ه انسان می تواند در مسیر حرکت به سوی رشد و کمال آن ها را به خدمت بگیرد و از آن ها استفاده کند. استاد ابونصیره در این زمینه می گوید:«وقتی که خداوند انسان را اینگونه آفریده و به او ارزش و کرامت بخشیده است معلوم است که انسان – صرف نظر از اینکه مؤمن یا غیر مؤمن باشد – باید دارای چه ارزش و احترامی باشد ... هم حکومت و هم امت اسلامی ملزم هستند که ارزش و کرامت انسان را در بالاترین حد ممکن محقق سازند و اگر آن ارزش و کرامت را دارد، آن را محفوظ نگاه دارند و به آن لطمه نزنند. کوچکترین لطمه ای به احترام و ارزش هر فرد مؤمن یا غیر مؤمن در جامعه ی اسلامی، از طرف حکومت ظلم و ناحق است؛ و اگر حکومت بر آن ظلم و ستم اسرار ورزید، مقتضی عزل خلیفه می باشد...» 
انسان به خاطر ارزش و کرامتی که دارد، حقوقی عمومی («حق حرمت مسکن» ، «حق مالکیت» و ...) به او تعلق می گیرند . دکتر عبدالکریم زیدان در این رابطه می نویسد: «در حکومت اسلامی، فرد از حرمت محل سکونت برخوردار است و هیچ کس جز با اجازه و رضایت او به محل سکونت وی وارد نمی شود. زیرا مسکن اشخاص، محل استقرار خانواده و جایگاه اسرار می باشد و هر گونه دست درازی به آن، تجاوز به خود شخص است که جایز نیست. در قرآن کریم در آیات 27 و 28 سوره ی نور، نص صریح درباره ی منع ورود به خانه ی افراد، بدون اذن آن ها وجود دارد. و در ادامه می نویسد:« شریعت اسلام به آزادی تملک برای هر فرد و حق او در مالکیت اذعان دارد و آن را مورد احترام قرار می دهد و به محترم دانستن آن دستور می دهد و تجاوز به آن را از گناهان کبیره به حساب می آورد.»
هر رفتار و کرداری از قبیل ورود به منازل بدون اجازه و رضایت صاحبان آن ها، کوچ دادن مستقیم یا غیر مستقیم مردم با اجبار و اکراه و جایگزین کردن دیگران در جای آن ها، تلاش در جهت ذوب کردن ملت های مغلوب و زیر دست مانند سیاست تهوید در فلسطین، تعریب در عراق و سوریه، تتریک در ترکیه و همچنین اشغال سرزمین دیگران، شکنجه و کشتار ملت های مفلوب، توهین به کرامت و ارزطش انسان است و از گناهان کبیره محسوب می شوند.
پیام آور رحمت الهی محمد (ص) خون، مال و ناموس مسلمانان را بر همدیگر حرام کرده است و می فرماید: « کلّ المسلم علی المسلم حرام دمه و ماله و عرضه »[مسلم]« خون، مال و ناموس مسلمانان بر همدیگر حرام است.»
همچنین در حدیثی دیگر، مسلمانان را از خوار و ذلیل کردن و تحقیر همدیگر برحذر داشته و می فرماید:«مسلمان برادر مسلمان است و به او ظلم نمی کند و او را خوار، ذلیل و تحقیر نمی کند.»[مسلم]

3- برابری و برادری انسان ها 
خداوند علیم و حکیم می فرماید:« يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى ...»« اي مردمان ! ما شما را از مرد و زني ( به نام آدم و حواء ) آفريده‌ايم ...»
عبارت «خلقناکم» اشاره به وحدت خالق و آفریننده ی انسان ها؛ و عبارت «من ذکر و انثی» اشاره کرده است به وحرت اصل و نسب آن ها است.
با دقت در این عبارات قرآنی به وضوح در می یابیم که ادعای برتری ذاتی بعضی از انسان ها بر بعضی دیگر به خاطر رنگ، نژاد و ملیت -که خود در ایجاد آن ها کوچک ترین نقشی نداشته اند – تا چه اندازه غیر منطقی می باشد.
پیام آور رحمت الهی محمد (ص) در شرح و بسط این اصل قرآنی، در خطبهی حجة الوداع فرمود:
« ای مردم! پروردگار و خالق شما یکی است و پدر شما (اصل آفرینش ) یکی است . همگی از آدم هستید و آدم از خاک . هیچ عربی بر عجمی (غیر عرب) و هیچ سفیدی بر سیاهی فضل و برتری ندارد؛ جز با تقوا.»
با دقت در اواخر آیه ی مذکور که می فرماید:« إن أکرمکم عند الله اتقاکم »« گرامی ترین شما نزد پروردگار، با تقواترین شماست »
در می یابیم که مقیاس برتری و فضیلت به خاطر تقوا نزد پروردگار مطرح است؛ نه اعطای امتیازات دنیوی.
اخوت و برادری انسانی بدون در نظر گرفتن نژاد، رنگ، زبان و دین بر دو اصل استوار زیر است:
1- تمام انسان ها مخلوق و بندگان پروردگار یکتا هستند.
2- تمام انسان ها فرزندان یک پدر و مادر( آدم و حوا ) هستند و در مرتبه ی فرزند آدم مساوی می باشند. دکتر قرضاوی در این زمینه می نویسد:« امام احمد از زید بن ارقم روایت می کند که پیامبر (ص) بعد از هر نماز به هنگام دعا کردن می فرمود:خداوندا، پروردگار و مالک همه ی اشیاء! گواهی می دهم که تمام بندگان (مردم) برادر هستند.»
این اخوت، شامل تمام انسان ها می شود... عده ای با توجه به فرموده ی خداوند «إنما المؤمنون اخوة» و همچنین این فرموده ی پیامبر (ص) که « المسلم اخو المسلم»، می گویند: اخوت و برادری تنها با ایمان و دین معتبر است، نه غیر آن ها. ولی ما می گوییم اخوت و برادری متکی بر ایمان، خصوصی ترین و عمیق ترین نوع اخوت است که با اخوت های دیگر نظیر اخوت و برادری ملی و قومی منافاتی ندارد.
خداوند می فرماید:« وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً »[ هود/50]« به سوی قوم عاد، برادرشان هود را فرستادیم.»
« وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً »[ هود/61]« و به سوی قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم.»
« وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً »[ هود/84]« و به سوی مدین، برادرشان شعیب را فرستادیم.»
« ‏ كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ ‏ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ‏»[ شعراء / 106- 105]« قوم نوح پيغمبران را تكذيب كردند . زماني كه برادرشان نوح به آن ها گفت : آیا تقوای خدا را رعایت نمی کنید.»
« إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ »[ شعراء / 161]« آن زمان كه برادرشان لوط به آن ها گفت : آیا تقوای خدا را رعایت نمی کنید.»
خداوند این اخوت و برادری را بین پیامبران و قوم آن ها – در حالی که آن ها را تکذیب کرده و از دستوراتشان سرپیچی می کردند – اثبات می کند؛ زیرا آن ها از همدیگر هستند و غریب نمی باشند؛ و این همان اخوت و برادری ملی است و همچنین به گواهی قرآن و سنت بین انسان ها، اخوت عام انسانی وجود دارد.»
عناصر اصلی و اساسی تشکیل دهنده ی اخوت و برادری عبارتند از: محبت، مساوات و تعاون. زمانی می توان ادعای وجود «اخوت و برادری» را در جامعه ای مطرح کرد، که: 
الف_ افراد جامعه از صمیم قلب نسبت به همدیگر محبت داشته باشند، به گونه ای که مصداق عینی این شعر سعدی باشند:
بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محبت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
ب _ افراد جامعه دارای حقوق برابر باشند و تبعیضی بین افراد و اقوام مختلف وجود نداشته باشد.
ج _ وجود همکاری و تعاون میان افراد جامعه.
در جامعه ای که نه تنها افراد و اقوام مختلف دارای حقوق برابری نباشند بلکه حقوق انسانی آن ها در قانون اساسی هم به صراحت نادیده گرفته و حتی پایمال شده باشد، دم از براردی زدن دروغی بیش نیست.
تعاون و همکاری هم زمانی وجود خواهد داشت که بین افراد محبت و مساوات وجود داشته باشد. در جامعه ای که دور از مساوات و محبت باشد، بسیار امر طبیعی است که تخاصم و اختلاف جای تعاون و همکاری را بگیرد.
در جامعه ای که اصول و عناصر تشکیل دهنده ی اخوت وجود نداشته باشند، دم از اخوت و براردی زدن ادعایی بیش نیست.

4- وجود اقوام و ملیت های گوناگون، آیه و نشانه ای الهی است.
خداوند می فرماید:« ... وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ... »[ حجرات / 13]« و شما را تيره تيره و قبيله قبيله نموده‌ايم تا همديگر را بشناسيد ... »
در این آیه به صراحت بیان شده که وجود اقوام و ملیت های مختلف، جعل و قراردادی الهی است؛ و از آیات و نشانه های پروردگار می باشد. عبارت « لتعارفوا » این را بیان می کند که رابطه ی این اقوام و ملت های گوناگون بر اساس گفتگو و شناخت همدیگر باشد، نه بر اساس جنگ و دشمنی. این اختلاف در رنگ و زبان، جهت ایجاد تعارف و در نتیجه تفاهم و تعاون است، نه جنگ و تخاصم و فخر فروشی بر همدیگر. زبان و رنگ نیز نشانه ای از نشانه های پروردگار می باشند. خداوند می فرماید:
« وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ ... »[ روم / 22]هر فرد و ملتی نه تنها این حق را دارد که خصوصیات ملی خود مانند زبان و آداب و فرهنگ را حفظ نماید، بلکه وظیفه دارد که در غنی کردن آن ها بکوشد، چون با این کار نشانه ای از نشانه های پروردگار را بیش از پیش آشکار و واضح کرده است. وظیفه ی هر دولتی، به خصوص دولت اسلامی است که زمینه ی مناسب این کار را در حد وسع و امکانات برای تمام اقوام و ملیت های مختلف فراهم نماید. به عنوان نمونه تشکیل فرهنگستان زبان و ادب برای تمام اقوام نه قوم و ملتی مخصوص؛ امکان استفاده از رادیو، تلویزیون و مطبوعات به صورت عادلانه برای تمام اقوام ... .اگر این زمینه فراهم نشود، مصداق « لتعارفوا » عینیت نمی یابد و در نتیجه تعاون و همکاری هم وجود نخواهد داشت. کم کاری در ایجاد فضا و زمینه ی مناسب جهت بروز خصوصیات و ویژگی های اقوام و یا سهل انگاری در این راستا، از طرف هر دولتی که باشد قابل قبول نیست و در دولت اسلامی گناهی کبیره محسوب می شود.
هر نوع تلاش و اقدامی در جهت از بین بردن خصوصیات اقوام و ملت ها و ذوب کردن آنان در ملت های غالب، مبارزه با آیات و نشانه های الهی می باشد، که تحت هیچ شرایطی قابل پذیرش نیست.

5- رعایت عدالت نسبت به تمام انسان ها 
برقراری عدل در میان انسان ها بدون توجه به رنگ و نژاد و دین، در اسلام ارزش و اهمیت زیادی دارد؛ به گونه ای که خداوند هدف از ارسال پیامبران را اقامه ی قسط بیان می کند. یعنی « به هر کس سهم شایسته ی خود و آنچه که حق اوست داده شود.»
خداوند می فرماید:« لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ... »[ حدید / 25]« ما پيغمبران خود را همراه با دلائل متقن و معجزات روشن ( به ميان مردم ) روانه كرده‌ايم ، و با آنان كتابهاي ( آسماني و قوانين ) و موازين ( شناسائي حق و عدالت ) نازل نموده‌ايم تا مردمان ( برابر آن در ميان خود ) دادگرانه رفتار كنند .»
« ... وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ ...» « هنگامي كه در ميان مردم داوري می کنید با رعایت برابری و مساوات داوری کنید. در اینجا با ذکر « ناس » رعایت عدل را نسبت به تمام مردم خواهان است، حتی نسبت به دشمنان.»
خداوند می فرماید:« وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى « و دشمنانگي قومي شما را بر آن ندارد