 زنده هم باشد، سوار شدن کفار بر شتر باعث تحریم گوشت آن نمی‌شود. کفار همیشه بر شتر سوار می‌‌شدند و مسلمانان همیشه گوشت همان شترها را می‌خورده‌اند، و گوشت آن شتران بر آنها حلال بوده است. اینکه عایشه ك سوار شتری شده باشد، چرا باید گوشت آن شتر تحریم گردد و غایت چیزی که می‌توانند بگویند، این است که یک کافر بر یک شتر سوار شده است. البته اگر از افترای آنها در مورد عایشه ص صرفنظر کنیم.
از جمله تعصبات روافض اینکه: آنها واژه «عشر» را بکار نمی‌برند و به جای آن می‌گویند: نه تا و یکی. و بخاطر ضدیتی که با عشره مبشره دارند حتی در ساختن بنا و غیره از ده تا بودن ستون‌ها و غیره خودداری می‌ورزند، و در بسیاری از امور این کار را می‌کنند.
و از جمله تعصباتشان اینکه: افرادی را که اسمشان علی، جعفر، حسن و یا حسین باشد، مورد اکرام قرار می‌دهند، حتی اگر فاسق هم باشد و در باطن سنّی باشد، زیرا اهل سنت نیز این اسامی را بر فرزندان خود می‌گزارند. همه این کارهای روافض ریشه در تعصب و جهالت دارد. 
از جمله تعصبات و جهالت‌های دیگرشان اینکه: روافض نسبت به همه بنی‌امیه کینه دارند به خاطر اینکه تعدادی از بنی‌امیه با علی (رض) دشمنی داشته‌اند.
در حالی که در بین بنی‌امیه افراد صالحی وجود داشته‌اند که قبل از فتنه [قتل عثمان(رض)] وفات کرده‌اند. بنی‌امیه بیش از هر قبیله دیگری عمال و کارگزاران پیغمبر ص بوده‌اند: بعد از فتح مکه عتاب بن أسید بن أبی العاص بن امیه والی مکه گردید. خالد بن سعید بن عاص بن امیه و دو برادرش أبان بن سعید و سعید بن سعید نیز در جاهای دیگری به کار گماشته شدند. ابوسفیان بن حرب بن امیه و یا پسرش یزید بر نجران گماشته شد و به هنگام وفات [پیغمبر ص] والی آنجا بود. و نیز پیغمبر ص سه دختر خودش را به عقد افرادی از بنی‌امیه درآورد: بزرگترین دخترش، زینب، را به عقد ابی‌العاص بن ربیع بن امیه بن عبدالشمس درآورد، و پیغمبر ص هنگامی که علی خواست با دختر ابوجهل ازدواج کند، در مورد دامادش از بنی‌امیه صحبت نموده و از او تمجید کرد و فرمود: «این داماد راستگو بوده و به وفایش با من پایبند بوده است». و دو دختر دیگرش را – یکی بعد از دیگری – به عقد عثمان بن عفان درآورد و فرمود: «اگر دختر دیگری نیز داشتیم، او را به عقد عثمان در می‌آوردیم».
و از جمله تعصب و جهل روافض اینکه: نسبت به اهل شام کینه دارند. زیرا بعضی از آنها با علی(رض) مبارزه کرده‌اند، در حالیکه بدیهی است که در مکه هم مسلمانان بوده‌اند و هم کفار، و نیز مدینه هم مؤمنان را در خود جای داده بود و هم منافقان را. به علاوه که امروزه دیگر کسی در شام یافت نمی‌شود که با علی دشمنی ورزد ولی شدت جهالت، روافض را کر و کور کرده است. 
و از جمله تعصب و جهل دیگرشان اینکه: کسی را که از آثار بنی‌امیه استفاده کند، نکوهش می‌کنند، مثل نوشیدن از جویباری که یزید حفر کرده باشد، تازه یزید تنها آنها را توسعه داده و خودش حفر نکرده است. و مثل نماز خواندن در مسجدی که بنی‌امیه آن را ساخته باشند، در حالی که بدیهی است که پیغمبر به سوی کعبه نماز خوانده که مشرکان آن را تجدید بنا نموده‌اند، و در خانه‌هایی زندگی می‌کرد که مشرکان ساخته بودند، و از چاههایی آب می‌نوشید که مشرکان حفر کرده بودند، و لباسی می‌پوشید که مشرکان بافته بودند، و با درهم‌هایی معامله می‌کرد که مشرکان آن را ساخته بودند. چنانچه استفاده از خانه، لباس، آب و مساجد ساخت مشرکان جایز باشد، ساختة اهل قبله چه حکمی دارد؟!
به فرض که یزید کافر بوده و رودی احداث کرده باشد، به اجماع مسلمانان نوشیدن از آب چنین رودی بدون کراهت است، ولی تعصب و جهل با جاهل متعصب چنین می‌کند. یک شخص مورد اعتماد برای من تعریف کرد که یکی از روافض سگی داشت. یکی دیگر از روافض سگ او را بکیر صدا زد. صاحب سگ گفت: آیا اسم اصحاب جهنم را بر روی سگ من می‌گذاری؟ نزاع و درگیری درگرفت و بالاخره به قتل انجامید. آیا جاهل‌تر از اینان هم وجود دارد؟
2- در توضیح جواب دوم باید گفت: اگر آراء واقوال ائمه اسلامی مشروع باشد به صرف موافقت با اهل بدعت – روافض و غیر روافض – آن دیدگاه و رأی متروک نمی‌گردد و اصول ائمه همین است.
مثلاً در مورد مسأله مسطح نمودن مقابر که مؤلف به آن اشاره کرد، باید گفت: ابوحنیفه و احمد بر این رأی هستند که برجسته‌تر بودن سطح قبر نسبت به زمین بهتر است، همچنانکه در حدیث صحیح آمده که مقبره پیغمبر ص برجسته است، و نه مسطح، به علاوه این کار باعث می‌شود کمتر به بناهای دنیا شبیه باشد و بیشتر مانع نشستن بر روی مقابر می‌شود، و شافعی به خاطر روایتی که در آن به تسویه قبور امر شده، مسطح بودن سطح مقابر را مستحب می‌دانست، و بر این باور بود که تسویه همان مسطح نمودن سطح قبر است. سپس بعضی از اصحاب او گفته‌اند: مسطح‌نمودن شعار روافض است، پس مکروه است. ولی جمهور اصحاب شافعی با همین تعداد اندک مخالفت کرده‌اند و گفته‌اند: مسطح نمودن مستحب است اگرچه با رأی روافض موافق باشد.
جهر به بسمله نیز دیدگاه روافض است، و بعضی به خاطر هم‌رأی بودن شافعی با آنها شافعی را به خاطر جهر به بسمله و قنوت مورد ایراد قرار داده‌اند و گفته‌‌اند: این قول روافض و قدریه است. چراکه در عراق مشهور بود که جهر شعار روافض است، و قنوت در نماز صبح شعار قدریه از روافض است، و حتی سفیان ثوری و بعضی از ائمه دیگر ترک جهر به بسمله را در عقاید خود آورده‌اند. زیرا آن را شعار روافض می‌دانستند، همچنانکه در مورد مسح بر خفین نیز همین کار را کرده‌اند، چرا که ترک مسح بر خفین شعار روافض است. با این وجود چون شافعی آن را سنت دانسته، همین دیدگاه را برگزیده، اگرچه موافق و مطابق روافض باشد.
و همچنین احرام در عقیق که اهل عراق انجام می‌داده‌اند و کارهای دیگری از این قبیل، اگرچه مذهب روافض است ولی از دیدگاه شافعی مستحب است.منطقه و سرزمینی که هر شخص داعی در آن تولد مى‌شود، رشد می‌کند، و بزرگ می‌شود در زندگی دعوی, دعوت و طرز فکر او اثر عمیقى به جا می‌گذارد تا آنجا که بعدها در نوشته‌ها، تألیفات و اقوال او مشاهده می‌شود, شیخ الاسلام ابن تیمیه نیز در عصری متولد شد که حوادث مهم و واقعه‌های سرنوشت‌سازی در آن عصر رخ داد، چرا که او ابتدای حملات مغول بر جهان اسلام، و و ویرانی پر رونق‌ترین شهرهای اسلام و مراکز عمده آن زمان چون بلخ، هرات و نیشابور را از زبان بزرگان شنیده و دنباله‌ی حملات مغول‌های خون آشام بر مناطق شام؛ سرزمینی که ابن تیمیه در آن بزرگ شده است را به چشم سر مشاهده کرده و دیده است که چطور بغداد پایتخت امپراطوری عظیم اسلامی به دست مغولان، و به كمك دشمنان داخلی جهان اسلام (که ابن علقمی و خواجه نصیر طوسی از سر کرده‌های آنان بودند) سقوط کرده و خلیفه‌ی مسلمانان به بدترین وضع به قتل رسید!
و از طرف دیگر مسلمانان از ناحیه‌ی علمی پس از تخریب مراکز فرهنگی دنیای آنروز توسط مغولان, سیر ق