ايي که هيچ ستمگري قصد سوء آن نکرده مگر اينکه خداوند او را شکست داده و از بين برده است. همانطور که با اصحاب فيل و ديگران چنين نمود. پس از آنکه ابراهيم براي امن و امان بودن سرزمينش دعا نمود براي خود و فرزندانش نيز دعا کرد تا خداوند آنان را از ان بر خوردار نمايد و فرمود : (وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ ) و من و فرزندانم را از اينکه بت پرست باشيم دور بدار.سپس علت ترس خويشتن و فرزندانش را از مبتلا شدن به عبادت بت ها بيان کرد و فرمود: دليلش اين است که بسياري از مردم گمراه شده و به عبادت بت ها مشغول شده اند.وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ، و از هر جا که بیرون شدی رو به سوی مسجدالحرام کن و همانا آن حق است و از جانب پروردگار تو است و خدا از آنچه می کنید بی خبر نیست.
وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ، و از هرجا که بیرون آمدی رو به سوی مسجدالحرام کن و هرجا که بودید رو به سوی آن کنید تا مردم بر شما حجتی نداشته باشند. مگر ستمگران که از آنان نترسید و از من بترسید تا نعمتم را بر شما کامل گردانم، و تا هدایت شوید.
یعنی در سفرهایت و هرکجا که بیرون شدی. و این برای عموم است « فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ» به سوی مسجدالحرام رو کن. سپس به طور عموم امت را خطاب  نمود و فرمود: « وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ» و هرجا که بودید رو به سوی بیت الحرام کنید. 
و فرمود : « وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ» با «إنّ» و «لام» آن را تاکید نمود تا کوچکترین شبهه ای در آن نباشد و گمان برده نشود رو کردن به کعبه یک امر دلخواه است، بلکه یک امر و دستور است و باید امتثال نمود. « وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» و خداوند از آنچه می کنید بی خبر نیست، بلکه نسبت به همه حالت های شما اطلاع دارد، پس ادب را رعایت کنید و با اطاعت از دستورها و پرهیز از نواهی اش همواره وی را مراقب بدانید، زیرا خداوند از کارهایتان بی خبر نیست، بلکه شما را به طور کامل مجازات خواهد کرد؛ اگر عملیتان خیر باشد پاداش شما خیر است و اگر عملتان بد باشد پاداش شما خیر است و اگر عملتان بد باشد جزای بد خواهید یافت. « وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» رو کردن به کعبه مشرّفه را برایتان مشروع نمودیم تا زبان اهل کتاب و مشرکین را نسبت به شما کوتاه کنیم . چون اگر پیامبر همچنان به بیت المقدس رو می کرد حجت علیه او اقامه می شد، زیرا اهل کتاب در کتاب هایشان می یابند که قبله همیشگی و پایدار پیامبر بیت الحرام است، و مشرکین نیز آنرا می دانند، و اگر محمد (ص) به این قبله رو نکند بهانه های آنان شروع شده و می گویند: چگونه پیامبر (ص) ادعا می کند که بر دین ابراهیم و از فرزندان اوست، در صورتی که قبله او را ترک کرده است؟ پس با رو کردن به قبله حجت بر اهل کتاب و مشرکین اقامه شد وحجت و بهانه آنها بر پیامبر قطع گردید. « إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ» به جز کسانی از آنها که غیر منصفانه و ظالمانه استدلال کرده و برای اثبات ادعای خویش جز پیروی از خواست ها و آرزوهای نفسانی خود، هیچ سندی ندارند. پس راهی برای قانع کردن چنین افرادی نیست. همچنین شبهه ای که آنان مطرح می کنند از وجاهت و جایگاهی برخوردار نیست و نباید به آن بها داد، بنابراین خداوند فرمود: « فَلاَ تَخْشَوْهُمْ» پس، از آنها نترسید چون حجت هایشان باطل است و باطل خوار و بی ارزش است، و اهل باطل نیز بی ارزش و خوارند، به خلاف صاحب حق، زیرا حق، قدرت و عزتی دارد که موجب پیدایش خوف و خشیت در دل اهل آن می گردد. به همین جهت خداوند دستور داده است که مومنان از او بترسند، ترس از خدا اساس هر خیر و برکتی است، پس هرکس از خدا نترسد از سرپیچی و معصیت دست بر نمی دارد و از دستورات  او اطاعت نمی کند. 
در جریان تغییر قبله از بیت المقدس به سوی کعبه از طرف مسلمانان، فتنه و آشوب بزرگی روی داد، و اهل کتاب، منافقان و مشرکان به آن دامن زدند و در آن سخن ها گفتند و شبهات فراوانی پیرامون آن مطرح کردند، بنابراین خداوند آن را به کامل ترین صورت بیان کرد و با بکار بردن تاکیدات فراوانی در این آیات، بر این موضوع تاکید کرد.
1- از جمله این تاکیدها این است که خداوند سه بار فرمان داد رو به سوی کعبه کنند با اینکه یک بار کافی بود.
2- دستور و فرمان خدا یا برای پیامبر است و امت در آن داخل می باشد، و یا دستور به عموم امت است. اما در این آیه پیامبر را به صورت ویژه امر نمود و فرمود: « فَوَلِّ وَجْهَكَ» رو به آن کن. و در « فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ» تمام امت را به استقبال کعبه امر نمود.
3- خداوند همه بهانه ها و دلایل باطلی را که اهل کینه و عناد ایراد کردند، رد نمود. و تمام شبهات مطرح شده را باطل کرد، همان طور که پیش تر توضیح آن گذشت.
4- او اهل کتاب را مایوس کرد از اینکه پیامبر به قبله آنان رو کند.
5- فرمود: « وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ» با اینکه فقط خبر دادنِ پیامبر راستگو و بزرگوار کافی بود.
6- خداوند خبر داد- و او به امور پنهان آگاه است- که صحت و درست بودن این کار برای اهل کتاب ثابت است، اما آنها از روی علم و آگاهی این گواهی دادن را پنهان می کنند.
و از آن جا که تغییر جهت قبله به سوی کعبه برای ما نعمتی بزرگ بود و لطف  و مهربانی خداوند نسبت به این امت همواره رو به افزونی است و تمام احکام و قوانینی را که برای آنها مشروع کرده در راستای برخورداری امت اسلامی از الطاف و برکات خداوند منان است، فرمود: « وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ» و تا نعمت خودم را بر شما کامل گردانم. نعمت اصلی  عبارت است از هدایت به سوی دین خدا از طریق فرستادن پیامبر و  فرو فرستادن کتابش، سپس نعمت های فراوان دیگرش که غیر قابل شمارشند این اصل را کامل  می گردانند. زمانی که خداوند پیامبرش را مبعوث کرد تا هنگامی که رحلتش از دنیا نزدیک شد حالات و نعمت های فراوانی را به او ارزانی داشت و به امت او نعمتی داد که با آن، نعمت خویش را بر امت او نعمتی داد و کامل گردانید، و خداوند این آیه را بر او نازل فرمود :« الیَومَ أَکمَلتُ لَکُم دِینَکُم وَأَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإِسلَمَ دِیناً» امروز دینتان را برایتان کامل نمودن و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم. پس خداوند را بر فضل و بزرگواری اش سپاس و ستایش می کنیم ، فضلی که نمی توان آن را به حساب و شماره درآورد تا چه رسد به اینکه بتوا