ه هدايت به سوي آنان آمد مگر آنکه گفتند: « آيا خداوند انساني را که به عنوان پيامبر فرستاده است؟»
قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَكًا رَّسُولاً بگو: «اگر در زمين فرشتگاني بودند که آرام و آسوده راه مي رفتند، ما از آسمان فرشته اي را به عنوان پيامبر به سويشان مي فرستاديم».
قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا بگو: «خداوند به عنوان گواه بين من و شما بس است، بي گمان او از حال بندگانش بسيار آگاه و بيناست».
خداوند متعال مي فرمايد: (وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ ) و به تاکيد مواعظ و مثلها را در قرآن به شيوه هاي گوناگون بيان داشته ايم و مفاهيمي را که بندگان به آن نياز دارند بارها بيان کرده ايم تا آنها پند بپذيرند و باز آيند، اما جز تعداد اندکي از آنها که خداوند سعادت را برايشان رقم زده و با توفيق خود آنان را ياري کرده است، آن را نپذيرفتند. و بيشتر مرم جز ناسپاسي و کفران اين نعمت، که از بزرگترين نعمت هاست نپذيرفتند، و از روي عناد و لجاجت معجزات و نشانه هايي غير از آيات قرآن را از جانب خود پيشنهاد نمودند. 
پس آنها به پيامبر خدا که اين قرآن را آورده و شامل هر دليل و برهاني است، مي گويد: (لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا)  وما هرگز به تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه از زمين چشمه اي را براي ما روان سازي.
(أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ) يا اينکه باغي از درختان خرما و انگور داشته باشي تا به وسيلۀ آن از رفتن به بازارها و رفت آمد بي نياز باشي.(أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا) يا اينکه آسمان را چنان که ادعا مي کني تکه تکه بر ما فرود آري(أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً ) ،يا اينکه خدا و فرشتگان را روياروي ما بياوري که آنها را ببينيم و به آنچه آوره اي گواهي بدهند. (أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ) و يا اينکه خانه اي زرنگار و منقوش به طلا داشته باشي، (أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء) و يا به صورت طبيعي و محسوس به آسمان بالا بروي، (وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ ) با اين وجود، به بالا رفتنت ايمان نمي آوريم مگر اينکه همراه خود کتابي براي ما بياوري که آن را بخوانيم. 
و از آنجا که اين گفته ها از سر لجاجت و به قصد ناتوان کردن پيامبر، و سخناني بي خردانه و ستمگرانه، و متضمن نپذيرفتن حق و بي ادبي در برابر خداوند بود، و با توجه به اينکه از اين سخنها چنين بر مي آيد که پيامبر از جانب خويش معجزات را مي آورد، خداوند به وي دستور داد تا خدا را پاک و منزه بدارد. پس فرمود، (قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي) بگو: پاک است پروردگارم و بسي برتر و بالاتر است از آنچه که شما مي گوييد. و پاک است خداوند از اينکه رمان ها و آيات او پيرو خواسته هاي فاسد و نظرهاي گمراه شما باشد. (هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً) آيا من جز فرستاده اي از سوي خداوند براي هدايت مردمان هستم؟ من فقط فرستاد شده ام و چيز در دست من نيست. 
و عاملي که باعث شد بيشتر مردم ايمان نياورند اين بود که پيامبراني که به سوي آنها فرستاده مي شدند از خود آنها و انسان بودند و اين رحمت الهي و لطف خداوندي در حق آنان بود که براي آنها انساني از ميان آنان فرستاده بود، زيرا اگر فرشتگان به ميانشان مي آمدند. نمي توانستند چيزي از آنان فرا بگيرند. 
(قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ) بگو: اگر به جاي انسان فرشتگاني مستقر بوند و همچون انسان ها در آن راه مي رفتند و در روي زمين سکونت و اقامت مي گزيندند و انسانها نيز مي توانستند آنها را ببينند و از آنان بياموزند. (لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَكًا رَّسُولاً ) ما قطعاً از آسمان فرشته اي را به عنوان پيامبر به سويشان مي فرستاديم تا بتوانند از او فرا بگيرند. 
(قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا) بگو: کافي است که خدا ميان من و شما گواه باشد، او به بندگانش بسيار آگاه و بيناست. و از جمله گواهي خداوند براي پيامبرش اين است ک او را با معجزات تأييد کرد و آيات را بر او نازل نمود، و او را برکساني که با وي دشمني کرده و او را از خانه و کاشانه اش بيرون رانده بودند پيروز گردانيد. و چنانچه چيزي خلاف واقعيت را به خدا نسبت دهد بي گمان از او به سختي انتقام مي گرفت، سپس رگ دلش را پاره مي کرد، زيرا خداوند آگاه و بيناست و هيچ چيزي از احوال بندگان بر او پوشيده نمي ماند.وَمَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِيَاء مِن دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا و هر کس که خداوند هدايتش کند، راهيافته اوست، و هر کس را  گمراه سازد به غير از او براي آنان ياور و دوستاني نيابي. و روز قيامت آنان را کور و لال و کر به روي چهره اشان درافتاده بر مي انگيزيم. جايگاهشان دوزخ است، هرگاه که زبانۀ آتش فروکش کند بر زبانۀ آتششان مي افزاييم. 
ذَلِكَ جَزَآؤُهُم بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا اين است سزاي آنان، بدان خاطر که به آيه هاي ما کفر ورزيده و گفتند: «آيا زماني که [ما تبديل به] استخوانهايي گشته و از هم پاشيده شديم، آفرينش تازه اي پيدا کرده و برانگيخته مي شويم».
أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاَّ رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إَلاَّ كُفُورًا آيا نمي نگرند خدايي که آسمانها و زمين را آفريده است (همو) تواناست که مانند ايشان را بيافريند؟ و براي آنان ميعادي مقرر کرده است که شکي در آن نيست، اما ستمگران جز کفر و انکار را پذيرا نمي باشند. 
قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإنسَانُ قَتُورًا بگو: «اگر شما مالک گنجينه هاي بخشايش پروردگار بوديد باز هم از ترس فقر، بخل مي ورزيديد، و انسان بسيار بخيل است. 
خداوند متعال خبر مي دهد که تنها او را هدايت مي نمايد و تنها اوست که گمراه مي نمايد، پس هر کس را که هدايت نمايد او را توفيق مي دهد و راه هدايت وي را آسان کرده و از گمراهي دور مي دارد. پس در حقيقت اين خداوند است که هدايت مي نمايد، و هر کس را که گمراه کند او را خوار مي گرداند و به حال خودش رها مي سازد.