یست مگر از طریق اثبات مقدماتی که در قرآن نیامده است. پس آن ادله و برهان‌هایی که در قرآن برای امامت آمده کجاست؟ و آیا ممکن است کسانی جز افراد فرومایه و پشیمان عاقبت، چنین چیزی را ادعا کنند؟ 
----------------------------------------------------
1) غذایی ساده که از آرد و شیر یا آرد و روغن درست می‌کردند. 
2) نگا: مسلم (4/1883) و نگا: مسند (6/292، 298، 304) و ترمذی (5/30، 328). شیخ الاسلام ابن تیمیه شاگردان زیادی به جهان اسلام تقدیم نمود که هر کدام به نوبت خود سر آمد فقهاء و محدثین و مورخین و دانشمندان شدند، و بقول حافظ ابن حجر :: اگر شیخ الاسلام ابن تیمیه بجز حافظ ابن قیم هیچ شاگرد دیگری نمی‌داشت و هیچ منقبت دیگری نمی‌داشت همان یک شاگرد برایش کافی بود که جهانیان او را به حیث یک شخصیت ممتاز بشناسند که توانسته است چنین شخصیت علمی تربیت نماید که مخالف و موافق به علم او اعتراف داشته باشد، و از کتب او استفاده نمایند. و اصلا جای تعجب نیست که اشخاص و افراد بی‌شماری نزد ابن تیمیه به تحصیل علم و دانش و معارف بپردازند, چرا که شخصیت ممتاز ابن تیمیه، مقام شامخ علمی او اشتغال همیشگی به درس و تدریس و جهاد و شجاعت و شهامت‌های بی‌نظیر و سفرهای علمی او در مراکز، و بالاخره زهد و تقوى و خدا ترسى او مشتاقان علوم نبوت را مجذوب ساخت که خویشتن را از این سرچشمه علمی سیراب نمایند.
در اینجا به طور نمونه چند تن از بارزترین شاگردان شیخ الاسلام ابن تیمیه را نام می‌بريم:
1- مجتهد، مفسر، عالم اصولی شمس الدین محمد بن ابی بکر ایوب دمشقی مشهور به حافظ ابن قیم جوزی متوفی (751هـ) صاحب کتاب "زاد المعاد"، "مدارج السالکین"، "مفتاح دار السعاده" و.....
2- امام جرح و تعدیل، مورخ، حافظ شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان الترکمانی الذهبی صاحب کتاب تاریخ الإسلام، سیر أعلام النبلاء و میزان الاعتدال و .....
3- امام، محدث، حافظ، مورخ شمس الدین محمد بن عبدالهادی صاحب کتاب "الصارم المنکی" و "العقود الدریه" و کتابهای دیگر در علم حدیث.
4- امام، حافظ، مفسر، فقیه و مورّخ ابوالفداء عماد الدین بن کثیر القرشی الدمشقی صاحب "تفسير القرآن العظیم" و صاحب کتاب "البدایه و النهایه" و ... .رافضی می‌گوید: «برهان ششم: در فرموده خداوند متعال است که: ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْکَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ(36) رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّکَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ(37)﴾. (النور: 36-37).
«(اين چراغ پرفروغ) در خانه‏هايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ديوارهاى آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد); خانه‏هايى كه نام خدا در آنها برده مى‏شود، و صبح و شام در آنها تسبيح او مى‏گويند. مردانى كه نه تجارت و نه معامله‏اى آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و اداى زكات غافل نمى‏كند; آنها از روزى مى‏ترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مى‏شود».
ثعلبی با نقل قول از انس و بریده می‌آورد که این دو گفتند: چون رسول خدا ص این آیه را تلاوت نمود مردی برخاست و گفت: اینها چه خانه‌هایی هستند ای رسول خدا؟ پیامبر ص گفتند: خانه‌های انبیاء هستند. پس ابوبکر برخاست و گفت: ای رسول خدا آیا این خانه هم از آن خانه‌هاست؟ و منظورش خانه علی و فاطمه بود. ایشان فرمودند آری. از بهترین‌شان است، پیامبر در اینجا مردان را چنان توصیف کرده که دلالت بر افضلیت‌شان کند، پس علی امام است، در غیر این صورت تقدیم فاضل بر افضل پیش می‌آید و این درست نیست».
پاسخ این قول از چند وجه است: یکی آنکه: ما خواستار اثبات سند و صحت این قول هستیم. و یاد آور می‌شویم که محض نسبت دادن آن به ثعلبی به اتفاق اهل سنت و اهل تشیّع دلیل صحت نمی‌شود. هر خبری هم که یکی از اهل سنت روایت کند لزوما برای همه اهل سنت حجت قرار نمی‌گیرد. اتفاقا دانشمندان اهل سنت متفق القول هستند بر اینکه به روایت‌های ثعلبی و امثال او نشاید و نباید استناد کرد، نه در موضوع فضیلت ابوبکر و عمر، و نه در اثبات احکام و مسایل، مگر اینکه صحت آنها از راه دیگری ثابت شود، پس او حق ندارد بگوید: ما با احادیثی که از شما اهل سنت روایت می‌کند علیه شما اقامه حجت می‌کنیم. چون در این صورت به منزله کسی است که بگوید: من به وسیله یکی از خودتان که علیه شما شهادت می‌دهد، علیه شما حکم می‌کنم. و آیا احدی از علمای اهل سنت هست که بگوید: هر کس از اهل سنت شهادت بدهد حتماً عادل است؟ یا کسی از آنان گفته است: هر کس از اهل سنت حدیثی روایت کرده حتما حدیث صحیحی است؟ 
گذشته از این علمای اهل سنت بر این متفقند که ثعلبی و امثال او هم احادیث صحیح و هم احادیث ضعیف را روایت می‌کنند، و متفقند بر آنکه صرف روایت ثعلبی موجب و دلیل دنباله‌روی از حدیث نمی‌شود. 
به همین خاطر آنان درباره ثعلبی و امثال او می‌گویند: او هیزم‌کش شب است، هر چه را بیابد روایت می‌کند حال چه آن روایت صحیح باشد و چه سقیم، لذا هر چند غالب احادیث آمده در تفسیر او صحیح است، لکن در آن احادیثی هست که به اتفاق اهل علم حدیث دروغین و جعلی هستند. 
دوم: این حدیث (مذکور) نزد علمای حدیث، جعلی به شمار می‌آید، و از این رو علمای حدیث آن را در کتاب‌های معتبر حدیثی‌شان همچون صحاح و سنن و مسندها ذکر نکرده‌اند، با وجود اینکه بعضى از احادیث خود این کتب ضعیف یا دروغین است، که البته چنین احادیثی در آنها بسیار كم است، اما این حدیث و امثال آن اصولاً دروغ بودنشان روشن‌تر از آن است که آن را در کتاب‌های‌شان ذکر کنند. 
سوم: آیه مذکور به اتفاق علمای فن در خصوص مساجد است، چنانکه فرمود: ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْکَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ﴾. (النور: 36).
در حالی که خانه علی و دیگران موصوف به این صفت نیست.
چهارم: خانه پیامبر ص به اتفاق مسلمانان برتر از خانه علی است، با این وجود داخل در حکم این آیه نیست، چون در آن چندین مرد (رجال) نبود بلکه در آن تنها خود حضرت و یکی از زنانشان بود، و قرآن هر گاه خانه پیامبر ص را اراده کند می‌گوید: ﴿لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ ﴾. (الأحزاب: 53).
«در خانه‏هاى پيامبر داخل نشويد».
و می‌گوید: ﴿وَاذْکُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِکُنَّ ﴾. (الأحزاب: 34).
«آنچه را در خانه‏هاى شما خوانده مى‏شود ياد كنيد».
وجه پنجم: گفته او که: «آن خانه‌های انبیاست» کذب است، چون اگر چنین بود سایر مؤمنین را از آن نصیبی نبود و فرموده خداوند متعال که: ﴿يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ(36) رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ ﴾. (النور: 36-37).
«و صبح و شام در آنها تسبيح او مى‏گويند. مردانى كه نه تجارت و نه معامله‏اى آنان را از ياد خدا غافل نمى