-1316). 
7) نگا: بخاری (5/21). 
8) نگا: صحیح مسلم (1/96-97) و سنن ابو داود (3/61). 
9) نگا: بخاری (2/107)، و مسلم (2/675)،: ذود نوعی محموله و بار شتر یا هر مرکب دیگر؛ اوسق، جمع وسق: نوعی واحد کالا؛ اواق جمع اوقیة : واحد وزنی که در مکان‌های مختلف متغیر است و برای فلزات گرانبها همچون طلا احتمالاً بکار می‌رود. (مترجم) 
10) نگا: مسلم (3/1457). 
11) نگا: مسلم (4/2052). 
12)  نگا: بخاری (5/15-18).
13) نگا: مسلم (3/1331) و جاهای دیگر. رافضی می‌گوید: «شهرستانی که یکی از متعصب‌ترین مخالفان امامیه است، ذکر کرده است که نخستین سایه فساد ناشی از شبهه‌افکنی ابلیس، اختلافی بود که در حین مرض منتهی به وفات پیامبر ص، واقع شد، و اولین نزاعی که در آن هنگام رخداد را بخاری با اسناد به ابن عباس چنین روایت می‌کند که: «چون بیماری منجر به فوت پیامبر ص شدت گرفت، فرمود کاغذ و دواتی برایم بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که با وجود آن هرگز گمراه نشوید، عمر گفت: پیامبر پريشان‌گویى (در حال بيمارى و اشتداد تب) می‌کند، کتاب خدا برای ما کفایت است، سپس هیاهویی برخاست. پیامبر ص نیز بناچار فرمود: از نزدم برخیزید که نباید در حضور من نزاع کنید».
پاسخ این است که گفته شود: آنچه شهرستانی و امثال او در کتب ملل و نحل نقل می‌کنند غالباً از زبان همدیگر نقل می‌کنند که بسیاری از آن اقوال معمولاً بدون سند و بدون اثبات صلاحیت راویان‌شان در آن کتاب‌ها آمده است. یا اینکه شهرستانی از تألیفات پیشینیان خود در این باب همچون ابو عیسی وراق اقتباس و استفاده کرده است، و ابو عیسی یکی از مؤلفین رافضه و درباره بسیاری از نقلیاتش مورد شک و اتهام است. شهرستانی از تألیفات امثال ابو یحیی و مولفان شیعه دیگر نیز نقل کرده است، همچنانکه از کتب برخی از پیروان زیدیه و معتزله، عموماً ضد صحابه نیز روایت و اقتباس کرده است. 
اصولاً دنباله‌رو هوای نفس هر چه را موافق هوایش بیابد بدون حجتی الزام‌آور می‌پذیرد، و هر چه را مخالف هوایش باشد بدون حجتی نفی‌کننده، به راحتی رد می‌کند، در میان فرقه‌ها نیز هیچ فرقه‌ای «تصدیق‌کنندۀ کذب»‌تر و «تکذیب‌کننده‌ی راست»‌تر از رافضیان پیدا نمی‌شود، چرا که رؤوس مذهب‌شان و رهبرانی که آن را ایجاد و تأسیس کردند همه منافق و ملحد بودند، چنانکه بسیاری از اهل علم به این مسأله اشاره داشته‌اند و این حقیقتی برای هر تأمل‌کننده‌ای در این مذهب ظاهر و روشن است. 
اگر فرضاً چنان هم باشد باز جایز نیست که دانسته‌های مربوط به محاسن صحابه و فضایل ایشان را که همه از کتاب خدا و سنت پیامبر و احادیث متواتر دریافت شده‌اند با نقل قول‌هایی رد کنیم که بعضى از آنها ناقص و منقطع، بعضى تحریف شده، و بعضى دیگر از آنها به حکم علم و عرف اشکال محسوب نمی‌شوند، اصولاً یقین با شک زایل نمی‌شود، و ما در مورد حقایقی که مورد اشاره قرآن و سنت و اجماع پیشینیان بوده و با ادله عقلی و اسناد و اقوال متواتر تصدیق و اثبات شده‌اند به یقین کامل رسیده‌ایم که: صحابه ن بعد از پیامبران بهترین امت اسلام هستند. هیچ امر مشکوک و مورد تردیدی این حقیقت را زیر سؤال نمی‌برد، چه رسد به اینکه بطلان آنها را به اثبات برساند. 
اما سخن رافضی که: «شهرستانی یکی از متعصب‌ترین و سرسخت‌ترین مخالفان امامیه است».
اینگونه نیست، بلکه وی گرایش‌های مکرر و زیادی به برخی از مسائل آنان دارد، و حتی گهگاهی چیزهایی از کلام اسماعیلیه باطنیه را ذکر و توجیه می‌کند، به همین جهت برخی او را متهم به پیروی از اسماعیلیه کرده‌اند و شواهدی از کلام و سیره‌ی او را دلیل آورده‌اند، اگر چه ممکن است چنین نباشد، البته گاهی گفته می‌شود که وی از یک جهت با شیعه است، و از جهتی دیگر در سلک اشعریان است. 
نیز سخن او که؛ «سایه فساد ناشی از شبهه افکنی ابلیس اختلافی بود که در حین بیماری منتهی به وفات پیامبر ص در گرفت».
این هم یک دروغ مسلّم و واهی است. چرا که اگر قصدش این است که این مسأله اولین گناهی است که مرتکب آن شده‌اند، که این آشکارا باطل و بی‌اساس است. 
و اگر مقصودش آن است که آن مسأله اولین اختلافی است که بعد از آن شبهه بوجود آمد، که این هم از چند وجه باطل و بی‌اساس است. 
اول آن که: شبهه ابلیس باعث اختلافی میان فرشتگان نشد، آدمیان نیز آن را نشنیدند تا اختلافی میانشان ایجاد کند. 
دوم: اختلاف همیشه و پیوسته در میان فرزندان آدم و از زمان نوح وجود داشته است و اختلاف مردم پیش از مسلمانان بسیار شدید‌تر از اختلاف مسلمانان بوده است. 
وجه سوم آنکه: آنچه در بیماری پیامبر ص رخ داد امری بسیار ساده و معمولی بود و از قراری که در صحیح آمده ایشان در بیماری وفاتشان به عائشه گفتند: پدر و برادرت را نزد من بخوان تا برای ابوبکر چیزی بنویسم که مردم پس از من در آن اختلاف نکنند. سپس فرمود: «خداوند و مومنین جز به ابوبکر راضی نمی‌شوند». و چون روز پنج‌شنبه شد خواست تا نوشته‌ای بنویسد که عمر گفت: «ایشان را چه شده آیا خواب دیده و سخنان پريشان می‌گویند؟»(1)  یعنی عمر شک داشت که آیا آن سخن ناشی از هذیان در خواب است، یا کلامی عادی از ایشان است، و ترسید که مبادا هذیان باشد، و این چیزی بود که بر عمر مبهم و مخفی ماند، همچنانکه درگذشت پیامبر ص بر او پنهان ماند، و حتی آن را منکر شد - سپس یکی از جمع حاضرین گفت: کاغذی بیاورید، و دیگری گفت: کاغذ نیاورید. لذا پیامبر ص مشاهده فرمود که در آن لحظه کاغذ و نوشته دیگر فایده‌ای ندارد، چون آنان در شک‌اند: که آیا وی مطلبش را در حالت دگرگونی بیماری املا می‌کند، یا در حالت سلامتی. لذا برای آنکه نزاعی در نگیرد، از نوشتن ممانعت كرد.
از سویی نوشتن آن مطلب در آن هنگامه امری نبود که خداوند متعال بر ایشان واجب فرموده باشند، چون اگر چنین بود پیامبر ص چیزی را که خدا به آن فرمان داده بود رها نمی‌کردند، لذا کاری که کردند برای دفع نزاع احتمالی در خصوص خلافت ابوبکر بود. 
باز از جهل رافضه است که تصور می‌کنند آن نوشته دستوری به خلافت علی بوده است، چون در داستانی که روایت شد هیچ چیزی دال بر این قضیه نیست، هیچ حدیث معروف و معتبری هم از محدثین نقل نشده که بگوید ایشان علی را جانشین اعلام کردند، در حالی که احادیث صحیح حاکی از خلافت ابوبکر در دست است. با وجود این آنان همچنان ادعا می‌کنند که پیامبر ص از پیش در روایت‌هایی به روشنی و با قاطعیت تمام بر خلافت علی تصریح داشته‌اند. اگر ایشان چنین کرده‌اند پس دیگر از نوشته بی‌نیاز بوده‌اند. اما اگر مسأله آن است که ممکن بوده آنان که آن روایت‌ها را شنیده‌اند از آنها فرمانبری نکنند، می‌گوئیم دلیلی نداشته از این نوشته آخری اطاعت کنند. پس این نوشته اگر چنان است که آنان تصور می‌کنند چه فایده‌ای می‌توان داشته باشد؟ 
پاسخ گفته دیگر او که: «اختلاف دوم: که در بیماری آن حضرت ص رخ داد آن بود که ایشان فرمودند: سپاه اسامه را تجهیز کنید. لعنت بر کسی که از آن عقب بماند. دسته‌ای گفتند: باید اطاعت فر