 انعام، اعراف، انفال، و توبه يا اينکه منظور سورۀ فاتحه است، چون هفت آيه دارد. در اين صورت (وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ ) که بر آن عطف شده از قبيل عطف عام بر خاص است. و دليل اينکه آن هفت سوره را «المثاني» ناميده اند اين است که در آنها مسايل توحيد، علوم غيب و احکام مهم و بزرگ زياد ذکر شده است. 
و توجيه نظريه اي که مي گويد: منظور از «سبع المثاني» سورۀ فاتحه مي باشد اين گونه است که سورۀ فاتحه هفت آيه داشته و در هر رکعت تکرار مي شود. 
خداوند «سبع المثاني» و قرآن بزرگ را به پيامبر داده است، و در حقيقت بهترين چيز را به او بخشيده است که سبقت جويندگان در آن با يکديگر به مسابقه مي پردازند و مايۀ شادي مومنان مي شود (قل بفضل الله و برحمته فبذلک فليفرحوا هو خير مما يجمعون) بگو: «به فضل و رحمت الهي بايد شاد شوند، و آن بهتر از چيزهايي است که آنان جمع مي نمايند». بنابراين پس از آن فرمود: (لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ ) به آنچه گروههايي از آنان را بهره مند نموده ايم چشم مدوز. يعني ثروت و لذت هاي دنيا که بزهکاران از آن بهره مند ساخته ايم و جاهلان فريب آن را خورده اند نبايد تو را شگفت زده نمايد، طوري که فکرت بدان مشغول شود، بلکه «سبع المثاني» و قرآن بزرگ که عطيۀ خداوند به تو مي باشد بايد شما را بي نياز سازد. (وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ )، و بر آنان غمگين مباش، زيرا هيچ خير و نفعي از آنها انتظار نمي رود. اما خداوند مومنا را به تو داده است که بهترين جايگزين براي آنها هستند. (وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ ) و بال مهرباني خويش را براي مومنان بگستران. يعني با آنها نرمي و مهرباني کن و با محبت و اکرام و اخلاق و رفتار نيک با آنان رفتار کن. 
(وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ)  و بگو: همانا من بيم دهنده ي  آشکارم. يعني وظيفۀ شما رساندن پيام خدا به دور و نزديک به دوست و دشمن، و بر حذر داشتن آنان است، و هرگاه چنين کردي چيزي از حساب آنها بر تو نيست، و هيچ چيزي از حساب تو بر آنها نمي باشد. 
(كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ (همانطور که عذاب را بر کساني فرو فرستاديم که ادعا مي کردند آنچه آورده اي باطل است، و تلاش مي کردند مردم را از راه خدا باز دارند. 
(الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ(  آنان که قرآن را به قسمت ها و بخش ها تقسيم کردند، و در آن طبق خواست خود سخن گفتند؛ برخي مي گفتند جادو است و برخي مي گفتند فال و رمالي است و برخي ديگر مي گفتند ساخته و پرداختۀ (محمد) است، و ديگر سخنان کافران که قرآن را دروغ مي انگاشتند ، و آن را به باد انتقاد و ايراد مي گرفتند تا مردم را از ايمان آوردن به آن باز دارند. 
(فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ)  و سوگند به پروردگارت از همگي کساني که قرآن را مورد عيبجويي و انتقاد و تحريف تبديل قرار دادند پرس و جو به عمل خواهيم آورد. (عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ)  از آنچه که مي کردند.و اين بزرگترين هشدار به آنان است تا از آنچه انجام مي دهند باز آيند.فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ پس آشکار کن آنچه را که بدان فرمان داده مي شوي، و از مشرکان روي بگردان 
إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بي گمان ما تو را از (شر) استهزا کنندگان محفوظ مي داريم . 
الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ کساني که معبودي ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در اينده اي زود (حقيقت را) خواهند دانست. 
سپس خداوند پيامبرش را دستور داد تا به آنان توجه نکند و آنچه را خداوند بدان فرمان داده است آشکارا بيان نمايدف و فرمان الهي را براي عموم مردم اعلان دارد، و هيچ مانعي نبايد او را از بيان آشکار فرمان الهي باز دارد و سخن و گفته هاي بزهکاران او را از انجام مسئوليت خطيري که بر دوش دارد، منصرف نمايد. (وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ) و از مشرکان روي بگردان. يعني به آنان توجه نکن و در برابر ناسزا گويي آنها به مقابله به مثل متوسل نشو، و به کار خودت بپردازد. (إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ ) بدون شک ما تو را از شر و مکر کساني که پيام و رسالتت را به باد تمسخر مي گيرند، مصون و محفوظ مي داريم. و اين وعدۀ الهي به پيامبرش است که مسخره کنندگان نمي توانند زياني به او برسانند، و خداوند مسخره کنندگان را با انواع عذاب ها مجازات خواهد کرد و پيامبرش را از شر آنان در امان خواهد داشت. 
و خداوند چنين نمود ، زيرا هر کس پيامبر و پيامش را به تمسخر گرفت او را نابود نمود، و به بدترين صورت شکست داد. سپس خداوند يکي ديگر از ويژگيهاي آنها را بيان نمود، و آن اينکه همانگونه پيامبر را مسخره مي کنند، خداوند را نيز خشمگين مي نمايند: 
(الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ) کساني که معبود ديگري را همراه با خدا قرار مي دهند در حالي که خداوند پروردگار و آفرينندۀ آنان است . (فَسَوْفَ يَعْمَلُونَ ) و آنها بدون شک وقتي به قيامت بازگردانده شوند زشتي کارهايشان را خواهند دانست.وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و به راستي مي دانيم که از آنچه مي گويند دلت تنگ مي شود. 
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ پس پروردگارت را به پاکي ياد کن و از سجده کنندگان باش. 
وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ و پروردگارت را تا هنگامي که مرگ به سراغت مي آيد پرستش کن. 
(وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ(  و بدون شک ما مي دانيم که از تکذيب و تمسخر آنان دلتنگ مي شوي، پس ما توانايي آن را داريم که آنها را ريشه کن کرده و هر چه زودتر به سزاي اعمالشان برسانيم. اما خداوند به آنان مهلت مي دهد ولي آنها را فراموش نمي نمايد. پس تو اي محمد! (فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ) خداوند را به کثرت ياد کن و تسبيح و ستايش او را زياد بگو، و نماز زياد بخوان، زيرا اين کار به تو شرح صدر مي دهد و تو را بر انجام کارهايت کمک مي نمايد. (وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ) و در همۀ اوقات از نزديکي جستن به خداو انجام عبادت ها و استمداد بجوي. و پيامبر عليه الصلاه و السلام دستور پروردگارش را فرمان برد و همواره به عبادت مشغول بود تا اينکه مرگ به سراغش آمد و به ملکوت اعلي پيوست.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:869.xml">آيه 1 الي 70</a><a class="folder" href="w:html:896.xml">آيه 71 الي 128</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:870.txt">آيه 2-1</a><a class="text" href="w:text:871.txt">آيه 9-3</a><a class="text" href="w:text:872.txt">آيه 11-10</a><a class="text" href="w:text:873.txt">آيه 12</a><a class="text" href="w:text:874.txt">آيه 13</a><a class="text" href="w:text:875.txt">آيه 14</a><a class="text" href="w:text:876.txt">آيه 16-15</a><a class="text" href="w:text:877.txt">آيه 23-17</a><a class="text" href="w:text:878.txt">آيه 29-24</a><a class="text" href="w:text:879.txt">آيه 32-30</a><a class="text" href="w:text:880.txt">آيه 3