یان کرد، و این اقتضا می نماید که شکر این نعمت را بجا آورند و بر آن اتفاق نمایند، خداوند متعال خبر داد که آنها بر یکدیگر تجاوز کردند، و در کتابی که می بایست بیش ازهمه بر آن اتفاق نمایند، اختلاف ورزیدند. و این اختلاف پس از آن حاصل شد که صحت کتاب را با نشانه های روشن و دلایل قاطع دریافتند و به آن یقین کردند، و آنها با این کار دچار گمراهی دور و درازی شدند.
« فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ» پس خداوند کسانی را از این امت که ایمان آوردند، هدایت نمود، « لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ» به آنچه که اهل کتاب در آن اختلاف کردند و در تشخیص حق از باطل به بیراهه رفتند، اما خداوند این امت را به حق رهنمون شد. « بِإِذْنِهِ» خداوند به اذن خویش، و با آسان کردن امور آنان، و از سرِ مهربانی خویش آنان را هدایت کرد.
« وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» و خداوند همه مردم را به راه راست فرا می خواند، و این ناشی از عدل وی بوده، و پروردگار می خواهد با این روش بر مردم حجت اقامه کند، تا نگویند: « مَا جَاءَنَا مِن بَشیِرٍ وَلَا نَذِیرِ » هیچ مژده دهنده و بیم دهنده ای نزد ما نیامده است. و خداوند به فضل و رحمت خویش هر کس از بندگانش را که بخواهد هدایت می نماید و این همان عدل و حکمت خداوند تبارک و تعالی است.أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ، آیا گمان برده اید که وارد بهشت شوید حال آنکه هنوز آنچه بر سرگذشتگان آمد بر سر شما نیامده است؟ آنان دچار سختی و زیان شدند و پریشان گشتند تا آن جا که پیامبر و کسانی که همراه او بودند، گفتند:« پس یاری خدا کی خواهد رسید؟» بدانید که نصرت الهی نزدیک است.
خداوند متعال خبر می دهد که بندگانش را به خوشی و ناخوشی و مشقت می آزماید، همانطور که نسل های پیش از آنها را آزموده است. پس این سنت جاری خداوند است وتغییر نمی کند، و مجریان دین و شریعت الهی باید مورد آزمایش قرار گیرند. پس اگر بر حکم و فرمان خدا صبر نمایند و به سختی هایی که در راه آنان قرار دارد توجه نکنند، راستگویانند و کمال سعادت و سروری را دریافته اند. و هرکس فتنه مردم را چون عذاب الهی قرار دهد و سختی ها و مشکلات او را از رسیدن به هدفش متوقف نمایند، پس او در ادعای ایمان دروغ می گوید، زیرا ایمان به آراستن و آرزو کردن و ادعای تو خالی نیست، بلکه این اعمال است که آنرا تصدیق یا تکذیب می کند.
 و بر امت های پیشین چنین گذشته است: « مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء» فقر و بیماریهای جسمی آنها را فرا گرفت. « وَزُلْزِلُواْ» و با انواع ترس؛ از قبیل تهدید به قتل، تبعید، ضبط شدن اموالشان و کشته شدن دوستانشان، و انواع زیان مواجه شدند، و متزلزل گشتند. و با این که به نصرت و کمک الهی یقین داشتند، احساس کردند که نصرت خداوند به تاخیر افتاده، و انتظار داشتند خداوند هرچه زودتر به داد آنان برسد. اما به خاطر شدت و دشواری موقعیتی که در آن قرار گرفته بودند، « يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ» پیامبر (ص) و کسانی که همراه او ایمان آورده بودند، می گفتند: یاری و نصرت خداوند کی می آید؟! و از آن جا که کسانی به دنبال سختی می آید، و نیز پایان شب سیه سپید است، خداوند متعال فرمود: « أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ» آگاه باشید که یاری خدا نزدیک است. پس هرکس که طرفدار حق یا مجری آن باشد مورد آزمایش قرار می گیرد. و معلوم است که چنین کسانی در سخت ترین شرایط بسر می برند، اما اگر صبر داشت و برآن استقامت ورزند، رنج و مشکل آنان به بخشش و بهره ای الهی تبدیل می گردد، و سختی هایشان به راحتی تبدیل شده و به دنبال آن بر دشمنان پیروز می شوند و تمامی زخم ها و دل شکستگی هایشان شفا می یابد. خداوند متعال در همین رابطه در جایی دیگر از قرآن می فرماید: « أَم حَسِبتُم أَن تَدخُلُوا الجَنَّة وَلَمَّا یَعلَمِ اللهُ الَّذیِنَ جَهَدُوا مِنکُم وَیعلَمَ الصَّبِرینَ» آیا گمان برده اید که وارد بهشت شوید و هنوز خداوند از میان شما کسانی را که جهاد کرده اند و صبر نموده اند مشخص نکرده است؟! و در جایی دیگر می فرماید: « آلم ، أَحَسِبَ النَّاسُ أَ« یُترَکُوا أَن یَقُولُوا ءَامَنَّا وَهُم لَا یُفتَنُونَ ، وَلقَد فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبلِهِم فَلیَعلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعلَمَنَّ الکَذِبینَ» ألف لام میم. آیا مردم گمان برده اند که اگر بگویند: ایمان آورده ایم، رها می شوند، و آنها مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟! به راستی کسانی را که پیش از آنها بودند، آزمودیم، پس باید خداوند کسانی را که راست گفته اند و کسانی را که دروغ گفته اند مشخص کند. پس به هنگام امتحان، فرد یا مورد احترام قرار می گیرد و یا ذلیل می شود.وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ، و از میان مردم هستند کسانی که می گویند: « ما به خدا و روز قیامت ایمان آورده ایم» اما آنها مومن نیستند. 
يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُون ، اینان خدا و کسانی را که ایمان آورده اند فریب می دهند و در حقیقت آنها فریب نمی دهند مگر خودشان را ولی نمی فهمند.
فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُون، در دل هایشان بیماری است و خداوند بیماری آنان را افزون می گرداند و برای آنها به سبب دروغی که می گفتند عذابی دردناک است.
بدان که نفاق یعنی ظهار نمودن خیر و پنهان داشتن شر و بدی در درون، و این تعریف شامل نفاق عقیدتی و نفاق عملی می شود. نفاق عملی آن است که پیامبر (ص) بیان داشته است : « آیَةُ المُنَافِقِ ثَلاثُ: إذا حَدَّث کَذَبَ، وَ إِذا وَعَدَ أخلَفَ، وَإذا ائتُمِنَ خَانَ» و فَیِ رِوَایَةٍ« إذَا خَاصَم فَجَرَ». یعنی نشان منافق سه چیز است، وقتی سخن گوید دروغ گوید، و هرگاه وعده دهد، خلاف وعده  کند، و چون امانتی بدو سپرده شود در آن خیانت کند.
و در روایتی دیگر آمده است: و هرگاه مخاصمه و مشاجره کند فحاشی و ناسزاگویی کند. و اما نفاق عقیدتی که انسان را از دایره اسلام خارج می کند نفاقی است که خداوند منافقان را در این سوره و در جاهای دیگر بدان توصیف نموده است. نفاق قبل از هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه وجود نداشت، اما پس از هجرت که جنگ بدر به وقوع پیوست و خداوند مومنان را پیروز گرداند و به آنها قدرت داد،  کسانی که در مدینه مسلمان نشده بودند ذلیل گشتند. بنابراین بعضی از آنها از ترس و به خاطر فریب کاری و برای حفظ جان و اموال خود تظاهر به اسلام 