تاسفانه اشتباه كرديد سكه هايتان قلابي است به چه دليل؟! به دليل اينكه خدا ميگويد من اين اسلام را نخواسته بودم! جبرئل بگويد من اين اسلام را نياورده بودم! پيغمبر صلي الله عليه وآله وسلم بگويند من چنين اسلامي تبليغ نكرده بودم! و اهل بيت بگويند ما اين اسلام را نمي شناسيم!! بقول مرحوم علامه اقبال لاهوري:
ز مـن بـرصـوفي و مــلا سلامي        كه پيغام خدا گفتند: مـا را
ولي تأويلشان در حيرت انداخـت        خدا و جبرئل و مصطفي را
تصور كنيد واويلا چه ثمري دارد؟! گريه و ناله چه فايده‌اي دارد؟!.
 روزي عمر فاروق رضي الله عنه از كنار صومعه اي مي گذشت كه 
چهره خسته راهبي نگاهش را جلب كرد، ايستاد و به فكر فرو رفت! يكي از اصحاب عرض كرد: گويا در چيزي فكر ميكنيد فرمودند: به حال اين بيچاره فكر ميكنم كه با وجود اين همه عبادت و خستگي و تحمل سختيها در نهايت جايش دوزخ است آنگاه آيه كريمه سوره غاشيه را تلاوت فرمود: (عاملة ناصبة تصلي نارا حامية) (تلاشگر و در زحمت به آتشی سوزان درآيند از چشمه‌ای داغ وجوشنده به آنان آب نوشانده شود) 
لذا انسان هميشه بايد در طلب حق كوشا باشد داستان سلمان فارسي رضي الله عنه نمونة بسيار جالب وآموزنده اي است، كه چند دين را تحقيق و مطالعه كرد تا اينكه به مقصود رسيد.
 بنابر اين آيه كريمه (و بشرعبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه) راهمناي بسيار جالبي است براي كساني كه در پی حق باشند كه انسان از خواندن و شنيدن هيچ سخني انكار و ابا نداشته باشد.
 شايد حق در همانجا باشد كه او ميل شنيدنش را ندارد، شايد كساني كه نفعشان را در دور نگهداشتن مردم از دانش و تحقيق ميبينند نگذارند كه كسي تحقيق كند، اما انسان حق جو و حق طلب و تشنة حقيقت و دلسوز به آينده خويش هميشه در تلاش است.
 اگر شبهه اي، نكته ضعفي، احساس كرد آنرا زير نمی زند بلكه فورا تحقيق ميكند ديدگاه مخالف را ميخواند، جواب اشكالش را پيدا ميكند، و از نشستن با هيچ كس و شنيدن ديدگاههاي ديگران ترس و حراسي ندارد.
از خداوند هادي عاجزانه خواستاريم كه همه ما را به راه راست هدايت كند و حق را آنگونه كه هست و سبب سعادت و رستگاري ميشود به ما بنماياند و توفيق پذيرش و پيروي عنايت فرمايد. آمين.»
تذكر اين نكته لازم است كه حواشي كتاب را لازم ديدم جداگانه در آخر كتاب بياورم و آنرا اندكي خلاصه نموده برايش تيترهاي مناسبي انتخاب كنم تا خواننده را خسته نكند. و همچنین تیترهای سایر مطالب کتاب طبق معمول از مترجم است.
مهمترین موردی که در مقدمه لازم بود به آن اشاره کنم موضوع رافضه است چون اسم کتاب چنین است لازم بود توضیح داده شود:
«زماني كه زيد بن علي عليهما السلام در كوفه عليه حكومت اموي قيام نمود شيعيان در مورد شيخين(ابوبكر و عمر) از وي پرسيدند، از آنها تبري نجست؛......بخاطر همين عده‌اي از مردم كوفه از سپاه زيد خارج شدند وي آنان را رافضي خطاب نمود. (شريف يحيي الامين،120، 119 چ1406هـ و تاريخ طبري ج5 ص165 و العيون الحدائق ج3ص65 و كامل ابن  اثير ج 5 ص86)
http://www.shiaslam.blogfa.com/

با التماس دعای خیر برادر کوچک شما
عبدالله حیدری
دیماه 88 شمسی مدینۀ منورهاصل اين حديث با روايت ابوهريرة ‌رضي الله عنه در صحيحين و غيره آمده است، ‌از جمله اينكه: ‌هنگامي كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم وفات كردند و ابوبكر زمام امور را بدست گرفت و بسياري از صحرانشينان عرب مرتد شدند.
 عمر رضي الله عنه خطاب به ابوبكر فرمود: چگونه با مردم مي‌جنگي در حاليكه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم فرموده اند:
 (‌أمرت أن أقاتل الناس حتي يقولوا لا إله ألا الله فمن قالها فقد عصم مني ماله و نفسه إلا بحقه و حسابه علي الله)
 فرمود: بخدا قسم با هركسي كه بين نماز و زكات فرق بگذارد خواهم جنگيد، ‌زيرا زكات حق مال است بخدا سوگند اگر يك عناقي و در روايتي عقالي (‌= دست بند شتر)‌ كه به پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم مد پرداخته اند از من باز دارند هر آينه با آنان خواهم جنگيد.
عمر رضي الله عنه ميفرمايد:‌ بخدا قسم تا خداوند سينه ابوبكر رضي الله عنه را منشرح (‌= مطمئن)‌ ساخت دانستم كه او بر حق است.
حديث الفاظ بسيار ديگري نيز دارد.
آنچه دانشمندي و مديريت و قاطعيت صديق رضي الله را تأئيد مي كند اين است كه اجماع مسلمين و در رأس آنان صحابه پيامبر رضي الله عنهم اين كردار حكميانه و شجاعانه صديق را تأئيد كرده است. اين نص است كه منظور از كساني كه خداوند را دوست مي دارند و خداوند آنانرا دوست مي دارد صديق و يارانش هستند،‌ كه با مرتدين و مانعين زكات به جهاد پرداختند كه امير المؤمنين علي رضي الله عنه نيز اين امر را تائيد مي فرمايد.
ابن جرير طبري در تفسيرش (‌10/411) از مثني از عبد الله بن هاشم از سيف بن عمر از ابي روق از ضحاك از ابي أيوب از علي رضي الله عنه روايت مي كند كه در باره آيه كريمه:
 (يا أيها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه) فرمود: كه (‌علم الله المؤمنين)‌ خداوند مؤمنين را مي شناخت:
 ‌(‌و وقع معني السؤ علي الحشد الذي فيهم من المنافقين) معني ارتداد در آيه در باره منافقين است و كساني كه خداوند در باره آنان اگاهست كه مرتد مي شوند لذا فرمود: (‌يا أيها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتي الله) « اي مؤمنان كسي كه از شما از دينش مرتد شود بزودي خداوند جايگزين مي‌كند بجاي كساني كه مرتد مي‌شوند ‌(‌بقوم يحبهم و يحبونه) «كساني را كه آنانرا دوستان مي دارند و آنان نيز او را دوست مي‌دارند» يعني ابوبكر و يارانش رضي الله عنهم أجمعين.
قتاده و حسن بصري و ضحاك و ابن جريج نيز همين تفسير را نقل كرده اند.
بدون شك كساني كه با مرتدين جنگيدند ابوبكر و ديگر صحابه رضوان الله عليهم أجمعين بودند،‌ و اينان از كساني هستند كه خداوند را دوست مي دارند و خداوند نيز آنان را دوست مي دارد،‌ كه اينها اولي ترين و شايسته ترين كساني هستند كه اولين مصداق آيه كريمه قرار مي گيرند.
‌و نيز گفته شده مصداق آيه اشعريهاي يمن هستند كما اينكه گفته شده مصداق آيه انصار هستند و حقيقت اين است كه آيه كريمه همه اينها را شامل مي شود، ‌زيرا همه اينها با مرتدين جنگيده اند،‌ در قدم اول به مرتدين عرب جنگيدند و سپس با ديگر كافران أعم از مجوسيان و مسيحيان روم و غيره در هر صورت صديق رضي الله عنه جزء‌ اولين كساني است كه مصداق آيه كريمه قرار مي‌گيرد.ادعاي اينكه اين آيه اختصاصا در باره علي نازل شده درست نيست بخصوص به شكلي كه اين مرد ذكر كرده كه ايشان چهار درهم يا چهار دينار نفقه كرده است، كه آنرا عبد الرزاق ابن ابي حاتم و اين جرير و طبراني از ابن عباس نقل كرده است.
هميچنين از ابن عباس رضي الله عنه روايت است كه آيه در باره عبدالرحمن ابن عوف رضي الله عنه نازل شده كه مبالغ زيادي براي اصحاب صفه فرستاد و علي در نيمه شب يك سبد خرما فرستاد چنانكه ابن منذر و غيره آنرا نقل كرده است.
 كما اينكه نقل كرده كه آيه كريمه در باره عثمان ذي النورين و عبدالرحمن بن عوف نازل شده كه هر دو 