ز کتاب  بهره  ای  يافته  بودند ، چون  دعوت  شدند، تاکتاب  خدا در باره  آنها حکم  کند گروهی  از ايشان  بازگشتند و اعراض   کردند؟
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ وَغَرَّهُمْ فِي دِينِهِم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ، و اين  بدان  سبب  بود که  می  گفتند : آتش  جز چند روزی  ما را عذاب  نخواهدکرد  و اين  دروغ  که  بر خود بسته  بودند در دين  خود فريبشان  داد.
فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ لِيَوْمٍ لاَّ رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ، حالشان  چگونه  خواهد بود در آن  روز بی  ترديد ، وقتی  که  همه  را گرد آوريم ،، تا پاداش  عمل  هر کس  داده  شود ، بی  آنکه  بر کسی  ستمی  رود.
 آیا از آنهایی که « أُوْتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ» بهره ای از کتاب داده شده اند به شگفت نمی افتی؟! « يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللّهِ» که چون به سوی کتاب خدا فرا خوانده شوند تا میانشان حکم کند کتابی که آنچه را خداوند بر پیامبرانش نازل کرده است، تصدیق می نماید، « ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ» سپس گروهی از آنان از پیروی کردن از حق سرپیچی می کنند، و روی بر می گردانند.
انگار سوال شده که چه چیزی باعث روی گردانی آنان شده است؟ در حالی که آنها به پیروی کردناز حق سزاوارتر بودند، و حقیقت آنچه را محمد(ص) آورده بود بهتر می دانستند؟ سپس خداوند برای این کار آنها دو علت بیان نمود:
احساس امنیت کردن، و گواهی و دروغین آنها برای خود مبنی بر نجات یافتن، و  اینکه آتش جز چند روزی به آنها نمی رسد. آنها آن چند روز را برحسب هوی و هوس فاسد خود معین کرده بودند، گویا تدبیر جهان و فرمانروایی هستی در دست آنهاست، زیرا می گفتند: « لَن یَدخُلَ الجَنَّةَ إِلَّا مَن کَانَ هُوداً أَو نَصَرَی» هرگز به بهشت نمی رود مگر کسی که یهودی یا نصرانی باشد. و معلوم است که اینها آرزوهایی است که از نظر شرع و عقل باطل اند.
و علت دوم این است که آنها وقتی آیات خدا را تکذیب کردند، و بر خدا افترا بستند، شیطان زشتی کارشان را برای آنها زیبا جلوه داد، و فریب خوردند، و شیطان چنان به آنها نمایاند که کارشان حق است، و این سزای روی گردانی آنان از حق است. پس در روز قیامت حالت آنها چگونه خواهد بود آنگاه که خداوند آنها را جمع می کند و مطابق با اعمالی که انجام داده اند آنان را سزا و جزای کامل می دهد، و عدالت الهی در مورد بندگان به اجرا در می آید؟! زیرا به سبب اعمال زشتی که انجام داده اند به عذابی سخت گرفتار می شوند، و از خیر و پاداشی عظیم محروم می مانند. « وَمَا رَبُّکَ بِظَلَّمِ لّلعَبِِیدِ» و پروردگارت بر بندگان ستم نمی کند.قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ، بگو : بار خدايا ، تويی  دارنده  ملک   به  هر که  بخواهی  ملک  می  دهی  و  ازهر که  بخواهی  ملک  می  ستانی   هر کس  را که  بخواهی  عزت  می  دهی  و هر  کس را که  بخواهی  ذلت  می  دهی  همه  نيکيها به  دست  توست  و تو بر هر  کاری  توانايی.
تُولِجُ اللَّيْلَ فِي الْنَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الَمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ ، از شب  می  کاهی  و به  روز می  افزايی  و از روز می  کاهی  و به  شب  می   افزايی  زنده  را از مرده  بيرون  می  آوری  و مرده  را از زنده   و به  هر که   بخواهی  بی  حساب  روزی  می  دهی.
خداوند در اساس به پیامبرش دستور می دهد و به تبع ایشان به دیگران نیز فرمان می دهد که اعلام کند پروردگارش در تدبیر جهان بالا و پایین یگانه است، و او سزاوار فرمانروایی مطلق و تصرف تام است، و  او هرکس را که بخواهد به پادشاهی می رساند. و از هرکس که بخواهد عزت می دهد و هرکس را که بخواهد خوار می گرداند. پس این طور نیست که جریان امور طبق آرزوها و خواست های اهل کتاب و دیگران پیش برود، بلکه دستور و فرمان و تدبیر امور از آن خداست، و کسی نیست که بتواند در تدبیر هستی با او مخالفت کند، و یا در تقدیر الهی، خدا را یاری دهد. 
و همانطور که او روزها را بین مردم می گرداند، یک روز به سود گروهی است، و روزی دیگر به زیا گروهی، زمان و دوران را نیز می چرخاند و در آن تصرف می کند. « بِیَدِکَ الخَیرُ» خیر و خوبی همه از جانب تو است، و نیکی ها و خوبی ها را جز خداوند کسی نمی آورد و اما شر و بدی نه در صفت و نه در اسم ، و نه در فعل به خدا نسبت داده نمی شود، بلکه این امر در دایره قضا و قدر الهی جای می گیرد.
پس خوبی و بدی همه در قضا و قدر داخل است، و در پادشاهی او جز آنچه که خود خواسته است چیزی رخ نمی دهد. اما بدی و شر به او نسبت داده نمی شود. بنابراین گفته نمی شود: « بیدک الخیر و الشر» خیر و شر به دست تو است، بلکه گفته می شود: « بِیَدِکَ الخَیرُ» همان طور که خدا و پیامبرش گفته اند . اما اینکه بعضی از مفسرین گفته اند: همچنین شر نیز به دست خداست، این خیال و وهم محض است، چرا که آنها گمان برده اند چنانچه گفته شود فقط خیر در دست اوست، با قضا و تقدیر فراگیر الهی مخالف است، از این روی چنین گفته اند. اما جوابش همان چیزی است که به طور مشروح بیان داشتیم.
« وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ»  شب را به روز و روز را به شب در می آوری، این را به جای آن و آن را به جای این قرار می دهی، بر شب می افزایی و از روز کم می کنی، تا با این کارها منافع بندگان تامین شود. و زنده را از مرده پدید می آورد، همان طور که کشتزارها و درختان گوناگون را از بذر آن می رویاند، و مومن را از کافر پدید می آورد و مرده را از زنده بیرون می کند، همانطور که دانه ها و هسته ها و کشتزارها را از درختان بیرون می آورد، و تخم مرغ بی جان را از مرغ زنده بیرون می آورد. پس او ذاتی است که چیزهای متضاد را از یکدیگر بیرون می آورد. در حالی که همه عناصر تسلیم او هستند. « وَتَرْزُقُ مَن تَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ » خداوند در آیه ای دیگر، اسبابی را که بوسیله آن روزی وی به انسان می رسد، بیان کرده و فرموده است: « وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجعَل لَّهُ مَخرجَاَ ، وَیَرزُقهُ مِن حَیثُ لَا یَحتَسِبُ» و هرکس از خدا بترسد، خداوند برای او راهی می گشاید و از جایی او را روزی می دهد که گمانش را نمی برد. « وَمَن یَتَوَکَّل عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ» و هرکس که بر خدا توکل کند خداوند او را کافی است. پس بر بندگان لازم است که روزی را مگر از خدا طلب نکنند، و برای بدست آوردن روزی ،در پی اسبابی باشند که خداوند آنرا آسان و جایز قرار داده است.يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ، ای مردم! پروردگارتان را پرستش 