ر حالی که گناه فقط برکسی نیست که دو روز می ماند و یا دیر می کند نفی گناه را به « لِمَنِ اتَّقَى» مقید کرد، یعنی بر کسی گناهی نیست که در تمام کارهایش و به ویژه در احوال حج از خدا بترسد، پس هرکس که در تمام کارهایش از خدا بترسد، گناهی بر او نیست، وهرکس که در چیزی از خدا بترسد و در چیزی از وی نترسد، جزایش از نوع عملش خواهد بود.
« وَاتَّقُواْ اللّهَ» و با اطاعت از فرمان های خدا و پرهیز از نافرمانیاش از وی بترسید. « وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ» و بدانید که به سوی خداوند بر می گردید و شما را برحسب اعمالتان مجازات می نماید، و هرکس که از او بترسد پاداش تقوا را پیش او خواهد یافت، و هرکس که از وی نترسد خداوند  او را به شدت سزا می دهد. پس دانستن اینکه خداوند سزا و پاداش می دهد از بزرگترین انگیزه های پرهیزگاری و ترس از وی می باشد، بنابراین خداوند ما را تشویق نموده است که این نکته را به خوبی بدانیم.وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ، و از میان مردم کسی هست که سخن او در رابطه با زندگی دنیا ترا به شگفتی می اندازد، و خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه می گیرد، و او سر سخت ترین دشمنان است.
وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَاد، و چون قدرت یابد سعی می کند که در زمین فساد و تباهی ورزد، و تلاش می نماید کشتزار و دام را نابود کند، و خداوند فساد را دوست ندارد.
وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ، و چون به او گفته شود: « از خدا بترس»، غرور و تکبر او را فرا می گیرد و به گناه وادارش می کند، پس جهنم او را کافی است، و بد آرامگاهی است.
پس از آنکه خداوند دستور داد بندگانش او را زیاد یاد کنند، و به ویژه در اوقات برتر و دارای فضیلت، از حالت کسی خبر داد که کار و سخنش با هم مخالفند، زیرا سخن یا جایگاه انسان را بالا می برد و یا آن را پایین می آورد.پس فرمود: « وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» و سخنان گروهی از مردم تو را به شگفت وا می دارد، وقتی سخن می گویند، با نرمی و جذابیت صحبت می کنند و آدمی گمان می برد که سخنانشان مفید است. و با گواه گرفتن خدا گفتارشان را تاکید می نمایند، « وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ» به گونه ای که بگوید: همانا خداوند می داند که آنچه در دارم با آنچه که بر زبان می آورم موافق می باشد. اما در حقیقت دروغ می گویند، چون سخن و کارشان با هم مخالف است. پس اگر آنان راست می گفتند، می بایست قول و عملشا ن با هم مطابق باشد، مانند مومن که سخن و کردارش با یکدیگر موافق است. بنابراین فرمود: « وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَام» یعنی هرگاه با آنان مجادله کنی، سختی و تعصب و دیگر صفات زشت را در آنان می بینی، و اخلاق آنان مانند اخلاق مومنان نیست که آسان گیری و تسلیم شدن در برابر حق و چشم پوشی و گذشت خصلت آنان است.
« سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا» تمام سعی و تلاش خود را بر آن مبذول می دارد که گناه و معاصی را انجام دهد، و این همان فساد در زمین است. « وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ» و تلاش می نماید کشتزار و دام را نابود کند. پس به واسطه ی ارتکاب گناه و معاصی کشتزار و میوه ها و چهارپایان تلف شده و برکت آن ها ناقص و کم می شود. « وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَادَ» و چون خداوند فساد را دوست ندارد، از بندهای که در زمین فساد می کند بی نهایت متنفر است، گرچه آن بنده سخن خوبی را بر زبانش بیاورد. این آیه بیانگر آن است سخنانی که بر زبان افراد بیرون می آید دلیلی بر راستی، دروغ ، نیکی یا فساد آنان نیست، تا زمانی که کرداری انجام دهند که آن سخنان را تصدیق نماید. نیز این آیه بیانگر آن است که باید حالات گواهان آزموده شود، و اهل حق و دروغگویان با کارهای نیکشان آزموده شوند، و حالاتشان سنجیده شود، و نباید با ظاهرسازی و جرب زبانی آنها فریب خورد.
سپس بیان کرد کسی که با انجام گناه و نافرمانی خدا در زمین فساد می کند، هرگاه به تقوا دستور داده شود، تکبر می ورزد، « أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ» پس هم گناه انجام می دهند و هم بر خیر خواهان و نصیحت کنندگان تکبر می ورزند. « فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ» پس جهنم برای او بس است که سرای گناهکاران و متکبران است. « وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ» و بد قرارگاه و جایگاهی است، عذاب آن همیشگی است، و اندوهش به پایان نمی رسد، و در آن یاس و ناامیدی برای همیشه بر انسان مستولی شده و عذاب آنها تخفیف داده نمی شود، و امید پاداش ندارند، و این سزای جنایت آنهاست، و در مقابل اعمالشان باید آن را تحمل کنند. پناه به خداوند از حالت آنها.وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد ، و دسته ای از مردم هستند که جان خود را در طلب رضای خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.
گروهی از مردم جان خود را در راه رضای خدا می فروشند، و آنان کسانی هستند که توفیق یافته اند تا جان خویش را بخاطر رضای خدا و به امید پاداش و ثواب او فدا نمایند. اینان جان را به ذاتی بخشیدند که بسیار غنی و وفا کننده است و با بندگان خود بسیار رئوف و مهربان است. از جمله مهربانی و رحمت او این است که آنها را به انجام این جانبازی و جانفشایی توفیق داده و وعده پاداش را به آنان داده و می فرماید: « إِنَّ اللَّه اشتَرَی مِنَ المُومِنینَ أَنفُسَهُم وَ أَموَلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ» خداوند جان و مال مومنین را در برابر بهشت خریداری کرده است. تا آخر آیه. در این آیه نیز خبر داده است که مومنان جان خود را فروخته و در راه او نثار کرده اند. همچنین در این آیه از لطف و مرحمتی که موجب می شود آنچه را که طلب کردند به دست آورند، و آنچه را بدان رغبت داشتند مبذول نمایند و از دادن آن دریغ نکنند. دیگر مپرس از تکریم و احترامی که در نزد پروردگار بدست می آورند!يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينُ، ای کسانی که ایمان آورده اید! به طور کامل در اسلام داخل شوید، و از گامهای شیطان پیروی نکنید، همانا او برای شما دشمنی آشکار است.
فَإِن زَلَلْتُمْ مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ، پس اگر بعد از آنکه برای شما نشانه های آشکار آمد، دچار لغزش شدید، بدانید که خداوند عزیز و حکیم است.
این دستوری است از جانب پروردگار که در آن از مومنان می خواهد« ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً» کاملا وارد دین اسلام شوند، به گونه ای که همه اوامر آن را 