خود از معاذ بن جبل از پیغمبر ص نقل کرده است که فرمود: «محبت علی حسنه‌ای است که با وجود آن هیچ گناهی آسیب نمی‌رساند، و دشمنی با علی گناهی است که در صورت وجود آن هیچ حسنه‌ای فایده نمی‌رساند».
در جواب باید گفت: کتاب «فردوس» آکنده از احادیث ساختگی است و مصنف آن یعنی شیرویه ‌بن شهردار دیلمی اگر چه از طلبه حدیث و روات آن است ولی احادیثی را که جمع آوری و اسناد آن را حذف کرده، بدون رعایت صحت و ضعف و یا جعلی بودن آن می‌باشد، به همین دلیل احادیث ساختگی بسیاری در آن کتاب وجود دارد. 
و این حدیث محتوایی دارد که هر مسلمانی گواهی می‌دهد که پیغمبر ص هرگز چنین چیزی را نفرموده است. زیرا محبت خدا و پیغمبر ص با ارزش‌تر و بزرگتر از محبت علی است، ولی با این وجود گناه کردن در صورت وجود آن آسیب می‌رساند، پیغمبر ص عبدالله ‌بن حمار را به خاطر نوشیدن شراب می‌زد و می‌فرمود: «إنه يحب الله ورسوله». او خدا و پیغمبرش را دوست دارد. 
و هر مؤمنی باید خدا و پیغمبرش را دوست داشته باشد و در عین حال گناه به همه آسیب می‌رساند، و مسلمانان بر این مطلب اجماع دارند، و نیز از دین اسلام به صورت بدیهی آشکار است که شرک باعث متضرر شدن شخص مشرک می‌شود و خداوند او را نمی‌آمرزد، حتی اگر علی ‌بن ابی طالب را دوست داشته باشد. و همانا ابو طالب پدر علی، او را دوست داشت، ولی شرک او را متضرر و وارد آتش جهنم گردانید، و غایت چیزی که می‌توانند در این باره بگویند، این است که بگویند: ما علی را دوست داریم، و آنها کفار و جهنمی‌اند. 
و خلاصه اینکه این کلام کفری است آشکار که باید از گوینده آن خواست که توبه کند، و کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، جایز نیست چنین چیزی بگوید.
و نیز عبارت «دشمنی با علی گناهی است که با وجود آن هیچ حسنه‌ای نفعی ندارد» چنین است. زیرا کسی که نسبت به علی بغض دارد، اگر کافر باشد، کفر او باعث بغض شده است، و اگر مؤمن باشد ایمانش به او سود می‌رساند، حتی اگر نسبت به علی بغض داشته باشد. و همچنین است حدیثی که ابن مسعود نقل کرده که حضرت فرموده‌اند: «یک روز محبت خاندان محمد بهتر از یک سال عبادت است و هر کس بر این محبت بمیرد، وارد بهشت می‌شود». و نیز نقل شده که در جای دیگر فرموده: «من و این - علی – دو حجت و برهان خدا بر بندگانش هستیم». این دو حدیث از دیدگاه محدثان ساختگی هستند و یک سال عبادت با ایمان و نمازهای پنج‌گانه در هر روز، و روزه ماه رمضان به اجماع مسلمانان از یک ماه محبت خاندان محمد هم بهتر است، چه برسد به یک روز. 
و همچنین حجت خدا بر بندگان، تنها پیغمبران هستند، همچنانکه می‌فرماید: ﴿لِئَلاَّ يَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ﴾. (النساء: 165).
«تا بعد از اين پيامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند، (و بر همه اتمام حجت شود)».
و نفرموده: بعد از پیغمبران و ائمه و اوصیاء و غیره. 
و نیز عبارت «اگر مردم بر محبت علی جمع می‌شدند و اتفاق نظر پیدا می‌کردند، خداوند جهنم را نمی‌آفرید»، این کلام نیز به اتفاق علماء آشکارترین دروغ است و حتی اگر همگی بر محبت علی اتفاق می‌کردند، باز هم تا به خدا، ملائکه، کتب آسمانی و پیغمبران و روز آخرت ایمان نمی‌آوردند و کارهای شایسته انجام نمی‌دادند، فایده‌ای برایشان نداشت، و با انجام این ایمان و این اعمال وارد بهشت می‌شدند، حتی اگر علی را اصلاً نمی‌شناختند، و حب و بعض او به قلبشان هم خطور نمی‌کرد.و همین گونه است حدیثی که در مورد عهد پیغمبر ص با علی ذکر کرده است و اینکه علی پرچم هدایت و امام اولیاء است و علی همان کلمه‌ای است که خداوند متقیان را به آن ملزم ساخته است و. .... 
این حدیث نیز به اتفاق محدثان و علماء ساختگی است و مجرد نقل آن توسط صاحب «الحلية» و امثال او دلالتی بر صحت آن ندارد، زیرا صاحب «الحلية» در فضایل ابوبکر، عمر، عثمان و علی و اولیاء و غیره احادیثی ضعیف و بلکه به اتفاق محدثان ساختگی و موضوع نقل کرده است. این شخص و امثال او که افرادی ثقه و حافظ در علم حدیث‌اند، در آنچه از شیوخ خودشان نقل می‌کنند مورد اعتمادند، ولی عیب به طبقات بالاتر بر می‌گردد. حدیث عمار و ابن عباس نیز همین گونه‌اند و هر دو ساختگی هستند.هنوز چند روزی از هجرت خاندان علم و فضل به دمشق نگذشته بود که اهل دمشق و محصلین علوم دینی از اطراف و گوشه‌های شام قصد آنها نمودند و عبدالحلیم بن تیمیه (پدر شیخ الاسلام ابن تیمیه) در جامع مسجد اموی دمشق بر کرسی درس و تدریس تکیه نمود، طالبان علوم نبوت را سیراب نموده و به فتاوی و سوالهای مردم پاسخ می‌داد. مولف رافضی می‌گویـد: «و اما مطاعن و معایبی که جمهور در مورد آن جماعت – مقابل علی – نقل کرده‌اند، بسیارند و کلبی کتابی در نکوهش صحابه نوشته که در آن حتی یک حدیث هم درباره نقص و عیب اهل بیت ننوشته است».
در جواب مولف باید گفت: قبل از دادن جواب‌های مفصل به مطاعن و معایب، یک نکته ضروری است، و آن اینکه: هر آنچه که در باب نکوهش صحابه ذکر می‌شود دو نوع هست: 
نوع اول: دسته‌ای که کذب هستند: یا همه آن دروغ و کذب است، و یا اینکه تحریف شده به طوری که زیاده و نقصانی در آن وارد شده است که معنی مذمت و طعن و سرزنش می‌دهد. و اکثر منقولاتی که در باب نکوهش صحابه صریحاً نقل شده ‌است، از بابی می‌باشد که دروغ‌گویانی معروف به دروغگویی آنها را روایت کرده‌اند، مثل: ابومخنف لوط ‌بن یحیی(1) ، هشام ‌بن محمد بن سائب کلبی و کذابانی امثال این دو، و به همین دلیل این مولف رافضی به کتابی که کلبی در این باب تصنیف کرده، استشهاد می‌کند، و کلبی دروغگوترین مردم می‌باشد، کلبی شخصی شیعی است که از پدرش و از ابو مخنف روایت می‌کند که هر دو کذاب و متروک هستند. 
نوع دوم: بعضی از این احادیث نیز صحیح‌اند ولی اکثر این امور نیز اموری هستند که صحابه در انجام آن معذور بوده و عذرشان، آن کار را از دایره گناه خارج می‌سازد و آن را وارد دایره اجتهاد می‌کند که چنانچه راه صواب را پیموده باشند، دو اجر و ثواب می‌برند و اگر در آن به خطا رفته باشند، یک اجر و پاداش بهره می‌برند و عموم منقولات ثابت از خلفای راشدین از این باب هستند و آنچه از این اشتباهات که گناه قطعی هم قلمداد شود، چنین اموری نقص، عیب و رسوایی آنها را باعث نمی‌شود. زیرا فضایل، سوابق و بهشتی بودنشان بدیهی است، و باید اضافه کرد که گناهان قطعی نیز در آخرت عقابشان برداشته می‌شود و این رفع عقاب اسبابی دارد، از جمله: توبه که گناهان را محو می‌کند، و از ائمه امامیه به ثبوت رسیده که آنها (صحابه) از گناهانی که ارتکابشان به آن معروف بوده، توبه کرده‌اند. 
و از جمله: کارهای نیک که گناهان را محو می‌نمایند، زیرا کارهای نیک، کارهای بد را از بین می‌برند و خداوند می‌فرماید: ﴿إِن تَجْتَنِبُواْ کَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنکُمْ سَيِّئَاتِکُمْ ﴾. (النساء: 31).
«اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مى‏