َائِفَةُ مِّن أَهلِ الکِتَبِ ءَامِنُوا بِالَّذِی أُنزِلَ عَلَی الَّذِینَ ءَامَنُوا وَجّه النَّهَارِ واکفُرُوا ءَاخِرةُ لَعَلَّهُم یَرجِعُونَ» و گروهی از اهل کتاب گفتند:« به آنچه به مومنان نازل شده است اولِ روز ایمان بیاورید و در پایان روز به آن کافر شوید تا شاید آنها از دینشان برگردند.»
این به سبب حسادت و کینه ای است که در نهاد آنان ریشه دوانده است. پس خداوند به آنان دستور می دهد که با بد کرداران مقابله به مثل نکنند و از آنها درگذرند و  به خدا محولشان کنند تا درباره آنان هر طور که می خواهد حکم کند. سپس فرمان خدا آمد و دستور داد با آنها جهاد کنند و خداوند خیال مومنان را از آنها راحت کرد، و مومنان بعضی را کشتند و بعضی را به بردگی گرفتند و بعضی را آواره کردند. « إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» همانا خداوند بر هر چیزی توانا است.
سپس خداوند آنها را به بر پا داشتن نماز و پرداختن زکات و انجام امور خیر دستور داد و به آنها وعده نموده است که هر کار خیری انجام دهند نزد  خداوند ضایع نخواهد شد، و آن را نزد خداوند به طور کامل خواهند یافت. « إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» همانا خداوند به آنچه می کنید بینا است.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، اگر به  فوجي  از دشمن  برخورديد پايداري   کنيد و خدا را فراوان  ياد کنيد ، باشد که  پيروز شويد.
وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ؛ از خدا و پيامبرش  اطاعت  کنيد و با يکديگر به  نزاع  بر مخيزيد که ، ناتوان شويد و مهابت  و قوت  شما برود  صبر پيشه  گيريد که  خدا همراه   صابران  است.
وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَرِئَاء النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَاللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ؛ همانند آن  کسان  مباشيد که  سر مست  غرور و براي  خودنمايي  از ديار خويش  بيرون  آمدند و ديگران  را از راه  خدا بازداشتند  و خدا به  هر کاري  که  مي   کنند احاطه  دارد.
وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ ؛ شيطان  کردارشان  را در نظرشان  بياراست  و گفت  : امروز از مردم  کسي  بر  شما، پيروز نمي  شود و من  پناه  شمايم   ولي  چون  دو فوج  رو به  رو شدند او  بازگشت  و گفت  : من  از شما بيزارم  ، که  چيزهايي  مي  بينم  که  شما نمي   بينيد ،من  از خدا مي  ترسم  که  او به  سختي  عقوبت  مي  کند.
إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَـؤُلاء دِينُهُمْ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ منافقان  و آن  کسان  که  در دل  بيماريي  دارند گفتند : اينان  را دينشان   بفريفته  است   و هر کس  که  به  خدا توکل  کند او را پيروزمند و حکيم   خواهد يافت.
خداوند متعال مي فرمايد:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً» اي مومنان! هرگاه با گروهي از کفار که با شما مي جنگند روبرو شديد، « فَاثْبُتُواْ» در جنگِ با آنان پايدار و ثابت قدم باشيد، و صبر و شکيبايي پيشه کنيد، و بر اين طاعت بزرگ که سرانجام آن عزت و پيروزي است مقاوم باشيد، و از ذکر و ياد خدا ياري بجوييد. 
« لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ» تا رستگار شويد. يعني تا پيروزي بر دشمنان را به دست آوريد. پس صبر و شکيبايي و پايداري و ياد خدا از بزرگترين اسباب و عوامل پيروزي است. « وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ» و از خدا و پيامبرش اطاعت کنيد و آنچه را که بدان دنبال دستور خدا حرکت نماييد. « وَلاَ تَنَازَعُواْ» و کشمکش نکنيد، کشمکش و اختلافي که باعث پراکنده شدن دلها مي گردد، « فَتَفْشَلُواْ» پس آن گاه سست و بزدل مي شويد. « وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ» و شکوه و هيبت شما از بين مي رود. يعني اراده هايتان سست مي شود، و قدرت و نيرويتان تحليل مي رود، وعده پيروزي که به شما داده شده است مبني بر اين که اگر از خدا و پيامبرش اطاعت کنيد پيروز مي شويد از شما دور مي گردد.« وَاصْبِرُواْ» و بر اطاعت خدا شکيبا باشيد. « إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ» همانا ياري و کمک خدا با شکيبايان است. پس در برابر پروردگارتان فروتن و خاضع باشيد.
« وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَرِئَاء النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ» و مانند کساني نباشيد که از روي غرور و سرکشي و به منظور خودنمايي و تظاهر از سرزمينشان بيرون آمدند، و مردمان را از راه خدا باز داشتند. يعني هدف و منظوري که برايش بيرون آمده بودند باز داشتن مردم از راه خدا بود. و آنها با سرمستي و غرور، سرزمينشان را ترک کرده بودند، تا مردم آنها را ببينند، و آنها پيش مردم تکبر ورزند. و هدفشان اين بود که هرکس را که راه راست در پيش گيرد، از راه خدا باز دارند.
« وَاللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ» و خداوند به آنچه مي کنند آگاه است، و به آن احاطه دارد. بنابراين شما را از اهداف آنان آگاه ساخت ، و شما را برحذر داشت که مانند آنها باشيد، و شما را برحذر داشت که  مانند آنها باشيد، زيرا خداوند آنها را به شدت مجازات خواهد کرد، پس بايد هدف شما از بيرون رفتنتان رضاي خداوند متعال و اعتلاي دين او، و بازداشتن از راهي باشد که انسان را به ناخشنودي و کيفر خدا مي رساند. و بايد هدفتان کشاندن مردم به سوي راه خدا باشد که به باغهاي بهشت منتهي مي شود. « وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ» و به ياد آوريد آن گاه که شيطان کارهايشان را براي آنان آراسته و مزين ساخت، و آن را در دلهايشان زيبا و خوب جلوه داد و آنان را فريب داد. « وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ» و گفت: امروز هيچ  کس نمي تواند بر شما پيروز شود، زيرا شما داراي تعداد و شمار فراواني بوده، و داراي تجهيزاتي هستيد که با داشتن چنين تعداد سرباز و ساز و کار جنگي، محمد (ص) و يارانش نمي توانند در  برابر شما مقاومت کنند. « وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ» و من هم پيمان و ياور شما هستم، و شما را از يوش آنا مصون مي دارم. ابليس در شکل «سراقه بن مالک بن جعشم مدلجي» خود را به قريش نشان داد. و قريش از بني مدلج به خاطر دشمني و عداوتي که ميان آنها بود مي ترسيدند.
پس شيطان به آنها گفت: من ياور شما هستم، بنابراين قريش اطمينان يافتند و خشمگين و عصباني به سوي جنگ آمدند.« فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ» وقتي که هر دو گروه؛ مسلمانان 