 ندانند. و اين دليلي بر کمال رحمت اوست، و اينکه شريعت او همه اصول و فروع دين را که بندگان به آن نياز دارند به طور کامل در بر دارد.
و احتمال دارد که منظور از آيه « وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ» اين باشد: خداوند هيچ وقت  قومي را پس از آنکه هدايتشان کرد گمراه نمي سازد تا زماني که آنچه را بايد از آن بپرهيزند برايشان روشن نمايد، پس هرگاه آنچه را که بايد از آن بپرهيزند برايشان بيان کرد ولي آنان تسليم نشوند، به پاداش اينکه حق آشکار را رد کردند، خداوند آنان را گمراه مي سازد. و معني اول بهتر است. « إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» همانا خداوند مالک آسمانها و زمين است، و با زنده گرداندن و ميراندن بندگانش، نيز با ديگر روش هاي الهي، « امور» آنان را تدبير مي نمايد. پس وقتي که در تدبير تقديري او خللي وارد نمي شود چگونه در تدبير ديني که متعلق به الوهيت اوست کاستي و خللي ايجاد مي گردد و بندگانش را بيهوده رها مي کند؟ يا آنها را گمراه و جاهل رها مي سازد حال آنکه از بزرگترين کارساز بندگان است؟!
بنابراين فرمود:« وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ» و جز خدا ياور و کارسازي نداريد که شما را سرپرستي نمايد و منافعتان را تامين کند، « وَلاَ نَصِيرٍ» و مددکاري نيست که زيانها را از شما دور کند. لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ؛ خدا ، توبه  پيامبر و مهاجرين  و انصار را که  در آن  ساعت  عسرت  همراه   اوبودند ، از آن  پس  که  نزديک  بود که  گروهي  را دل  از جنگ  بگردد ،  پذيرفت  توبه  شان  بپذيرفت  ، زيرا به  ايشان  رئوف  و مهربان  است.
وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ؛ و نيز خدا پذيرفت  توبه  آن  سه  تن  را که  از جنگ  تخلف  کرده  بودند ، تا، آنگاه  که  زمين  با همه  گشادگيش  بر آنها تنگ  شد و جان  در تنشان  نمي   گنجيدو خود دانستند که  جز خداوند هيچ  پناهگاهي  که  بدان  روي  آورند ندارند  پس خداوند توبه  آنان  بپذيرفت  تا به  او باز آيند ، که  توبه  پذير و  مهربان  است.
خداوند متعال خبر مي دهد که او از سرِ لطف و احسان خويش« تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ» توبه پيامبر (ص) توبه مهاجرين و  انصارا را پذيرفت. پس، لغزشهاي آنان را بخشيد و نيکي ها را براي آنان فراوان نمود و آنان را به بالاترين مقامها رساند، و اين به سبب انجام دادن کارهاي مشکل و دشوار بود. بنابراين فرمود:« الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ» آنهايي که براي پيکار با دشمنان در جنگ تبوک همراه با پيامبر حرکت کردند. جنگ تبوک در گرماي شديد. و به هنگامي روي داد که مسلمانان از نظر توشه و سواري و کثرت دشمنان و وجودِ  عواملي که آنان را از جنگ باز مي داشت در تنگنا قرار داشتند.
اما آنان از خداوند کمک گرفتند و اين کار را انجام دادند، « مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ» بعد از آنکه نزديک بود دلهايشان دگرگون شود،و به نرفتن و نشستن گرايش يابد. اما خداوند آنان را ثابت قدم نمود و آنها را ياري کرد و بدانان نيرو بخشيد. «زيغ قلب» يعني منحرف شدن آن از راه راست، پس اگر انحراف در قوانين و شرائع آن باشد انحراف به اندازه قانوني خواهد بود که از آن منحرف شده يا در انجام آن کوتاهي ورزيده است، يا آن را به غير از صورت شرعي انجام داده  است.
 « ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ» سپس توبه آنان را پذيرفت. « إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ» همانا خداوند نسبت به آنان رئوف و مهربان است. و از جمله مهرباني او اين است که توبه کردن را به آنان ارزاني نمود، و آن را از آنان پذيرفت و آنها را بر آن ثابت قدم کرد.
و همچنين خداوند « َعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ» توبه آن سه کس را پذيرفت که از بيرون رفتن با مسلمين در آن جنگ بازماندند، و آن سه  نفر کعب بن مالک و دو نفر از دوستانش بودند که داستان آنها در صحاح و سُنن آمده است. « حَتَّى إِذَا» تا اينکه بسيار اندوهگين شدند و « َتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ» زمين با همه فراخي اش بر آنان تنگ شد، « وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ» و جانهايشان بر آنان تنگ شد، جاني که براي آنها از هر چيزي عزيزتر بود. پس فضاي گسترده بر آنان تنگ شد، و جان محبوبي که هيچ وقت انسان از آن به تنگ نمي آيد بر آنها تنگ شد و اين جيز به خاطر کاري پريشان  کننده نيست که سختي و مشقت آن را نتوان تعبير کرد، و اين بدان خاطر بود که آنها خشنودي خدا و پيامبرش را بر هر چيزي ترجيح دادند. « وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ» و از وضعيت و حال خود دانستند و يقين حاصل نمودند که جز خدا هيچ کس آنان را از سختي ها نجات نمي دهد، و نمي  توان به هيچ کسي جز خداوند يکتا که شريکي ندارد پناه برد، پس رابطه و  تعلق آنها با مخلوق  قطع شد و خود را به پروردگارشان واگذار کردند و از خدا به سوي  او فرار کردند. آنها حدودا پنجاه شب را در اين سختي سپري کردند. « ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ» سپس به آنان اجازه ي توبه داد و آنان را به انجام دادنش توفيق عطا کرد. « لِيَتُوبُواْ» تا توبه کنند، و توبه آنان را بپذيرد.
« إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ» همانا خداوند بسيار توبه را مي پذيرد و بخشيدن و آمرزيدن و در گذشتن او از لغزش ها و کوتاهي ها بسيار است. « الرَّحِيمُ» و مهربان است و رحمت فراوان او همواره و در هر وقت و زماني بر بندگان فرود مي آيد، و امور ديني و دنيوي شان بر آن استوار است.
از اين آيات بر مي آيد که پذيرفتن توبه بنده از سوي خدا بزرگترين هدف و بالاترين مقصد است، چون خداوند آخرين هدف بندگان خاص خويش را اين قرار داده که توبه شان پذيرفته شود، و خداوند با پذيرفتن توبه بندگان خاص خود بر آنان منت مي نهد، و اين زماني است که کارهايي را انجام دهند که خداوند آن را دوست دارد و مي پسندد.
با تامل در اين آيات، نيز در مي يابيم که لطف خدا همواره قرين و همراه مومنان است و ايمان آنان را به هنگام سختي ها و مصيبت هاي پريشان کننده استوار و پابرجا مي دارد. نيز از اين آيات بر مي آيد عبادتي که بر نفس دشوار است فضيلت و ويژگي خاصي را دارد که ديگر عبادت ها داراي آن نيستند، و هر اندازه مشقت بيشتر باشد پاداش بزرگتر خواهد بود. همچنين پذيرفتن توبه بنده از سوي خدا بر حسب پشيماني و تاسف شديد اوست، و کسي که بر انجام گناه پروايي نداشته