د عذاب بپذیریم چرا در ایجاد عذاب رد کنیم؟ به همین دلیل است که شافعی در «مختلف الحدیث» حدیث را به گونه‌ای دیگر تأویل می‌کند و می‌گوید: بهترین لفظ حدیث این روایت است که می‌فرماید: آنها بر او گریه می‌کنند، در حالی که او در قبر عذاب می‌بیند.
امام ابن تیمیه دیدگاه آن گروه را هم رد می‌کند که می‌گویند: از حدیث مذکور این اصل برداشت می‌شود که انسان بخاطر گناه دیگران مجازات شود، امام می‌فرماید: آن عده که حدیث مذکور را بر معنی ظاهر حمل کردند و گمان می‌کنند که حدیث از باب مجازات انسان به گناه غیر است و چنین برداشت می‌کنند که خداوند هرچه اراده کند انجام می‌دهد یا حکم می‌نماید و اعتقاد دارند که انسان به گناه دیگران مجازات می‌شوند و در نهایت قایل به جهنمی‌بودن اولاد کافران هستند، چون پدرانشان کافر است. امام این مسئله را توضیح می‌دهد و ثابت می‌کند که چنین چیزی در مورد اولاد کافران درست نیست و بویی از حقیقت نبرده است، چون خداوند تنها نافرمان‌ها را سزا می‌دهد و بچه ها را در قیامت مورد امتحان قرار می‌دهد، سپس می‌فرماید: تعذیب با عقاب تفاوت دارد، پیامبر صلی الله علیه وسلم نفرمود که میت معاقب است، بلکه فرمود: تعذیب می‌شود، چون عذاب از عقوبت عام تر است، عذاب درد و ألم است و هر درد و ألمی‌عقاب نیست، پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (السَّفَرُ قِطْعَةٌ مِنْ الْعَذَابِ) (سفر قطعه‌ای از عذاب است)
یعنی سفر درد و ألم است نه اینکه عقاب و سزا، چون عقاب و سزا در برابر اعمال است، انسان برخی مواقع با شنیدن برخی صداها و کشیدن بوها و خوردن نوعی از غذا‌ها معذب می‌شود، چنین تعذیبی در مقابل اعمال نیست، بنابراین میت با گریه آنها معذب است نه اینکه معاقب باشد.
بعضی از سخنان، میت را در قبر عذاب می‌دهد، همانگونه که دیدن و شنیدن چیزهایی موجب عذابشان می‌شود، بدین سبب است که قاضی ابو یعلی می‌فرماید: با ارتکاب معاصی در گورستان مردگان عذاب می‌بینند، همانگونه که احادیث فراوانی در این مورد روایت شده‎اند، پس معنی حدیث این است که گریه موجب عذاب میت می‌شود و او را ناراحت می‌کند، نه اینکه موجب عقاب و سزای او می‌گردد.[17]
این برداشت که شیخ ابن تیمیه آن را اختیار نموده است و بعضی روایات نیز در تایید آن وارد شده‌اند، در نهایت دقت و ظرافت است.
نعمان بن بشیر روایت می‌کند و می‌گوید: عبدالله بن رواحه از هوش رفت و خواهرش عمره بر وی گریه کرد و گفت: وای جبلا، وای چنین، ‌وای چنان، صفات برادرش را بر می‌شمرد، وقتی عبدالله به هوش آمد، گفت: چیزی در مورد من نگفتی مگر اینکه گفتند: راست می‌گوید، تو چنین و چنان هستی؟! وقتی عبدالله فوت کرد، خواهرش بر وی گریه نکرد.[18]
حتی چنین مطلبی به صراحت در حدیث ابوموسی اشعری وارد شده است که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (مَا مِنْ مَیتٍ یمُوتُ فَیقُومُ بَاکیهِ فَیقُولُ وَا جَبَلَاهْ وَا سَیدَاهْ أَوْ نَحْوَ ذَلِک إِلَّا وُکلَ بِهِ مَلَکانِ یلْهَزَانِهِ أَهَکذَا کنْتَ)
(هرکس بمیرد و دیگری بر وی گریه کند و بگوید: ای سیدم، ای چنین و ای چنان، دو فرشته بر وی گماشته می‌شوند و او را تکان می‌دهند و به او می‌گویند: آیا تو همین طور بودی؟ )
ترمذی حدیث را روایت کرده و می‌گوید: حدیث حسن و غریب است[19] و حاکم آنرا صحیح می‌داند و حدیث نعمان بن بشیر را شاهد آن می‌داند.[20]
شایان ذکر است که بیان شود، عذاب هر میتی بنا به گریه بازماندگان لازم نیست، چون گاهی حکم سبب بخاطر وجود معارض برداشته می‌شود، همانگونه که ابن تیمیه فرمود: بعضی از انسان‌ها توان دفع زیان اصوات مهیب و ارواح و صورت‌های خبیثه را دارند. شیخ در ادامه سخنان خود و در تایید مطلب فوق می‌فرماید: سبب و علت عذاب در احادیث وعید ذکر می‌شود، ‌اما گاهی موجب آن بخاطر وجود موانع تحقق پیدا نمی‌کند، این گونه مانع می‌تواند توبه مقبوله، یا نیکی‌های محو کننده و یا گناهان عفو شده توسط شفاعت مقبول، یا فضل و رحمت الهی باشد. امام در پایان می‌فرماید: عذاب داخل قبر توسط گریه بازماندگان موجب کفاره گناهان می‌شود.[21]

وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.‏
وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.‏

دکتر عمر سلیمان اشقر
منبع: کتاب "قیامت صغری و قیامت کبری"؛ دکتر عمر سلیمان اشقر.‏
عصر اسلام
IslamAge.com

[1]. لوامع الانوار البهیة. 2/17.
[2]. کتاب الجنائز.
[3]. نسائی در سننش حدیث را نقل کرده است، جامع الاصول 11/167.
[4]. آلبانی در کتاب « ارواء الغلیل» حدیث را نقل کرده است. و روایت را به دار قطنی نسبت داده است. ارواء الغلیل 1/311. شماره 280.
[5]. متفق علیه، مشکاة المصابیح: (2/401).
[6]. مشکاة المصابیح 2/402.
[7]. بخاری: متاب الجنائز. فتح الباری (3/251).
[8]. شیخ ناصرالدین آلبانی می‌گوید: این حدیث را ابن ماجه آورده است و احکام‎الجنائز صفحه 15.
[9]. آلبانی در « احکام الجنائز » ص 15 می‌فرماید: ابو داود (2/84) و نسائی (2/233) و حاکم(2/25، 26) و بیهقی(6/4/76) و طیالسی در مسندش شماره (981 و ) 982 و امام احمد (5/11، 13، 20) حدیث را نقل کرده‎اند، برخی از آنها حدیث را از شعبی از سمرة و گروه دیگر سمعان بن مشنج را هم در سند داخل نموده‌اند. همانگونه که حاکم و ذهبی گفته‌اند: بنا به سند اول بر اساس شرط شیخین صحیح است و بنا به سند دوم تنها صحیح است نه بر اساس شرط شیخین، آلبانی در آن کتاب کسانی که روایات و زیادات را ذکر کرده‌اند بیان فرموده است.
[10]. بخاری کتاب جنائز، فتح الباری(3/151). مسلم هم حدیث را نقل کرده است، به جامع الاصول (11/92) نگاه کنید.
[11]. بمنظور آگاهی از این تاویلات به فتح الباری (3/152) مراجعه شود.
[12]. فتح الباری: (3/154).
[13]. سنن ترمذی: (3/336).
[14]. تذکرة القرطبی: ‌(102).
[15]. جامع الاصول لابن الاثیر:102.
[16]. مجموع الفتاوی: (24/370).
[17]. مجموع الفتاوی: 26(/374. )
[18]. بخاری کتاب المغازی.
[19]. ترمذی کتاب « جنائز» (3/326) شماره (806)
[20]. تلخیص الحبیر ابن حجر (2/140، شماره 806)
[21] مجموع الفتاوی: (4/375).
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:176.txt"> در کشورهای شرق آسیا سالانه پانصد نفر مسلمان می شوند</a><a class="text" href="w:text:177.txt"> گفتگو با یک بانوی تازه مسلمان</a><a class="text" href="w:text:178.txt"> محجبه‌شدن همسر فوتبالیست ترکیه</a><a class="text" href="w:text:179.txt">گسترش اسلام در اروپا، هر سال پنجاه هزار نفر در اروپا مسلمان می شوند</a><a class="text" href="w:text:180.txt"> شهردار سابق شهر دایموند بار به دین اسلام مشرف شد</a><a class="text" href="w:text:181.txt">دانشجوی زیست شناسی کانادایی به دین اسلام گروید</a><a class="text" href="w:text:182.txt">پزشک آلمانی که پاسخ سؤالاتش را در قرآن یافت</a></body></html>در کشورهای شرق آسیا سالانه پانصد نفر مسلمان می شوند

بسم الله الرحمن الرحیم
به گفته ی "ویوی زینال" مهندسی که برای کار به لویانگ یکی از شهرهای چین روزی چهار ساعت زیر گرمای شدید خورشید کار می کند، به غیر از افراد محلی این رقم شامل کسانی با ملیت های مختلف می باشد که ماه رمضان در اینجا روزه می گرفتند.
به غیر از آن آقای "راس ویلیام کلارک" ماه رمضان را مرتب روزه گرفته و تحت شرایط سخت کاری برای غذا و نوشیدنی در صف نایستاد. او همراه پانصد و چهل و سه هزار نفر مسلمان در این ماه مبارک روزه بود. آنها سیزده ساعت در روز از خوردن و آشامیدن محروم بودند.
آقای کلارک که چهل و هشت ساله اهل نیوزیلند می باشد، بیست و سه سال است که در اینجا زندگی می کند و امسال به دین اسلام مشرف شده است. یکی از تازه مسلمانان که در سنگاپور زندگی می کند اعلام داشت؛ در اینجا سالانه پانصد نفر به دین اسلام مشرف می شوند. آنها شامل هندی، سنگاپوری، کره ای، ژاپنی، ایتالیایی، فرانسوی و سویسی هستند.
این تعداد در مقایسه با بیست سال پیش می باشد، امسال دومین سال است که آقای کلارک روزه می گیرد. وی می گوید: "سال گذشته با آنکه مسلمان نبودم اما روزه گرفتم زیرا می خواستم توانایی خود را برای این کار بسنجم. ابتدا کار آسانی نبود، تشنگی زیادی بر من غالب می شد. امسال خیلی بهتر بودم، حالا پشتوانه ی من ایمان محکمی هست که مرا مصمم تر ساخته است".
او قبل از مسلمان شدن مدت شانزده سال به بودیسم اعتقاد داشت و همیشه دلش می خواست درمورد دین اسلام بیاموزد اما پیدا کردن ترجمه ی انگلیسی قرآن برایش سخت بود. سپس وی با خانم مسلمانی که در مجاورت محل کارش "لویانگ" کار می کرد آشنا شد. او در "های رود" نزدیک به انجمن اسلامی سنگاپور زندگی می کرد. بنابراین وی را با خود به آنجا برد. ده ماه بعد، او مسلمان شد، و سپس با هم ازدواج کردند.
پایان

ترجمه: مسعود
مهتدین
Mohtadeen.Com
گفتگو با یک بانوی تازه مسلمان

بسم الله الرحمن الرحيم
این گفتگو توسط یکی از سایت های گفتگوی بانوان با یک بانوی تازه مسلمان انجام گرفته و بیان می دارد که او چگونه حتی قبل از مسلمان شدن حجاب را برگزیده است، چگونه اسلام آورده و چه چیزی او را به دین اسلام علاقمند نمود؟
این گفتکو توسط بخش بانوان سایت طریق الاسلام به انجام رسیده است:
با خانم "دایم استیجرنیلز" که مادر یک پسر یک بیست و پنج ساله می باشد، گفتگویی انجام دادیم. وی در کشور دانمارک زندگی می کند و اصالتاً لهستانی است. او در مسیر جستجوی خویش شش دین متفاوت را تجربه کرده است.
بخش بانوان: خانم دایم، آیا والدین تو وظیفه ی پرورش تو را به عهده داشتند؟ بر مبنای کدام دین تربیت یافتید و در چه محیطی بزرگ شدید؟
دایم: پدر و مادرم هر دو کاتولیک بودند. ـن ها وقتی که من سه ساله بودم از هم جدا شدند. مادرم من را بر اساس مذهب کاتولیک بزرگ کرد، تا آنکه وقتی 12 سال سن داشتم او با یک مرد پروتستانی ازدواج نمود.
آن ها تا سن 19 سالگی من را مجبور می کردند به کلیسا بروم. من به هیچ وجه باوری به درستی مذهب کاتولیک نداشتم و در واقع به سبب پیش کشیدن سؤالات "اشتباه!" از کلاس های مذهبی اخراج شدم. بیش تر روزهای جوانی من بر همین منوال گذشت.
زمانی که در کلیسا بودم نیز همین حالت پیش آمد. موضوع ناراحت کننده این بود که من در اصل یک بی دین بودم. حتی بیش تر مسیحیان (که برخی از آن ها ادعا می کردند قادر به پیشگویی و دارای رؤیای مقدس هستند) نتوانستند چیزی از موضوع را بفهمند!
متوجه شدم آنچه از فرد برای مسیحی بودن انتظار دارند این است که کلمات مناسب را بگوید و بتواند همیشه اقتباسی از انجیل را بیان دارد. اما ایمان و باور حقیقی، اصلاً موضوع مهمی نبود.
زندگی خانوادگی من در دوازده سال نخست به راستی عالی بود. با همه ی اعضای خانواده ام (به جز پدرم که همیشه مست بود و هست) ارتباط خوب و نزدیکی داشتم.
مردی که 