واهد بود، و آن زمان وثیقه ناقص خواهد بود.
3- از مفاد « فَرِهَنُ مَّقبُوضَةُ» بر می آید که هرگاه راهن و مرتهن، یعنی گرودهنده و گرو گیرنده در رابطه با مقدار مبلغی که رهن گرفته می شود اختلاف پیدا کردند، قول رهن گیرنده که صاحب حق است، اعتبار دارد، چون خداوند رهن و گرو را وثیقه ای برای حفظ حق او قرار داده است، و اگر سخن رهن گیرنده در این زمینه پذیرفته نمی شد، وثیقه به حساب نمی آمد چرا که نوشتن و گواهی وجود ندارد.
4- معامله بدون گرفتن وثیقه و گواه جایز است، زیرا خداوند فرموده است: « فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ» اما در این حالت باید پرهیزگار بود و از خدا ترسید، زیرا صاحب حق در معرض خطر قرار دارد و احتمالا حقش را از دست بدهد، بنابراین خداوند در این حالت به کسی که حق بر گردن اوست دستور داده است تا از خدا بترسد، و امانت خود را باز پس بدهد.
5- هرکس که معامله کننده او را امین شمارد به راستی که با  او خوبی و نیکی کرده و به دینداری و امانتداری او راضی شده است، پس کسی که حق بر گردن اوست باید از دو جهت امانت را پس بدهد؛ یکی این که حق خدا است و باید آنرا بپردازد، و از فرمان خدا اطاعت کند ،و دوم اینکه باید حق را به صاحبش که به او اعتماد کرده است، به طور کامل باز پس بدهد.
6- کتمام گواهی حرام است ، و کسی که گواهی را کتمان کند گناهکار می شود، زیرا کتمان گواهی از قبیل گواهی به ناحق و دروغ است، و کتمان شهادت باعث ضایع شدن حقوق و فساد معاملات می گردد. و شاهد، و کسی که حق بر ذمه اوست گناهکار می شوند. و علت اینکه رهن را به سفر مقید کرد- با اینکه رهن گرفتن در سفر و غیره جایز است این است که در سفر به رهن گرفتن نیاز است. زیرا شاهد و نویسندهای احتمالا وجود نداشته باشد. و آیه را با « عَلِیمُ» به پایان رساند ، یعنی خداوند به همه آنچه بندگان انجام می دهند داناست. و از این طریق آنها را به انجام معاملات نیکو تشویق و از معاملات حرام برحذر می دارد. لِّلَّهِ ما فِي السَّمَاواتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِن تُبْدُواْ مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللّهُ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ، آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، و اگر آنچه را در دل دارید آشکار کنید یا آن را را پنهان نمایید خداوند شما را بر آن محاسبه می کند، پس هرکس را که بخواهد می آمرزد، و هرکس را که بخواهد عذاب می دهد، و خداوند بر هر چیزی تواناست.
خداوند از فرمانروایی فراگیر خود بر اهل آسمانها و زمین ، و احاطه عملش به آنچه بندگان آشکار می کنند، و آنچه در دلهای خودشان پنهان می دارند، خبر داده و می فرماید: « آنها را بر آنچه آشکار می کنند و آنچه در دلهایشان است محاسبه می کند، و هرکس را که بخواهد می آمرزد، و آن کسی است که به سوی خدا باز می گردد، و توبه می کند. « إِنَّهُ کَانَ لِلأَوَّبِینَ غَفُورا» و او کسانی را که به سویش باز می گردند می آمرزد. و هرکس را که بخواهد عذاب می دهد، و آن کسی است که بخواهد عذاب می دهد، و آن کسی است که در باطن و ظاهر بر گناهانش اصرار می ورزد.
این آیه با احادیثی که در این مورد وارد شده اند مبنی بر این که آدمی به سبب آنچه در دل نگه می دارد تا آن را انجام ندهد، و یا آن را بر زبان نیاورد مواخذه نمی شود، مخالف نیست، زیرا منظور از آن چیزهایی است که بر دل انسان خطور می کند، اما تبدیل به خصلت وی نشده و تصمیم قطعی بر انجا آن کارها را نگرفته است. در اینجا منظور تصمیم های قطعی و حالت های ثابت خوب و بد در وجود انسان می باشد، بنابراین فرمود: « مَا فِی أَنفُسِکُم» یعنی تصمیم ها و حالاتی که در وجود انسان ثابت و پا برجا هستند . و خداوند خبر داده است که او « عَلَی کُلّ شَیءِ قَدیِرُ» بر هر چیزی تواناست، پس ، کمال قدرت او در این است که بندگان را محاسبه کند، و به آنها پاداش یا سزایی بدهد که سزاوار آن هستند.آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ، پیامبر به آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شد ایمان آورد، و مومنان همگی به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبرانش ایمان آوردند و گفتند: بین هیچ یک از پیامبرانش فرق نمی گذاریم و گفتند: « شنیدیم و اطاعت کردیم . پروردگارا! آمرزش ترا می خواهیم، و بازگشت به سوی توست.»
لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ، خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانش مکلف نمی کند، هر کار نیکی که انجام دهد به سود خود کرده، و هرکار بدی که انجام دهد به زیان خود کرده است. پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم، ما را مگیر. پروردگارا! بار سنگین بر ما مگذار آن چنان که بر کسانی که پیش از ما بودند گذاشته ای . پروردگارا! آنچه تاب و توانش را نداریم بر دوش ما مگذار و از ما درگذر، و ما را بیامرز، و بر ما رحم فرما، تو سرور ما هستی، پس ما را بر قوم کافران پیروز گردان.
از پیامبر (ص) روایت است که هرکس این دو آیه را در شب بخواند او را کافی است، یعنی او را در مقابل بدیها مصون می داردو این به خاطر مفاهیم بزرگی است که این دو آیه در بردارند. زیرا خداوند در آغاز این سوره ، مردم را به ایما آوردن به  همه اصولش دستور داده  است: « قُولُو ءَاَمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَینَآ» بگویید: به خدا و آنچه بر ما نازل شده است ایمان آوردیم. خداوند در این آیه خبر داده است که پیامبر و مومنانی که همراه او هستند به این اصول والا و به همه پیامبران و همه  کتابهای آسمانی ایمان دارند، و همانند کسانی عمل نمی کنند که به پاره ای از آن ایمان آوردند و به پاره ای از آن کفر ورزیدند؛ مانند منحرفین ادیان تحریف شده.
و نام بردن از مومنان همراه با پیامبر (ص)  و اینکه همه به آنچه که از سوی پروردگار نازل شده است ایمان دارند، شرافت و افتخار بزرگی برای آنان است . نیز بیانگر آن است که پیامبر (ص) در خطاب شرعی خود و انجام کامل اوامر و نواهی الهی با مومنان شریک است، و از همه مومنان، بلکه از همه پیامبران در ایمان آوردن و ایفای حقوق پیشی گرفته، و از همه بالاتر است. 
« وَ قاَلُوا سَمِعناَ وَأَطَعناَ» این بیانگر آن است که مومنان همه آنچه را که پیامبر (ص) از کتاب و سنت آورده ا