مش داده است.)
كسي كه در هجرت، همراه پيامبر بود و همراهي‌اش با پيامبر در غار، در قرآن آمده و ستوده شده است؛ او، نخستين شخص اين امت است كه پيامبران را تصديق نمود.
ابوبكر، در غار كوه بلند، ستبر و استوار به همراه پيامبر بود؛ در حالي‌كه دشمنان، از كوه بالا رفته‌ بودند و دور و بر غار مي‌گشتند. ابوبكر، چه نيك، زندگي كرد؛ او، در زندگي همواره پيرو دستورهاي خداوند بود و بر راه يار و دوستش رسول‌خداص گام مي‌نهاد و هيچ‌گاه در عرصه‌ي اطاعت از خدا و پيامبر، فروگذازي نكرد و منحرف نشد.
همه‌ي نيكان و نيكو‌كاران، مي‌دانند كه هيچكس به اندازه‌ي ابوبكر، رسول‌خداص را دوست نمي‌دارد و محبت ابوبكر با رسول‌خداص از محبت همه‌ي محبان پيامبر، بيش‌تر است».
علما، مسأله‌ي مسلمان شدن ابوبكر(رضی الله عنه)،  را مورد بررسي قرار داده‌اند كه آيا ابوبكر، نخستين كسي است كه اسلام آورد؟ عده‌اي در اين‌باره نظر قطعي داده‌ و ابوبكر را نخستين مسلمان اين امت، دانسته‌اند؛ برخي نيز با نظريه‌اي قطعي، علي(رضی الله عنه)،  را نخستين مسلمان شناخته‌اند. عده‌اي گفته‌اند: زيد‌ بن‌ حارثه، پيش از همه مسلمان شد. اما ابن‌كثير رحمه الله مي‌گويد: «نخستين مسلمان از ميان زنان و هم‌چنين مردان، خديجه رضي‌الله‌عنها است؛ از غلامان آزادشده، زيد بن ‌حارثه(رضی الله عنه)، و از افراد نابالغ، علي(رضی الله عنه)، ، پيش‌از ديگران مسلمان شدند. اين‌ها، در آن موقع اعضاي خانواده‌ي پيامبر(ص) بودند. و اولين مرد آزادي كه مسلمان شد، ابوبكر صديق(رضی الله عنه)،  بود كه فوايد و پيامدهاي نيك مسلمان شدنش، بيش از افراد مذكور بود. چراكه او، به عنوان يكي از رؤساي قريش، جايگاه والا و ثروت زيادي داشت و از آن‌جا كه مورد احترام و محبت همه بود، دعوتش در ديگران اثر مي‌كرد؛ وي، دعوت‌گري بود كه در راه خدا و رسولش، مال و ثروت خود را هزينه و صرف نمود.
ابن‌كثير اضافه بر اين مي‌گويد: «ابوحنيفهرحمه الله، اين اقوال را به‌خوبي جمع‌بندي نموده و گفته است: اولين مرد آزادي كه مسلمان شد، ابوبكر(رضی الله عنه)، مي‌باشد و نخستين زني كه اسلام آورد، خديجه ‌رضي‌الله‌عنها است؛ از ميان غلامان، زيد بن ‌حارثه(رضی الله عنه)،  و از پسران نابالغ، علي(رضی الله عنه)، ، پيش از ديگران مسلمان شدند.» 
هنگامي كه ابوبكر(رضی الله عنه)،  مسلمان شد، سرور و شادي تمام قلب پيامبر(ص) را در برگرفت؛ عايشه‌ي صديقه رضي الله عنها در اين‌باره‌ مي‌گويد: «زماني كه سخنان پيامبر(ص)، پايان يافت، ابوبكر(رضی الله عنه)، ، اسلام آورد و پيامبر‌اكرم (ص)، در حالي از نزد ابوبكر رفتند كه از شادي و سرور مسلمان شدن ابوبكر(رضی الله عنه)، ، كسي در مكه، از ايشان، شادمان‌تر نبود.» 
ابوبكر(رضی الله عنه)،  گنجينه‌اي بود كه خداوند، او را براي پيامبرش، از پيش آفريده و ذخيره‌ كرده‌ بود تا در خدمت آن حضرت(ص) قرار بگيرد؛ او، در نزد قريش محبوبيت زيادي داشت؛ خلق و خوي والايش كه موهبت و ارزاني الهي بود، او را در نزد همه به‌گونه‌اي محبوب كرده‌ بود كه همگان، دوستش داشتند. چراكه اخلاق ومنش نيك، عامل و عنصري مؤثر در برقراري پيوند و الفت مي‌باشد. او، همان است كه رسول‌خداص، درباره‌اش فرموده‌اند: (أرحم أمتي بأمتي أبوبكر) يعني: «مهربان‌ترين فرد امتم نسبت به امت من (و در قياس با ديگران)، ابوبكر است.» 
ابوبكر(رضی الله عنه)،  در تاريخ و نسب‌شناسي كه در نزد عرب‌ها، مهم‌ترين علوم و دانش‌ها محسوب مي‌شد، بيش‌ترين بهره را داشت و قريشيان نيز همواره به برتري علمي ابوبكر(رضی الله عنه)،  در پهنه‌ي اين علوم اذعان مي‌كردند و باور داشتند كه ابوبكر(رضی الله عنه)،  از گذشته‌ي خوب و بد قريش و قريشيان، آگاهي و دانش وافري دارد. فرهيختگان قريش همواره در پي مجالس ابوبكر بودند تا با دانش وافر و گسترده‌ي او، عطش پژوهش و جويندگي خود را فرو خوابانند. جوانان بيدار و تيزهوش، مجالس علمي ابوبكر(رضی الله عنه)، را دنبال مي‌كردند تا از داشته‌هاي علمي او، استفاده كنند كه اين خود‌، نشان ديگري از مقام والاي ابوبكر(رضی الله عنه)،  است. فعالان مالي و تجاري مكه نيز همواره به مجالس ابوبكر، رفت‌ و ‌آمد داشتند؛ چراكه گرچه ابوبكر(رضی الله عنه)، ، بزرگ‌ترين بازرگان مكه نبود، اما از مشهورترين تجار و بازرگانان مكه محسوب مي‌شد. ساير اقشار و عموم مردم نيز همواره به‌خاطر برتري‌هاي اخلاقي و رفتاري ابوبكر(رضی الله عنه)، ، در مجالسش شركت مي‌كردند و اين‌چنين ابوبكر(رضی الله عنه)،  به سبب اخلاق سترگش، مهمان‌دار بزرگي بود كه با ديدن مهمانانش شادمان مي‌شد و با آنان، انس و الفت مي‌گرفت. طبقات و اقشار مختلف جامعه‌ي مكي، هر كدام به‌ سهم خود از ابوبكر(رضی الله عنه)،  استفاده مي‌كردند. جايگاه والاي ادبي، علمي و اجتماعي ابوبكر در مكه، باعث شد كه با مسلمان شدن ابوبكر(رضی الله عنه)،  و آغاز حركت دعوتي او، جمعي از برگزيدگان مكه، مسلمان شوند و در جرگه‌ي بهترين بندگان خدا قرار بگيرند.
حمايت و پشتيباني ابوبكر (رض) از پيامبر اكرم(ص) 
نویسنده : علی الصلابی

جرأت و شجاعت، از ديگر ويژگي‌هاي ابوبكر(رض)  بود كه او را از ديگران، متمايز و متفاوت مي‌ساخت. او، در راه حق از هيچ چيزي نمي‌هراسيد و در مسير نصرت دين خدا، فعاليت ديني و هم‌چنين حمايت و پشتيباني از رسول‌خدا (ص)، از هيچ سرزنش و توبيخي متأثر نمي‌شد.

عروه بن زبير مي‌گويد: از عبدالله بن عمرو بن عاص خواستم كه برايم از شديدترين رفتارهاي مشركان با رسول‌خدا (ص) ، بگويد؛ او، گفت: پيامبر اكرم (ص)  در كنار كعبه نماز مي‌خواندند كه عقبه بن ابي‌معيط آمد و لباس را در گردن آن حضرت (ص) آويخت و به‌قدري كشيد كه نزديك بود رسول‌خدا (ص)  خفه شوند. ابوبكر(رض)  به سوي عقبه شتافت، شانه‌هايش را گرفت و او را از پيامبر اكرم (ص)  دور كرد  و گفت: (( أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ )) (غافر-28)
يعني: «آيا مي‌خواهيد مردي را بكشيد به اين خاطر كه مي‌گويد: پروردگار من، الله است؟»
در روايت انس(رض)   آمده است: باري مشركان، رسول اكرم (ص) را چنان زدند كه آن حضرت (ص)  تا سرحد بيهوشي پيش رفتند. ابوبكر(رض)   بپا خاست و گفت: «واي بر شما؛ (آيا كسي را به اين خاطر مي‌زنيد و مي‌خواهيد بكشيد كه مي‌گويد: پروردگار من، الله است؟)»  در روايت اسماء رضي الله عنها آمده است: شخصي، فريادزنان، به نزد ابوبكر(رض)   آمد و گفت: «دوستت را درياب و به كمكش بشتاب.» اسماء رضي الله عنها مي‌گويد: ابوبكر(رض)   در حالي كه چهار گيسو داشت، از ميان ما برخاست و با شتاب به سوي پيامبر(ص) رفت و فرياد برآورد كه: ((أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ)).. مشركان با شنيدن فرياد ابوبكر(رض)   ، دست از آزار رسول‌خدا (ص) كشيدند و به سوي ابوبكر(رض)    شتافتند و او را زدند. ابوبكر(رض)    در حالي به خانه بازگشت كه از شدت كتكي كه به او زده بودند، هر يك از گيسوانش را كه دست مي‌زد، كنده مي‌شد و در دستانش قرار مي‌گرفت. 
يك بار علي بن ابي‌طالب(رض)    در حال سخنراني پرسيد: «اي مردم! چه كسي شجاع‌تر و دليرتر است؟» مردم گفتند: «شما، اي امير مؤمنان!» فرمود: «من، با هر كس كه جنگيده‌ام، شكستش داده‌ام؛ اما شجاع‌ترين مردم، ابوبكر(رض)    است. ما براي رسول‌خدا (ص) سايه‌باني درست كرديم و گفتيم: چه كسي حاضر است با رسول‌خدا (ص)  بماند تا مشركي، به آن حضرت (ص)  حمله نكند؟ به خدا سوگند تنها ابوبكر(رض)    براي اين كار قدم پيش نهاد و شمشيرش را از نيام بيرون كشيد و بالاي سر پيامبر(ص) ايستاد و هر مشركي را كه به پيامبر(ص) نزديك مي‌شد، دور مي‌كرد؛ پس ابوبكر(رض)   ، شجاع‌ترين مردم است.» علي(رض)    افزود: «من، ديدم كه قريشيان، رسول‌خدا (ص) را درميان گرفته بودند و اين ابوبكر(رض)    بود كه به شدت از آن حضرت (ص) دفاع مي‌كرد و آنان را از ايشان دور مي‌راند. قريشيان به پيامبر (ص) مي‌گفتند: تويي كه خدايان را منكر شده‌اي و به جاي اين همه معبود، به خداي واحدي معتقدي؟! در آن هنگام تنها ابوبكر(رض)   بود كه به آن حضرت (ص) نزديك شد و در حالي كه گفته‌ي مؤمن آل فرعون را بر زبان داشت، روياروي مشركان ايستاد و آنان را از پيامبر(ص) دور كرد. حال، شما را به خدا سوگند مي‌دهم كه مؤمن آل فرعون، بهتر است يا ابوبكر؟» مردم، ساكت بودند و چيزي نگفتند. علي(رض)    فرمود: «قسم به خدا، اگر تمام زمين از امثال مؤمن آل فرعون پر شود، يك لحظه‌ي ابوبكر(رض)    از همه‌ي آن‌ها بهتر است. زيرا مؤمن آل فرعون، ايمانش را پنهان كرده بود؛ اما اين مرد (ابوبكر)، ايمانش را آشكارا بيان كرد.» 
اين، وصف و جلوه‌ي روشني از ابوبكر(رض)    به زبان علي مرتضي(رض)   مي‌باشد كه كشاكش ميان حق و باطل، هدايت و گمراهي و ايمان و كفر را به تصوير مي‌كشد و به‌خوبي روشن مي‌سازد كه ابوبكر(رض)    در راه خداي متعال، چه‌قدر سختي و مشقت متحمل شد. بنابراين شخصيت و سيماي واقعي ابوبكر صديق(رض)    از لابلاي نشانه‌ها و ويژگي‌هاي بي‌نظيرش، به گواهي و زبان امام علي(رض)    شناحته مي‌شود. علي(رض)    پس از گذشت چندين سال در دوران خلافتش به ويژگي‌هاي ابوبكر اشاره مي‌كند و به رادمردي و شجاعتش گواهي مي‌دهد و آن‌چنان به‌هنگام گفتن صفات ابوبكر(رض)    متأثر و دگرگون مي‌شود كه هم خودش، مي‌گريد و هم ديگران را به گريه مي‌اندازد.
ابوبكر صديق(رض) پس از رسول‌خدا (ص) نخستين مسلماني است كه در راه خدا مورد شكنجه و آزار قرار گرفت. او، نخستين پشتيبان رسول‌خدا (ص) و اولين دعوت‌گري بود كه به سوي خدا فرا خواند.  او، بازوي راست رسول‌خدا (ص) بود كه براي حمايت از دعوت و ياري پيامبر، تمام تلاشش را به‌كار بست تا آن حضرت(ص) را در گراميداشت و تعليم و تربيت تازه‌مسلمانان، ياري برساند. ابوذر(رض)    ضمن بيان داستان مسلمان شدنش مي‌گويد: …ابوبكر(رض)    به رسول‌خدا(ص) گفت: «به من اجازه دهيد تا من، او را براي شام پيش خود ببرم.» ابوبكر(رض)    با كشمش طائف، از ابوذر(رض)    پذيرايي كرد.  ابوبكر(رض)   ، بي‌پروا و بدون هيچ ترس و هراسي در كنار رسول‌خدا (ص) مي‌ايستاد و همواره هر خطر بزرگ و كوچكي را كه متوجه پيامبر مي‌شد، دور مي‌كرد و تا آن‌جا كه مي‌توانست از پيامبر اكرم (ص) در برابر دشمنان، دفاع و پشتيباني مي‌نمود. او، مشركان را ديد كه يقه و گريبان رسول‌خداص را گرفته‌اند؛ خودش را به ميان آنان افكند و بانگ برآورد: «واي بر شما؛ آيا مي‌خواهيد او را به اين خاطر كه مي‌گويد: پروردگا