َةٍ» و کسي که بايد زنده بماند از روي دليل زنده بماند. يعني بر بينش و يقين مومن افزوده شود، چرا که خداوند به هر دو گروه دلايلي نشان داد که مايه پند و اندرز خردمندان  است. « وَإِنَّ اللّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ» و خداوند شنوا است و همه صداها را علي رغم اختلاف زبانها و با توجه به گوناگون بودن نيازها مي شنود. « عَلِيمُ» و آشکار و برونها و ضمير و رازها و پنهان و آشکار را مي داند.إِذْ يُرِيكَهُمُ اللّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلاً وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَـكِنَّ اللّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ؛ در خواب  ، خدا شمارشان  را به  تو اندک  نشان  داد  اگر شمار آنها را  بسيار، نشان  داده  بود ، از ترس  ناتوان  مي  شديد و در تصميم  به  جنگ  به   مناقشه بر مي  خاستيد ، ولي  خداوند شما را از دشمنان  در امان  داشت  ، که   او به  آنچه  در دلهاست  آگاه  است.
وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الاُمُورُ ؛ و آنگاه  که  چون  به  هم  رسيديد آنان  را در چشم  شما اندک  نمود و شما را  نيز در چشم  آنان  اندک  تا آن  کار که  مقرر داشته  بود واقع  گردد و همه   کارها به  خدا بر مي  گردد.
خداوند مشرکين را در خواب به پيامبرش اندک نشان داد پيامبر يارانش را مژده داد که تعداد مشرکان کم و ناچيز است، پس دلهايشان آرامش يافت و  استوار گرديد. « وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا» و اگر خداوند آنها را به تو بسيار مي نماياند، و به تو و يارانت خبر مي داد که تعدادشان زياد است، « لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ» سست مي شديد، و درباره اين کار اختلاف مي نموديد؛ برخي معتقد مي شديد که نبايد به جنگ اقدام کرد، و برخي ديگر خلاف اين را ابراز مي داشتيد. و اختلاف و کشمکش باعث سست شدن عزم و ارده مي  گردد .« وَلَـكِنَّ اللّهَ سَلَّمَ» ولي خداوند نسبت به شما لطف نمود. « إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» بي گمان او به راز دل ها داناست.
خداوند به ثبات و آشفتگي و راستي و دروغ دلها داناست. و خداوند از دلهايتان چيزي را دريافت و آن سبب شد تا نسبت به شما لطف و  احسان بورزد، و خواب پيامبرش را راست و محقق گرداند. پس خداوند دشمن رادر چشمان مومنان  کم نشان داد، و شما مومنان را نيز در نظر کافران کم جلوه داد، به گونه اي که هريک از دو گروه، گروه ديگر را اندک مي پنداشت تا دو گروه بر همديگر حمله ور شوند. « لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً» تا خداوند کاري را که انجام يافتني بود به انجام برساند، و آن پيروزي مسلمين، و شکست و رسوايي کافران ، و کشته شدن رهبران آنان، و سران گمراهشان بود، به گونه اي که هيچ يک از افراد نامدار آنها باقي نماند.
تا پس از آن اطاعت کردنشان آسان گردد، هرگاه که به سوي  اسلام فرا خوانده شدند پس اين نيز لطفي نسبت به بازماندگان بود، کساني که خداوند با ارزاني کردن اسلام بر آنها منّت نهاد. « وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الاُمُورُ » و همه امور و خلائق به سوي خدا برگردانده مي شوند. پس خداوند، پاک را از ناپاک جدا مي نمايد، و در ميان مردم با داوري عادلانه خويش که هيچ ستم و ظلمي در آن نيست داوري مي کند.أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْأَلُواْ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِن قَبْلُ وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ ، آیا می خواهید از پیامبرتان همان را بخواهید که پیش از او از موسی درخواست شد؟ و هرکسی کفر را جانشین ایمان گرداند به راستی که از راه راست گمراه شده است.
وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، بسیاری از اهل کتاب پس از اینکه حق برایشان روشن گردید به خاطر حسدی که در دل دارند، دوست دارند که شما پس از ایمان آوردنتان کافر شوید، پس گذشت و چشم پوشی کنید تا خداوند فرمان خود را به میان آورد. همانا خداوند بر هر چیزی توانا است.
وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ، و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید، و آنچه شما از خوبی و خیر برای خودتان پیش می فرستید آن را نزد خداوند خواهید یافت. همانا خداوند به آنچه می کنید بینا است.
خداوند مومنان یا یهودیان را نهی می کند از اینکه از پیامبرشان سوال هایی بپرسند، « كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِن قَبْلُ» آن طور که قبلا از موسی سوال هایی شد. منظور سوال هایی است که از روی لجاجت و خیره سری  مطرح می شوند. همان طور که خداوند متعال فرموده است: « یَسئَلُکَ أَهلُ الکِتَبِ أَن تُنَزّلَ عَلَیهِمِ کِتَبَا مِّنَ السَّمَاءِ فَقَد سَأَلُوا مُوسَی أَکبَرَ مِن ذَلِکَ فَقَالُوا أَرنَا الَّهَ جَهرَة» اهل کتاب از تو می خواهند که کتابی از آسمان بر آنها فرو بیاوری، آنها از موسی بزرگتر از این را درخواست کردند و گفتند:« خداوند را آشکارا به ما نشان بده.»
و خداوند متعال فرموده است: « یَــأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لَا تَسئَلُوا عَن أَشیَاءَ إِن تُبدَ  لَکُم تَسُؤّکُم» ای کسانی که ایمان آوردید! از چیزهایی نپرسید که اگر برایتان آشکار شود شما را اندوهناک کند. پس از این سوال ها و امثال آن نهی شده است. اما پرسشی که برای طلب راهنمایی و آموختن و یاد گرفتن باشد، سوال پسندیده است و خداوند به آن فرمان داده است. همان گونه که خداوند متعال فرموده است: « فَسئَلُوا أَهلَ الّذِکرِ إِن کُنتُم تَعلَمُونَ» از آگاهان بپرسید اگر نمی دانید. و خداوند این نوع سوال ها را تایید نموده و می فرماید: « یَسئَلُونَکَ عَنِ الخَمرِ وَالمیَسِر» تو را در مورد شراب و قمرا می پرسند. و « وَیَسئَلُونَکَ عَنِ الیَتَمَی» و از تو در مورد یتیمان و مسایل دیگر می پرسند. 
سوال هایی که از آن نهی شده است مذموم، و گاهی سوال کننده را به کفر می رسانند. خداوند متعال می فرماید: « وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيل» و هرکس که کفر را جانشین ایمان نماید به راستی که از راه راست گمراه شده است.
سپس از حسد و کینه بسیاری از اهل کتاب خبر می دهد و اینکه انها به جایی رسیده اند که دوست دارند « لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً» شما را پس از ایمان آوردنتان کافر کنند، و در این راه تلاش کرده و حیله ها سر هم می کنند، اما مکر و دسیسه آنها به خودشان باز می گردد. همان طور که خداوند متعال فرموده است: « وَقَالَت طّ