 عقاید رافضیان را ندارند که آن نیز هم اکنون کم رنگ شده و خوارج امروزی بسیار معتدل شده اند و همچون سابق نیستند، ولی باز شیعه حاضر به شنیدن نام ایشان هم نیست و حتی با اهل سنت که حضرت علی و اهل بیت را دوست دارند مشکل دارد، چه برسد به خوارج و نواصب. آری تا ریشه فتنه را نابود نکنید، تظاهر به وحدت سودی نمی بخشد و بالاخره در جایی این آتش زیر خاکستر برملا می شود(مثل وقتی که آخوندی بنام مهدی دانشمند بر بالای منبر رفت و اهل سنت و ابوبکر و عمر را حرامزاده خواند، مراجع شیعه باید توجه داشته باشند که بعضی اوقات ممکن است برخی از ایشان از حالت تقیه خارج شوند و آنچه را که در دل به آن ایمان کامل دارند، ناگهان بر زبان بیاورند و آن موقع است که چهره واقعی ایشان نمایان می شود و این برای منافقین خوب نیست) جالب است که جناب قزوینی در برنامه ای[3] درباره وحدت می گفت: نمی بایست به مقدسات کسی توهین شود!!! باید به جناب قزوینی گفت که ظاهرا شما لعن به اشخاصی که مورد محبت و دوستی اهل سنت هستند را توهین نمی دانید؟! خوب با این حساب، خوارج و نواصب هم توهینی به شما نکرده اند و باز جناب قزوینی پیرامون وحدت شیعه و سنی اینگونه ادامه دادند که به گفته شهید مطهری: نمی بایست عواطف یکدیگر را جریحه دار کنیم!!!
می گویم: واقعا که شما در گمراهی رتبه اول را در جهان دارید، باید به شما و مطهری و دیگر مراجع گفت: آیا لعن کردن و داشتن کینه و نفرت و بدگویی کردن در مورد اشخاصی که مورد محبت اهل سنت هستند باعث آن نمی شود که عواطف ایشان جریحه دار شود؟ پس خوارج و نواصب هم عواطف شیعیان را جریحه دار نکرده اند و شیعه حق اعتراض به ایشان را ندارد.(و چرا دائم معترض هستید که در زمان بنی امیه، علی را بر منبرها لعن می کرده اند؟ شما هم زیارت عاشورا می خوانید و البته کودکان دبستانی هم مقصود اشخاص لعن شونده در این زیارت را می دانند) همانطور که گفتم تا ریشه خرافات و فتنه از بین نرود سودی حاصل نمی شود و شما و روشنفکرانتان چون مطهری، هرچه می خواهید سخنان زیبا بکار بگیرید. جناب قزوینی به اتحاد میان شیعه و سنی در ایران اشاره کرد که ایشان بدون هیچ مشکلی و بخوبی در کنار یکدیگر زندگی می کنند و حتی با یکدیگر ازدواج می نمایند. البته این سخنان مرا به خنده انداخت، چون به یاد تخریب مساجد اهل سنت افتادم[4] و همچنین مسموم شدن و ترور علمای ایشان[5] که البته برای آگاهان نیازی به توضیح بیشتر در این زمینه نیست و حکومت شیعی ایران(و ولی امر مسلمین جهان) حتی اجازه ساخت یک مسجد را در شهرهای بزرگی چون تهران و اصفهان به اهل سنت نمی دهد و تنها دم از وحدت می زند.
جناب قزوینی سخنان بسیاری گفت در مورد اینکه رفتار علمای عربستان با ما بسیار عالی و مودبانه بوده است. در پاسخ می گویم: خود ما نیز می دانیم که اهل سنت و علمای ایشان همیشه در حفظ جماعت مسلمین و دوری از تفرقه و ایجاد اتحاد، گام اول را برداشته اند و این شمایید که با عقاید و افکار مسمومی که در مذهبتان دارید، همیشه باعث تفرقه و ایجاد فتنه میان مسلمین شده اید و این رفتار خوب علمای اهل سنت باید باعث شرمندگی شما باشد. به هرحال خلاصه سخن ما این است که می بایست اتحاد واقعی و اتحادی از ته قلب میان مسلمین ایجاد شود نه اتحادی ظاهری و ایجاد چنین اتحادی تنها در سایه تمسک به قرآن و سنت و دوری از عقاید پوچ و خرافی امکان پذیر است، عقاید تفرقه انداز و پوچی که پایه و اساس تشیع قلابی(و نه شیعیان واقعی) را تشکیل داده اند و مراجع مدعی تشیع نیز به این سادگی از این عقاید دست نمی کشند.

[1] حتی در شهر کاشان آرامگاهی برای ابولؤلؤ مجوسی که قاتل حضرت عمر رضی الله عنهمی‌باشد درست کرده‌اند و آنرا زیارت می‌کنند و یا اطراف آن جشن می گیرند.(البته نمی دانم قبر ابولؤلؤ در کاشان چه می کند؟ البته روافض برای هر سوالی پاسخهای منطقی و بسیار محکمی دارند و در این مورد نیز می گویند که حضرت علی، ابولؤلؤ را زیر عبای خود گرفت و با طی الارض به کاشان برد و او را در آنجا گذاشت و برگشت، تا کسی بخاطر قتل خلیفه مجازاتش نکند!! البته شما مختار هستید که به دنبال روایات صحیح و متواتر تاریخی بروید و یا به دنبال خبری واحد و جعلی و غلوآمیز و مسخره)
[2] تازه مراجع رافضی دائما بر این عقاید اشتباه تاکید دارند و بالای منبرها مرتب و تنها از همین عقاید صحبت می کنند، در صورتیکه علمای اهل سنت اینگونه نیستند و به قرآن و سنت تاکید می کنند، نه عقاید خرافی و اشتباه(در ضمن چنانچه حتی اهل سنت از برخی نظرات خود دست بکشند، به جرات می توان گفت که مراجع متعصب رافضی حاضر به عقب نشینی از هیچ عقیده ای نیستند و حتی چنانچه زبانی به این امر معترف شوند، در دل بر همان عقیده قبلی خود می مانند و به اصطلاح خودشان تقیه می کنند)
[3] برنامه مورخ 12/12/1389 ساعت 30/21 شبکه ولایت
[4] همچون مسجد شيخ فيض محمد مشهد يا مسجد بجنورد و مساجد ديگر از اهل سنت.
[5] مسموم شدن علمای اهل سنت توسط سربازان گمنام امام زمان که با انجام این اعمال علاوه بر گمنام، بدنام نیز شده اند و فکر می کنم منظور روشنفکران شیعه از جریحه دار نکردن عواطف اهل سنت همین بوده که با سم ریختن و بصورت مخفیانه عمل کنید تا عواطف اهل سنت جریحه دار نشود و ایشان به آرامی و بدون ناراحتی به قتل برسند تا مبادا به وحدت شیعه و سنی لطمه ای بخورد!!!
آیا شمر بن ذی الجوشن از راویان حدیث و از بهترین مسلمانان همه ی تاریخ است؟
شماره سؤال: 474
نویسنده: مجاهد دين

قبل از هر چیز باید بگویم که کل جولان شیعه بر روی روایتی است که اسمی از شمر در آن نیست و روایت هم ضعیف میباشد!!!
شبهه ی شیعه: علمای اهل سنت مثل بخاری و مسلم و احمد و دیگران حدیثی از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) نقل کرده اند به این مضمون:بهترین شما مردم قرن من هستند، سپس کسانی که پس از آنان می آیند، سپس کسانی که پس از آنان می آیند. علمای اهل سنت اهل قرن رسول را صحابه، گروه بعدی را تابعین و گروه بعدی را تابعان تابعین دانسته اند.
الحديث: " خيركم قرني ، ثم الذين يلونهم ، ثم الذين يلونهم " يعني الصحابة والتابعين وأتباعهم . تاج العروس، الزبيدي، ج 18 ص 444. اهل سنت بر اساس این حدیث بر برتر بودن صحابه نسبت به جمیع مسلمین در طول قرون استدلال کرده اند. اما ادامه ی حدیث از برتری تابعین نسبت به جمیع مسلمین به جز صحابه خبر می دهد. (توجه کنید که ما شیعیان معنای دیگری برای این حدیث داریم و در اینجا صرفا با نگاه اهل سنت به مساله می نگریم).

در اینجا شیعه قصد دارد با سوء استفاده از این حدیث شمر را فقط به خاطر اینکه در زمان تابعی زندگی میکرده بر تمام امت برتری دهد!!!
شیعه ادامه میدهد: اکنون ببینیم که شمر بن ذی الجوشن که منسوب به قتل امام حسین (علیه السلام) نواده ی رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله)، یکی از دو ریحانه ی او از دنیا و یکی از دو سرور جوانان بهشت، می باشد در نزد اهل سنت چه مرتبه ای دارد.حافظ ابن عساکر که ذهبی - در سير أعلام النبلاء ج 20 ص 554 - وی را "الامام العلامة الحافظ الكبير المجود، محدث الشام، ثقة الدين" می خواند، شمر را چه خوانده است. ابن عساکر که در تاریخ دمشق در پی معرفی کسانی است که وارد دمشق شده و در آنجا روایت نقل کرده اند، اسم شمر را هم در زمره ی روات حدیث آورده و او را "تابعی" می خواند. او نیز همانند بیشتر تاریخ صحابه نویسان، پدر شمر یعنی ذی الجوشن را صحابی می نامد.

شمر بن ذي الجوشن واسمه ذي الجوشن شرحبيل ويقال عثمان بن نوفل ويقال أوس بن الأعور أبو السابغة العامري ثم الضبابي حي من بني كلاب كانت لأبيه صحبة وهو تابعي أحد من قاتل الحسين بن علي وحدث عن أبيه روى عنه أبو إسحاق السبيعي ووفد على يزيد بن معاوية مع أهل بيت الحسين .تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر، ج 23 ص 187 رقم 2762
شبیه همین سخنان را صفدی هم گفته است: شمر بن ذي الجوشن أبو السابغة العامري ثم الضبابي حي من بني كلاب كانت لأبيه صحبة وهو تابعي أحد من قاتل الحسين رضي الله عنه وحدث عن أبيه روى عنه أبو إسحاق السبيعي وفد على يزيد مع أهل البيت وهو الذي احتز رأس الحسين .الوافي بالوفيات، الصفدي، ج 16 ص 105. اکنون با قرار دادن حدیث اولی که ذکر شد و برداشتی که اهل سنت از آن می کنند، و نیز این که شمر جزء تابعین است، معلوم می شود که بر اساس نظریات اهل سنت، شمر بن ذی الجوشن بعد از صحابه از بهترین مسلمانان همه ی تاریخ می باشد!!!

پاسخ: مغلطه بلغور کردن روافض در اینجا دیگر بیش از هر موقعی دیگر است. شمر تنها در آن زمان زندگی میکرده است و چون پیامبر را ندیده است اصطلاحا به چنین افرادی تابعی گفته میشود. و اینکه شمر تابعی و قاتل نوه ی پیامبر بوده است چطور از تمام امت برتر است؟ این فهم کج شیعه از حدیث خیرکم قرنی میباشد.
معنی این حدیث این است که در این سه دوران یعنی صحابی و تابعی و تبع تابعی دین داری بهتر از هر موقعی دیگر است و خرافات و بدعت ها و فرقه های گمراه وارد دین نشده اند. و اینطور نیست که هر شخصی که در آن زمان بود را برتری دهیم به افرادی که بعدا آمده اند مثل ابن تیمیه و امام شافعی و ..

نظر اهل سنت درباره ی قاتل حسین رضی الله عنه واضح است:
شیخ الاسلام ابن تیمیه(ره) در مجموع الفتاوی(4/487_488 ) می گوید: و اما کسی که حسین را به قتل رسانید یا کمک به کشتن او نمود یا به کشتن او رضایت داده، لعنت خدا و ملائکه و تمام مردمان بر او باد. دیگر چه جایگاهی میتواند نزد اهل سنت داشته باشد؟

شیعه ادامه میدهد:
دقت کنید که ابن عساکر در کتابش نام روات حدیث را آورده، یعنی شمر بن ذی الجوشن نزد اهل سنت جزء روات حدیث است!!!!!!!! درست به همین دلیل است که می بینیم نام وی در کتب رجالی اهل سنت قرار گرفته است. از جمله:ميزان الاعتدال، الذهبي، ج 2 ص 280 رقم 3742.. گرچه ذهبی وی را "ليس بأهل للرواية" خوانده، و شاید این نشان می دهد که اهل سنت حدیثی از وی نقل نکرده اند؛ اما باید به عرض برسانیم که متاسفانه اهل سنت از وی حدیث نقل کرده اند آن هم در یکی از کتب ستّه، یعنی یکی از شش کتاب برتر حدیثی خود یعنی سنن ابی داوود. اگرچه حدیث وی را احمد حنبل و دیگران هم نقل کرده اند.....
پاسخ:
اولا: سنن ابی داود کتاب صد در صد صحیح نیست بلکه از کتب درجه چهار نزد اهل سنت میباشد. و گفتن صحاح سته درست نیست بلکه اهل سنت دو کتاب حدیثی صحیح دارند به نام بخاری و مسلم، بقیه ی کتاب ها را مسند میخوانند نه صحیح. برای مثال مسند ابو داود.
دوما: نویسنده ی سنن(ابو داود) نیز شرط نکرده است که هر آنچه در کتابش است بدون قید و شرط صحیح میباشد. این مسند نویسان 