ا سه طائفه در روز قیامت صحبت نمی‌کند، و آنها را از گناه پاک نمی‌گرداند، و برایشان عذابی دردناک است، اول: کسی که دعوای امامت بکند در حالی که از طرف خدا امام نباشد. دوم: کسی که ‌امامی را که خدا تعیین کرده انکار نماید. سوم: کسی که گمان می‌کند که ابوبکر و عمر در اسلام نصیبی دارند.
و حالا چطور با کسی متحد شويم که صدیق و فاروق را تکفیر می‌نماید، و یا عایشه ‌ام المؤمنین، طلحه و زبیر و بقیه‌ی بزرگان صحابه را از اسلام خارج می‌داند در حالی که پیامبر خدا از بد گفتن به صحابه‌ی کرام منع نموده، و محبت با آحاد آنها را نشانه‌ی ایمان دانسته، و بغض آنها را نشانه‌ی کفر و نفاق دانسته است.
و چطور امکان دارد که با غلوکنندگان در شرک و با کسانی که انسانها و مخلوقات ضعیفی را عبادت کرده و آنها را حاجت روا و مشکل گشا می‌دانند اتحاد نموده و تقریب بپا کرد!
شکی نیست که نقد و بررسی علمی اصول شیعه و معتقدات آنها تنها راه رسیدن به حقیقت و جلوگیری از انحراف و کجروی بیشتر بوده و باعث اجتماع و وحدت خواهد شد و در غیر این صورت اتحاد ظاهری و برگزاری مراسم هفته‌ی وحدت در حالی که قلبها مالامال از عداوت و بغض نسبت به بهترین این امت باشد هیچ سودی نداشته و ندارد، و مراسم ریایی برای فریب دادن عده‌ای از مسلمانان ناآگاه است تا دشمنان اسلام بر اعمال ننگینشان از جمله لعن صحابه‌ی پیامبر خدا، پرستش قبور مردگان، و تخریب مساجد اهل سنت، پوشش گذاشته و هر لحظه در کمین باشند، تا از پشت به مسلمانان خنجر بزنند!
--------------------------------------------
1) إني قد تركت فيكم شيئين لن تضلوا بعدهما: كتاب الله وسنتي. مستدرك حاكم،  1/307 .
2) نام پرنده‌ای است خیالی که در داستانها و قصه‌ها ذکر می‌شود.رافضی می‌گوید: او بسیار تیزهوش و خردمند بود و بر یاد گرفتن بسیار حرص می‌ورزید. او بیش از همه مردم و شبانه‌روز همراه پیامبر ص و ملازم او بود. از کودکی‌اش تا وفات رسول خدا ص با ایشان همنشین بود.
در پاسخ باید گفت: از کجا معلوم که او از عمر و ابوبکر باهوش‌تر بوده و از آن دو نسبت به علم رغبت بیشتر داشته است یا استفاده او از پیامبر ص از آن دو بیشتر بوده است؟!
در صحیحین آمده است که پیامبر ص فرموده: «إنه كان في الأمم قبلكم مُحَدَّثُونَ، فإن يكن في أمتي أحد فعمر»: «در میان امتهای پیشین محدثینی بودند، اگر در میان امت من یکی از آنان موجود باشد او عمر است(1) ».
تردیدی نیست که ابوبکر بیش از علی و همه مردم همراه پیامبر ص بود. ابوبکر و عمر بسیار بیشتر از علی با پیامبر ص نشست و برخاست داشتند. او شبهای طولانی را درباره امور مسلمانان با آنها به شب ‌نشینی می‌پرداخت و در اغلب مسائلی که عمر و علی با یکدیگر اختلاف پیدا می‌کردند، قول عمر ارجح بود، مانند مسأله زن بارداری که شوهرش فوت کرده باشد و مسأله حرام، همچنانکه گذشت
-------------------------------------------------
1) مراد از محدثان کسانی هستند که خداوند به آنان چیزهایی الهام می‌فرماید. و این فراتر از آموزشهای معمولی بشری است.پاسخ به مثالی که رافضی به عنوان حدیث آورده است
رافضی می‌گوید: پیامبر ص فرموده است: نقش بستن علم در دوران کودکی در دل انسان همانند نقش روی سنگ است. پس علوم علی بیشتر از دیگران خواهد بود. زیرا او سابقه داشت و علم او کامل و فاعل تام بود. 
در پاسخ باید گفت: این سخن نشانه بی‌اطلاعی رافضی از حدیث است. این مثل مشهوری است، نه سخن پیامبر ص. یارانش ایمان و قرآن و سنن را یاد گرفتند خداوند این امر را برای ایشان و از جمله آنها برای علی آسان کرد. قرآن زمانی کامل شد که علی تقریباً سی ساله بود. پس بی تردید او بیشتر آن را در دوران بزرگسالی یاد گرفت و حفظ کرد و درباره اینکه او قرآن را از حفظ داشت در میان راویان دو قول مختلف وجود دارد.
پیامبران داناترین مردم بودند و خداوند همه پیامبران به جز عیسی ؛ را پس از (40) سالگی مبعوث کرده است، و تعلیمات پیامبر ص برای همگان بود، و فقط به علی اختصاص نداشت. اما میزان و استفاده از آن به استعداد خود فرد بستگی داشت. به همین دلیل ابوهریره در سه سال و اندی آن مقدار حدیث حفظ کرد که دیگران آن میزان را حفظ نکرده بودند و همراهی و مصاحبت ابوبکر باایشان [پیامبر] بیش از دیگر اصحاب بود.
اما درباره گفته او که ادعا می‌کند «مردم از علم او استفاده کردند». باید گفت: این باطل است. زیرا مردم کوفه - که دارالخلافه او بود - پیش از آمدن علی قبلاً ایمان، قرآن و تفسیر آن، فقه و سنت را از ابن مسعود و دیگران آموخته بودند.
چنانچه گفته شود: او [علی] قرآن را بر ابوعبدالرحمن خوانده است بدین معناست که قرآن را به او عرضه کرد. زیرا قبل از آمدن علی به کوفه ابوعبدالرحمن قرآن را حفظ کرده بود.رافضی می‌گوید: علی واضع علم نحو بود. او به ابی‌الأسود گفت: کلام سه نوع است: اسم، فعل و حرف و حالتهای اعراب را به او یاد داد.
در پاسخ باید گفت: این از علوم نبوت نیست. بلکه علم استنباطی است و وسیله‌ای برای حفظ قوانین زبانی است که قرآن به آن نازل شده است و در زمان خلفای سه‌گانه لحن (اشتباه در اعراب واژگان) وجود نداشت. به همین دلیل بدان نیازی پیدا نشد. اما زمانی که امام علی در کوفه سکونت گزید که نبطی‌ها در آنجا بودند، روایت شد که او به ابوالأسود دؤلی گفت: کلمه سه گونه است: اسم، فعل و حرف و گفت: انح هذا النحو: از این روش پیروی کن. به همین دلیل برای رفع نیاز آن را پدید آورد همچنانکه پس از علی افرادی نقطه‌ها و شکل‌ها، علامت مد و تشدید و ... را در خط به وجود آوردند. علاوه بر این، سپس نحو در میان، نحویان کوفه و بصره گسترش یافت و خلیل علم عروضی را استخراج کرد. رافضی می‌گوید: فقها در زمینه فقه به او مراجعه می‌کنند.
در پاسخ باید گفت: این دروغ آشکاری است. هیچکدام از امامان چهارگانه مذاهب فقهی و نه فقهای دیگر در فقه خود به او مراجعه نمی‌کنند.رافضی می‌گوید: رابعاً: او شجاع‌ترین مردم بود و به وسیله شمشیر او پایه‌های اسلام مستحکم شد و ارکان ایمان برپا شد. هرگز در هیچ جنگی شکست نخورد و هر گاه با شمشیرش کسی را می‌زد بدن او را قطع می‌کرد. چه بسیار که سختیها و غمها را از پیامبر ص دور می‌کرد. هرگز همانند دیگران از میدان جنگ فرار نکرد. او با فدا کردن جان خودش از پیامبر ص در شب هجرت محافظت کرد و عبای او را پوشید مشرکان گمان کردند او رسول خداست. آنها به کشتن پیامبر ص اتفاق پیدا کرده بودند و در آن شب افراد مسلح خانه‌اش را که علی در آن بود احاطه کرده بودند. آنها در انتظار طلوع خورشید بودند تا او را در روز روشن بکشند تا خونش بر باد رود و بنی‌هاشم ببینند که قاتلان او از همه قبایل هستند و آنجا قادر به انتقام و قصاص نباشند زیرا گروهی در خون او شریک می‌‌بودند و هر قبیله‌ای از جنگ دلاوران خود دفاع می‌کرد. علت این فداکاری علی، حفظ جان رسول خدا ص بود تا او به سلامت نجات یابد و عملاً چنین شد و به وسیله آن غرض او در دعوت مردم به سوی اسلام تحقق یافت. زمانی که صبح فر