ورد، چشم او درآورده مي شود. و در برابر گوش، گوش قطع مي گردد. و اگر کسي دندان کسي را در آورد، دندانش در آورده مي شود، همچنانکه مي توان در ساير موارد نيز بدون تجاوز از حد، مجرم را قصاص کرد.
« وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ» و در جراحت ها قصاص است. يعني در زخم ها نيز همان کاري که طرف کرده است با او انجام مي شود. پس هرکس فردي را عمدا زخمي کند، به اندازه همان زخم قصاص، و زخمي مي شود. و بايد به همان اندازه و در همان جا و به همان طول و عرض و عمق مجروح شود. و بايد دانست شريعتِ کساني که قبل از ما بوده اند براي ما نيز شريعت است، به شرطي که در شريعت ما چيزي خلاف آن نيامده باشد.
« فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ» پس هرکس در قصاص؛ اعم از قصاصِ کشتن يا زخمي کردن گذشت کند و فرد جنايتکار را ببخشد و قبل از بخشيدن، حق او ثابت گرديده باشد، « فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ» اين عفو و بخشش کفاره اي است براي گناهان فردي که مرتکب جنايت شده است ، چون آدمي حق خود را بخشيده است، و خداوند نيز به طريق اولي حق خود را مي بخشد. و نيز باعث بخشوده شدن گناهان کسي مي شودکه حق خود را بخشيده است. پس همانطور که او جنايتکار را بخشيده است خداوند نيز لغزش و جنايت  هاي او را مي بخشد.
« وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » و کساني که به آنچه خدا نازل نموده است حکم نکنند پس ايشان ستمگرانند. ابن عباس در رابطه با تفسير «کفر» و «ظلم» اي که در اين دو آيه به آن پرداخته شده، نيز در رابطه با «فسق» ي که در آيه ي بعدي به آن پرداخته مي شود، و مي فرمايد: مراد از «کفر و ظلم و فسق دراينجا کفر و ظلم و فسق اصغر است». پس اگر کسي حکم به غير آنچه خدا نازل نموده است را حلال و جايز بداند، ظلم او ظلم اکبر يعني کفر است. و اگر آن را حلال و جايز نداند، اما آن را انجام بدهد مرتکب گناه کبيره شده است.وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُواً قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِين، و به یاد آورید هنگامی که موسی به قومش گفت: « همانا خداوند به شما دستور می دهد تا گاوی را سر ببرید»، گفتند: « آیا ما را مسخره می کنی؟» گفت:« پناه می برم به خدا از اینکه از نادانان باشم».
قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لّنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ فَارِضٌ وَلاَ بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُواْ مَا تُؤْمَرونَ، گفتند: «از پروردگارت بخواه که برای ما روشن  کند آن چگونه است؟»، گفت:« او می گوید آن گاوی است نه پیر و نه جوان بلک میان آن دو است. پس آنچه  به شما  فرمان داده می شود، انجام دهید».
قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاء فَاقِـعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ ، گفتند:« از پروردگارت بخواه که برای ما روشن کند رنگ آن چگونه است؟»،گفت:« او می فرماید: آن گاوی است زرد رنگ که نگاه کنندگان را شاد می کند».
قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ إِنَّ البَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا وَإِنَّآ إِن شَاء اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ ، گفتند:« پروردگارت را برای ما فراخوان تا برای ما بیان کند که آن چگونه است، همانا گاو بر ما مشتبه شده است و ما اگر خدا بخواهد راه خواهیم برد».
قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ ذَلُولٌ تُثِيرُ الأَرْضَ وَلاَ تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاَّ شِيَةَ فِيهَا قَالُواْ الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُواْ يَفْعَلُونَ، گفت:« او می فرماید: آن گاوی است که نه رام است زمین را شخم بزند، و نه آبیاری کند کشتزار را، بی نقص و یک رنگ است ». گفتند: « اکنون حقیقت را بیان داشتی»، پس آن را سر بریدند و نزدیک بود این کار را نکنند.
وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُون، و به یاد آورید هنگامی که کسی را کشتید و در آن اختلاف کردید و خداوند بیرون آورنده است آنچه را پنهان می کردید.
فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون ، پس گفتیم: پاره ای از آن ماده گاو را به آن کشته بزنید. خداوند اینچنین مردگان را زنده می گرداندو نشانه های روشن دالّ بر قدرت خویش را به شما می نمایاند، باشد که تعقل ورزید.
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ، پس از آن، دلهای شما سخت شد، همچون سنگ یا سخت تر از سنگ . و پاره ای از سنگ هاست که از آن نهرها می جوشد، و پاره از از آنها است که می شکافد و آب از آن بیرون می آید، و پاره ای از آنها است که از ترس خدا فرو می ریزد، و خدا از آنچه می کنید غافل نیست.
«وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ» و به یاد آورید آنچه که برای شما با موسی پیش آمد، آنگاه که فردی را کشتید و در مورد قاتل آن با یکدیگر اختلاف و کشمکش وریدید تا اینکه مسئله در بین شما بزرگ شد، و اگر خداوند آن را برایتان روشن نمی کرد شر بزرگی پدید می آمد، پس موسی به منظور مشخص کردن قاتل به شما گفت: گاوی را سر ببرید. و می بایست بی درنگ فرمان او اطاعت شود و  اعتراضی صورت نگیرد اما آنها اعتراض کردند و گفتند: « أَتَتَّخِذُنَا هُزُواً» آیا ما را مسخره می کنی؟ آنگاه موسی گفت: « أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ» به خدا پناه می برم از اینکه از جاهلان باشم، زیرا جاهل و نادان کسی است که سخن بی فایده می گوید و مردم را مسخره می کند. و اما عاقل می داند که بزرگترین عیب دین و عقل، مسخره کردن همنوع است، گرچه او بر آن برتری داشته باشد، زیرا برتری بر دیگران مستلزم آن است که شکر پروردگار را به جا آورد و با بندگانش مهربان بود. پس وقتی موسی این را گفت، دانستند که این راست است و گفتند: « ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لّنَا مَا هِيَ» از پروردگارت بخواه تا برای ما بیان کند که آن گاو چقدر سن دارد؟ « قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ فَارِضٌ» گفت: خداوند می فرماید: آن ساده گاوی است نه  بزرگ، « وَلاَ بِكْرٌ» و نه کوچک، « عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ» بلکه میانسالی است بین این دو. « فَافْعَلُواْ مَا تُؤْمَرون» پس آنچه را به آن فرمان داده می شوید بدون تکلف و سخت گیری انجام دهید.
« قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاء فَاقِـعٌ لَّوْنُهَا» گفتند: از پروردگارت 