عذاب شما خواهم افزود، و شما عذري نداريد که آن را مستمسک قرار دهيد و پناهگاهي نداريد که به آن پناه ببريد، و شفاعت  کننده اي نداريد که برايتان شفاعت کند، و دعاي شما شنيده نمي شود.عذاب و رسوايي و وبالي که در آن روز بر آنان فرود مي آيد بسيار شديد و سنگين است، به همين جهت  خداوند هيچ مستمسک و عذري را براي آنان ذکر نکرد.
و اما دوستانشان از  انسانها، عذرِ غير مقبول و غير موجهي را بهانه کرده و مي گويند:« رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ» پروردگارا! هريک از ما انسانها و جن ها از ديگري بهره  برده ايم. پس جن از اطاعت انسان و عبادت و تعظيم و پناه بردنش به وي بهره برده است. و انسان نيز از طريق به دست آوردن اهداف خود و رسيدن به بعضي از اميال که جن برايش برآورده کرده بهره مند شده است.
پس انسان، جن را مي پرستد، و جن نيز خدماتي را به او ارائه مي دهد، و بعضي از نيازهاي دنيوي  اش را تامين مي کند. يعني دوستاني که از ميان آدميان برگرفته بودند مي گويند: گناهانياز ما سر زده است و ديگر نمي توان آنها را جبران نمود. « وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا» و به م يعاد و خط پاياني که برايمان مقرر نموده بودي، رسيديم. يعني به محل و جايي رسيده ايم که در آنجا به سبب اعمال مجازات مي شويم، پس اکنون هرآنچه که مي خواهي با ما بکن، و هر طور که مي خواهي حکم نما، چرا که دليلي نداريم و عذر را براي ما باقي نمانده است. صاحب امر تويي و داوري و حکم فقط از آنِ تو است.
در سخن آنها نوعي فروتني و نرمي به چشم مي خورد، اما ديگر چه سود! بنابراين خداوند در مورد آنها دادگرانه حکم کرده و « قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا» مي فرمايد: آتش جهنم جايگاهتان است و براي هميشه در آن مي مانيد. و از آنجا که اين حکم به مقتضاي حکمت و علم خدا است، آيه را اينگونه به پايان رسانيد: « إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ» همانا پروردگارت با حکمت و دانا است. پس همان  طور که علم و آگاهي او همه چيز را در برگرفته، حکمت او نيز همه اشياء را در بر گرفته است.
« وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ» و همچنانکه ياغيان جن و تسلط آنان را بر دوستان انسي خودشان حاکم نموده ايم که گمراهشان کنند و پيمان دوستي و اتحاد را  به سبب تلاش و سعي شان در ايجاد اين حاکميت و دوستي و اتحاد در ميانشان منعقد کرده ايم، به  همان شيوه يکي از سنت هاي ما اين است که براي هر ستمگري، ياوري همانند او قرار دهيم که او را به سوي بدي مي کشاند، و بر انجام گناه و معاصي تحريک مي کند، و او را نسبت به خير بي علاقه مي نمايد.
و اين از عقوبتهاي بزرگ خدا است که داراي اثري زشت و خطرناک است . و گناه بر عهده ستمگر است، زيرا  اوست که زيان را بر خود وارد ساخته و بر خود جنايت کرده است. « وَمَا ربُّکَ بِظَلَّمِ لِّلعَبِيدِ » و پروردگارت بر بندگان ستم نمي کند.
از اين روي هرگاه بندگان ستم و فساد کنند، و حقوقي را که خداوند بر آنها واجب گردانده است، انجام ندهند، خداوند ستمگراني را بر آنها مسلط مي گرداند که بدترين عذاب را به آنها مي رسانند، و از روي ظلم و ستم ، چندين برابر حقوق خدا و بندگانش را که ضايع کرده اند از آنها مي گيرند، بدون اينکه براي عذاب و ظلمي که از سوي آن ستمگران به آنان مي رسد هيچ پاداشي در روز قيامت به آنان داده شود. همانطور که بندگان اگر صالح و درستکار باشند، خداوند مسوولين و سران آنها را صالح، و آنها را پيشوايان رهبران دادگر و عادل مي گرداند، نه سردمداران ستمگر و ظالم.
سپس همه کساني از جن و انس را که از حق روي گردانده، و آن را رد کرده اند سرزنش نموده، و اشتباه آنان را بيان مي نمايد، پس بدان اعتراف مي کنند، بنابراين فرمود:« يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي» اي گروه جن و انس! آيا پيامبراني از شما نيامدند که آيات واضح و روشن ما را که در آن امر و نهي، خير و شر و وعد و وعيد به صورت مشروح بازگو شده است براي شما بازگو کنند؟« وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَـذَا» و شما را از رسيدنتان به اين روز برحذر دارند؟ و طريقه نجات يافتن از اين روز را به شما بياموزند؟ و به شما بياموزند که رستگاري و موفقيت در پيروي کردن از دستورات خدا و پرهيز از آنچه او نهي کرده است، مي باشد؟ و به شما بياموزند که بدبختي و زيان در ضايع کردن دستورات و نواهي  خدا است؟ پس آنان اعتراف  کرده، « قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا» و مي گويند: آري، ما عليه خود گواهي مي دهيم. و زندگي دنيا و زيبايي ها و زخارف و نعمت هاي آن آنان را فريب داد، و به آن آرامش پيدا کردند و از آن راضي و خشنود شدند و آنان را از ياد آخرت مشغول داشت. « وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ» و آنان عليه خود گواهي مي دهند که  کافر بوديم. پس حجت خدا بر آنان اقامه شده، و در اين هنگام هرکس و حتي خودشان مي دانند که خداوند در مورد آنها به عدالت رفتار مي نمايد. پس به آنان مي فرمايد:« ادخُلُوا فِي أُمَمِِ قَد خَلَت مِن قَبلِکُم مِّن َ الجِنِّ وَالإِنسِ» در ميان امتهايي از جن و انس، که پيش از شما بوده اند، وارد آتش شويد. آنان نيز همانند شما عمل کردند، و همچنانکه آنها از بهره خود برخوردار شدند، شما هم از بهره خويش بهره مند مي شويد. آنان در باطل فرو رفتند، همچنانکه شما هم در باطل فرو رفتيد، « إِنَّهُم کَانُوا خَسِرينَ » همانا گذشتگان و آيندگان آنا جن و انس از زيان ديدگان بودند، و چه زياني بزرگتر از خسارت و از دست دادن بهشت هايي پر از نعمت و محروم شدن از همسايگي اکرم الاکرمين؟! اما آنان هرچند که در اين زيان مشترک هستند اما در مقدار آن تفاوت عظيمي با هم دارند.
« وَلِكُلٍّ» و براي هريک از آنها، « دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ» برحسب اعمالشان درجاتي هست، و بدي و گناه کم، مانند بدي زياد، محسوب نمي شود. نه تابع و پيرو چون متبوع و پيروي شده است، و نه با فرمانبر چون رئيس برخورد مي شود.
همانطور که ميان اهل بهشت گرچه همه در سود بردن و رستگاري و وارد شدن مشترک اند فرق هايي وجود دارد که جز خدا کسي آن را نمي داند، با اينکه همه آنان به آنچه مولايشان بدانان بخشيده است خشنودند. پس ، از خداوند متعال مي خواهيم که ما را از اهل فردوس اعلي که آن را براي بندگان مقرب و برگزيدگان خويش و منتخبان و دوستان خود تهيه نموده است، بگرداند.« وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ» و پروردگارت از آنچه مي کنند بي خبر نيست، پس هريک را برحسب نيت و عملش مجازات مي نمايد.
و خداوند از آنجا که نسبت به بندگان مهربان است و مصالح آنها را مي خواهد، آنها را به انجام اعمال صالح و کارهاي شايسته دستور داده ،و از کارهاي بد نهي کرده است، و گرنه ذات خداوند از همه مخلوقات بي نياز است، پس طاعت فرمانبردارا