق و شعراي دوره جاهليت – سلاطين عجم – بني‌اميه – بني‌عباس – طاهريان – صفاريان – سامانيان – غزنويان و غوريان جمعاً شامل 136 شجره. 
2- آداب الملوک وکفاية الملوک 3- آداب الحرب و الشجاعة. 
7- سراج‌الدين ارموي: سراج‌الدين ابوالثنا محمودبن ابي‌بکر بن احمد الارموي (594-682 ه‍. ق): منطق‌دان – فيلسوف – فقيه – مفسر – محدث از آثار او: 
1- لطايف الحكمة 2- مجمل الحكمة (ترجمه خلاصه شده‌يي از رسائل اخوان الصفا). 
8- ضياء‌الدين مسعود م 648 ه‍. ق: پدر قطب‌الدين شيرازي معروف پزشک و مدرس طب در بيمارستان مظفري شيراز. 
9- علامه سراج‌الدين ابويعقوب يوسف سکاکي خوارزمي 555-626 ه‍. ق: از آثار اوست: مفتاح العلوم در 12 علم از علوم ادبي: اين کتاب بخاطر اهميتش بارها چاپ شده است. 
10- امام ابوالفتح مطرزي خوارزمي 538-610 ه‍. ق: ناصربن ابي‌المکارم عبدالسيد بن علي‌ از فقهاي حنفي و از ادبا و لغويان بزرگ ايران در ميان آثار او المغرب في لغة الفقه بسيار مشهور است. 
11- امام جمال‌الدين ابي‌عمر و عثمان بن عمر معروف به ابن حاجب مالکي متوفاي 646 ه‍. ق: از آثار او: کتاب منتهي السئول والامل في علمي الاصول والجدل خود نويسنده اين کتاب را مختصر المنتهي ناميده آنرا مختصر ابن حاجب نيز گويند. اين کتاب به سبب اهميتش در قرون 8 و 9 و 10 ه‍. ق بارها شرح شده است. 
12- سيف‌الدين ابوالحسن علي‌بن ابي‌بکر الامدي م 631: شرح بر منتهي السئول دارد. 
13- افضل‌الدين بن ناماور الخنجي 590-649 ه‍. ق: از آثار اوست 1- کشف الاسرار عن غوامض الافکار 2- الموجز در منطق. 
14- مفضل‌بن عمربن مفضل ابهري سمرقندي معروف به اثيرالدين ابهري متوفاي 663 ه‍. ق: از شاگردان معروف امام فخر رازي. وي رياضيدان – منجم – فيلسوف و منطق‌دان بود. 
15- کمال‌الدين اسماعيل اصفهاني شهادت 635: بدست مغول در اصفهان وي مداح سلطان جلال‌الدين خوارزمشاه شهيد بود. هنگام شهادت با خود دو رباعي زير را بر ديوار نوشت: 
دل خون شد و شرط جان‌گذاري اين است
		در مذهب ما کمينه‌بسازي همين است

با اين همه هيچ نمي‌يارم گفت
		شايد که مگر بنده‌نوازي اينست


کو دل که دمي بروطن خود گريد
		بر حال من و واقعه بد گريد

دي بر سر مرده‌اي دو صد گريان بود
		امروز يکي نيست که بر صد گريد

16- عطار نيشابوري: فريدالدين ابوحامد محمدبن ابوبکر ابراهيم بن اسحاق از بزرگترين عارفان ايراني سده‌ي هفتم ه‍. ق از آثار اوست: الهي‌نامه – مصيبت‌نامه – اسرارنامه – بلبل‌نامه – تذکرة الاولياء – منطق الطير. وي پزشک نيز بود. 
...................................
(1) تاريخ ادبيات در ايران، ذبيع‌الله صفا 2- تاريخ ادبيات، براون 3- تاريخ گزيده، مستوفي. 1- قطب‌الدين محمدبن انوشتکين غرجه  	490-522 ه‍. ق 
2- علاءالدين ابوالمظقر اتسز بن قطب‌الدين محمد  	522-551 
3- تاج‌الدين ابوالفتح ايل ارسلان بن اتسز  	551-567 
4- جلال‌الدين محمود سلطان‌شاه بن ايل ارسلان   	567-568 
5- علاءالدين تکش بن ايل ارسلان   	568-596
6- سلطان جلال‌الدين محمدبن علاءالدين تکش  	596-617
7- جلال‌الدين منکبرني بن علاءالدين محمد  	617-628<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:89.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:90.txt">جنگ‌هاي صليبي 1096-1290 ميلادي </a><a class="text" href="w:text:91.txt">مشهورترين جنگ‌هاي مغول با جهان اسلام </a><a class="text" href="w:text:92.txt">قضيه اولجايتو </a><a class="text" href="w:text:93.txt">فرق متصوفه در دوران مغول </a><a class="text" href="w:text:94.txt">تجديد قدرت اسلام در ايران </a><a class="text" href="w:text:95.txt">بعضي از خاندان‌هاي مهم ايران اسلامي </a><a class="text" href="w:text:96.txt">اسامي حاکمان مغول در ايران با ايلخانان </a><a class="text" href="w:text:97.txt">دانشمندان مشهور قرون 7 و 8 ه‍. ق </a></body></html>دوران شوم مغول (1)
بعد از شهادت سلطان جلا‌ل‌الدين خوارزمشاه مغول بر سراسر ايران چيره شدند. مغول به مناسبت بي‌علمي و عدم معاشرت با متمدنين عقايد خرافي بسيار داشته و شياطين و جادو و سحر را در مجاري احوال و زندگاني انسان مؤثر و صاحب نفوذ شديد مي‌دانستند، از سحر و جادو بسيار مي‌ترسيدند، و هر را که به اين حيله متهم مي‌شد، بسختي عذاب مي‌کردند و در ياسانامه چنگيزي احکام شديد بر ضد اين جماعت موجود بود. مغول‌ها آن چنان ضربات جبران‌ناپذيري به تمدن ايران زدند که هيچگاه جبران نشد. در خراسان بقدري کشتار کردند که از حد تصور خارج است. چنانکه جويني در تاريخ جهانگشاي که بنام چنگيز نوشته است، مي‌گويد: اگر تا هزار سال ديگر در خراسان زاد ولد شود، و هيچ حادثه‌يي رخ ندهد، باز هم ميزان نفوس آن ديار به حد قبل از حمله مغول نخواهد رسيد. 
در عصر مغول آداب و رسوم بت‌پرستي رواج تام يافت، تا جائي که حتي کسي جرأت نداشت آب تني کند. علم و علماء ارزش خود را از دست دادند. 
مدارس درس فرسوده و دانشمندان ناپديد و دانشجويان به دست مغول لگدمال شدند. 
آنان يا در معرض پراکندگي قرار گرفتند يا از دم تيغ آبدار گذشتند يا به مغولستان فرستاده شدند. 
هنر اکنون همه در خاک طلب بايد کرد
		زانک اندر دل خاکند همه پرهنران

در روزگاران پيشين که رشته دانش و دانشمندان از هم نگسيخته بود، همه بر نگهداري و تثبيت گفتار زيبا و زنده نگاه داشتن مراسم بزرگ، توسط علماء و انديشمندان انجام مي‌پذيرفت. جويني عصر تسلط مغول را اين چنين ادامه مي‌دهد، امروزه دروغ و ريا را پند و ذکر پندارند. حرامزادگي و سخن‌چيني را دليري و شهامت نام کنند. زبان و خط اويغوري را هنر و دانش بزرگ دانند. اکنون هر ولگردي در لباس عصيان، امير هرمز دوري صدر، هر نيرنگ‌بازي وزير، هر بخت برگشته‌اي دبير، هر تازه به دوران رسيده‌اي مستوفي، هر ولخرجي ناظر هزينه، هر ابليسي معاون ديوان – هر شاگردي صاحب حرمت و جاه، هر فراشي صاحب محافظ، هر ستمگري پيشکار، هر خسيسی کس، هر خسيسي رئيس، هر خيانت‌پيشه‌اي قدرتمند، هر دستاربندي دانشمندي بزرگوار، هر شترباني به خاطر افزوني مال مشغول با زيبارخي و هر حمالي از کمک شانس گشاده حا