ورده و همه را زنده باقی گذارده، و همه آنچه را موجودات برای وجود بقای خود به آن نیاز دارند به آنها ارزانی داشته است.
و از کمال حیات و پابرجایی او این است که « لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ» نه چُرت و نه خواب او را فرا نمی گیرد، زیرا چُرت و خواب برای مخلوقی پیش می آید که دچار ضعف و ناتوانی و  فروپاشی می شود، و چرت و خواب برای خداوند با عظمت و با شکوه نیست. و خداوند خبر داد که پادشاه و فرمانروای آسمانها و زمین است. پس همه مخلوقات ، بندگان و مملوک او هستند و هیچ یک از آنها از این محور بیرون نمی روند. « إِن کُلُّ مَنِ فِی السَّمَواتِ وَالأَرضِ إِلَّا ءاتِی الرَّحمَنِ عَبدَاَ» همه آنچه در آسمانها و زمین هستند بنده وار پیش خداوند می آیند پس او صاحب همه ممالک است، و او خداوندی است که دارای صفات فرمانروایی و تصرف و پادشاهی و بزرگی است. و از کمال فرمانروایی او این است که « يَشْفَعُ عِنْدَهُ» کسی نزد او سفارش نمی کند« إِلاَّ بِإِذْنِهِ» مگر به اجازه و فرمان او، پس همه شفاعت کنندگان و آنهایی که از وجاهت و جایگاهی برخوردارند بنده خداوند هستند، و به سفارشی اقدام نمی کنند مگر اینکه خداوند به آنها اجازه دهد: « قُل لِلَّهِ الشَّفَعَةُ جَمِیعَاَ لَّهُ مُلکُ السَّموَتِ وَالأَرضِ » بگو: « شفاعت همه از آن خداست، برای اوست پادشاهی آسمانها و زمین». و خداوند به هیچ کس اجازه نمی دهد که شفاعت کند مگر برای کسی که از او راضی باشد. و خداوند جز توحید و یگانگی خویش، و پیروی از پیامبرانش را نمی پسندد، پس هرکس اینگونه نباشد بهره ای از شفاعت نخواهد داشت. 
سپس خداوند از علم فراگیر خویش خبر داد و فرمود: آنچه را که فرا روی آفریده ها قرار دارد، می داند، « وَمَا خَلْفَهُمْ»  و از گذشته های بسیار دور و بی ابتدا مطلع است و هیچ چیز پنهانی بر او پنهان نمی ماند: « یَعلَمُ خَائِنَةَ الأعیُنِ وَمَا تُخفِی الصُّدُورُ» او خیانت چشمها و آنچه را سینه ها پنهان می کنند، می داند. و هیچ یک از آفریده های خداوند به چیزی از علم و معلومات الهی احاطه نمی یابد، « إِلاَّ بِمَا شَاء» مگر آنچه خودش بخواهد، که از آن جمله امور شرعی و قدری است که خداوند آنها را بدان آگاه ساخته است و آن قطره بسیار اندکی است از دریای بیکران معلومات باری تعالی. همانطور که داناترین مخلوقات خداوند که پیامبران و فرشتگان هستند،گفتند: «  سُبحَنَکَ لَاعِلمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمتَنَا» تو پاک و منزهی ، دانشی نداریم جز آنچه به ما آموخته ای.
سپس خداوند از بزرگی و شکوه خویش سخن به میان آورد و خبر داد که کرسی او آسمانها و زمین را فرا گرفته است، و آسمانها و زمین و دنیاهایی که در بین آن دو است، به وسیله اسباب و سیستمی که خداوند در جهان هستی به ودیعه نهاده است حفظ می کند، با وجود این « وَلاَ يَؤُودُه» حفاظت آسمانها و زمین برای او سنگین و دشوار نیست، چرا که او از کمال عظمت و اقتدار، و حکمتی گسترده برخوردار است. « وَهُوَ الْعَلِيُّ» و ذات خداوند بر تمام مخلوقات والایی دارد، همچنانکه صفاتش نیز بر صفات سایر مخلوقات والا است. او والا است و بر همه مخلوقات چیره است؛ و موجودات در برابر او ذلیل و تسلیم هستند، و مشکلات و سختی ها در برابر او فروتن اند، و گردن ها در برابر او خوار و ذلیل. « الْعَظِيمُ» سراسر  عظمت و بزرگی و مجد و افتخار است، دلها شیفته او هستند و ارواح او را تعظیم می نمایند، و عارفان می دانند که هر موجود با عظمت و بزرگی در مقابل عظمت خداوند بزرگ ناچیز است. پس چون این آیه مفاهیم بسیار والایی را در بردارد، شایسته است که بزرگترین آیه قرآن باشد. و هرکس که آنرا می خواند باید در آن تفکر و اندیشه کند تا قلبش از یقین و عرفان و ایمان سرشار گردد، و از شرارت شیطان محفوظ بماند.وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ، و هرگاه با کسانی که ایمان آورده اند روبرو شوند، می گویند: « ما ایمان آورده ایم»، و چون با شیطان های خود خلوت گزینند، می گویند: « ما با شما هستیم، بی گمان ما مسخره کنندگان هستیم».
اللّهُ يَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ، خداوند آنان را مسخره می نماید و سرکشی آنها را افزوده و آنها را رها می کند تا در فسق و فجور سرگردان بمانند.
این از جمله سخنانی است که آنها به زبان می آوردند و در دل به آن ایمان نداشتند، زیرا وقتی آنها با مومنان جمع می شدند اظهار می کردند که بر راه آنها قرار دارند و با آنها هستند، و هنگامی که با شیطان ها یعنی بزرگان و سران شرور خود به خلوت نشستند، می گفتند: ما در حقیقت با شما هستیم اما با گفته های خود مومنان را مسخره می کنیم. این است حالت باطنی و ظاهری آنان، و مکر بد جز دامن صاحبش را نگیرد.
خداوند متعال میفرماید: « اللّهُ يَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ» و این جزای آنها است به خاطر مسخره  کردن بندگان خدا. از جمله مسخره هایی که خداوند در حق آنان روا می دارد این است، شقاوت و احوال زشتی را که در آن قرار دارند برای آنها زیبا جلوه می دهد تا جایی که گمان می برند با مومنان هستند. این وضعیت مربوط به دورانی است که خداوند مومنان را بر آنها مسلط نکرده است و اما مسخره شدن آنها در روز قیامت از سوی خدا این است که خداوند همراه با مومنان نوری به آنها می دهد، وقتی مومنین با نورشان بروند، نور منافقان خاموش می شود و در تاریکی و ظلمت باقی می مانند، ودچار یاس و ناامیدی شدیدی می گردند.
« یُنادُونَهُم أَلَم نَکُن مَّعَکُم قَالوُا بَلَی وَلَکِنَّکُم فَتَنتُم أَنفُسَکُم وَتَرَبَّصتُم وَارتَبتُم» مومنان را صدا زده و می گویند: مگر ما با شما نبودیم؟ گویند: آری! ولی شما به فتنه مبتلا شدید و انتظار کشیدید و شک کردید.
« وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ» و آنان را در گمراهی و کفرشان فرو می گذارد تا حیران و سرگردان شوند. و این یکی دیگر از مصادیق تمسخر خداوند نسبت به آنان است.لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ، در دین اجباری نیست ، به راستی که هدایت از گمراهی جدا شده است. پس هرکس که به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ایمان بیاورد، به راستی که به دستاویز محکمی چنگ زده است که گسستنی نیست و خداوند شنوای داناست.
اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ، خداوند سرپرست و 