 که مرگش فرا برسد و حقيقت امر را مشاهده کند به عيسي عليه السلام ايمان مي آورد ،  اما ايمانش سودي به او نمي بخشد، زيرا اين  ايمان آوردن از سرِ  اضطرار و ناچاري است. و ضمنا اين يک تهديد و هشدار جدي است و آنان را برحذر مي دارد که به اين حالت ادامه ندهند، زيرا قبل از مرگشان پشيمان مي شوند. پس روزي که در نزد خدا گرد آورده شوند و برخيزند حالشان چگونه خواهد بود؟!
 واحتمال دارد که ضمير در « قَبْلَ مَوْتِهِ»به عيسي عليه السلام برگردد، در اين صورت معني اينگونه مي شود: هيچ کس از اهل کتاب نيست مگر اينکه قبل از مردن عيسي مسيح به وي ايمان مي آورد، و اين زماني است که قيامت نزديک مي گردد و علامت هاي بزرگ آن نمايان مي شود. و احاديث زيادي وارد شده است که عيسي در آخر زمان فرود مي آيد و دجال را مي کشد و از کافران جزيه مي گيرد و اهل کتاب همراه با مومنان به او ايمان مي آورند، و در روز قيامت عيسي گواه آنان مي شود و به سبب کارهايي که کرده اند عليه آنان گواهي مي دهد و معلوم مي سازد که کارهايشان با شريعت و آيين خدا موافق بوده است يا نه، و در اين هنگام به باطل بودن همه آنچه که آنها بر آن قرار داشتند از قبيل مخالفت هايشان با شريعت قرآن و با آنچه پيامبر (ص) آنان را به سوي آن دعوت کرد، گواهي مي دهد. و يقينا عيسي عليه آنها گواهي مي دهد، زيرا او کاملا دادگر و عادل و راستگوست، و جز به حق گواهي نمي دهد. و آنچه محمد (ص) آورده است حق، و غير از آن گمراهي و باطل است. 
سپس خداوند متعال خبر داد که او بسياري از روزي هاي پاکيزه اي را که براي بني اسراييل حلال بود، بر آنها حرام کرد، و اين تحريم، تحريم مجازات بود، يعني به خاطر ستم و تجاوز، و بازداشتن مردم از راه خدا و جلوگيري آنان از هدايت يافتن، و گرفتن ربا بود، حال آنکه از رباخواري نهي شده بودند.
آنها با نيازمنداني که با آنان خريد و فروش داشتند با عدالت رفتار نمي کردند، پس خداوند آنها را با چيزي مجازات نمود که از جنس و نوع کارشان بود، بنابراين آنها را از بسياري از چيزهاي پاکيزه اي که مي خواستند، منع کرد. اما تحريم چيزهايي که خداوند بر امّت اسلام حرام نموده است تحريم تنزيهي مي باشد و حکمتش اين است تا از آلودگي هايي که به دين و دنياي آنها زيان مي رساند پاک بمانند.لَّـكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَـئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ ولي  دانشمندان  و آن  مؤمناني  را که  به  آنچه  بر تو و به  آنچه  پيش  از تو  نازل  کرده  ايم  ايمان  دارند ، و نمازگزاران  و زکات  دهندگان  و مؤمنان  به   خدا و روز قيامت  را اجر بزرگي  خواهيم  داد.
پس از آنکه عيبهاي اهل کتاب را بيان کرد، کساني را از اهل کتاب که پسنديده و خوب هستند استثنا نمود و فرمود:« لَّـكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» اما کساني که با علم و دانش در دلهايشان جاي گرفته و يقين در قلب هايشان ريشه دوانيده است، علم و يقيني که در دلشان جاي گرفته است ايمان کامل و فراگيري را برايشان به بار آورده است . چنين کساني « يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ» به آنچه که بر تو نازل شده و به آنچه که پيش از تو نازل گشته است ايمان دارند. در نتيجه علم و يقيني که در دلهايشان ريشه دوانده اعمال صالح از قبيل برپاداشتن نماز و پرداختن زکات را که جزو بهترين کارها هستند براي آنان به بار آورده است. و به درستي که اين دو کار برپاداشتن نماز و پرداختن زکات اخلاص براي معبود و نيکي کردن نسبت به بندگان را در بردارد. و آنها که علم و يقين در قلب هايشان رسوخ پيدا کرده است به روز قيامت ايمان دارند و از وعيد خدا مي هراسند و به نويد او اميدوارند. « أُوْلَـئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا» به ايشان پاداشي بزرگ خواهيم داد، چون آنان از علم و ايمان و عمل صالح و ايمان به کتابها و پيامبران گذشته و آينده برخوردار هستند.إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإْسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ؛ ما به  تو وحي  کرديم  همچنان  که  به  نوح  و پيامبران  بعد از او وحي  کرده ، ايم و به  ابراهيم  و اسماعيل  و اسحاق  و يعقوب  و سبطها و عيسي  و ايوب  و  يونس  و هارون  و سليمان  وحي  کرده  ايم  و به  داود زبور را ارزاني  داشتيم.
وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلاً لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا؛ و پيامبراني  که  پيش  از اين  داستانهاشان  را براي  تو گفته  ايم  و آنان ، که داستانهاشان  را براي  تو نگفته  ايم   و خدا با موسي  سخن  گفت  ، چه  سخن   گفتني  بي  ميانجي.
رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا؛ پيامبراني  مژده  دهنده  و بيم  دهنده  تا از آن  پس  مردم  را بر خدا حجتي   نباشد ، و خدا پيروزمند و حکيم  است.
خداوند متعال خبر مي دهد که او بر بنده و پيامبرش محمد (ص) شريعت بزرگ و اخبار راستيني وحي نمود که بر اين پيامبران عليهم الصلاة و السلام وحي  کرده بود، و اين چند فايده دارد:
1- محمد (ص) تافته جدا بافته اي نيست، بلکه خداوند قبل از او و پيامبران زيادي را فرستاده است، پس ابراز تعجب از رسالت او جز جهالت و کينه توزي دليل ديگري ندارد. 
2- خداوند اصول آيين و عدالت را به محمد وحي نمود، همان طور که آن را به ديگر پيامبران وحي نمود و همه بر آن متفق بودند، و برخي از آنان برخي ديگر را تصديق مي کردند.
3- او از جنس ديگر پيامبران است، پس او را با ديگر برادران پيامبرش مقايسه کنيد. بنابراين دعوت او همان دعوت آنهاست، و اخلاق همه آنان همسان، و رسالت و هدفشان يکي است. پس خداوند  او را به افراد ناشناخته تشبيه نکرد و در رديف دروغگويان و پادشاهان ظالم قرار نداد.
4- ياد و خاطره اين پيامبران و برشمردن آنها، و ستايش و ذکر خيرشان، و تشريح اوضاع و احوال آنان باعث مي شود تا مومن بيشتر به آنها ايمان داشته باشد و به آنها محبت بيشتري بورزد و از رهنمودهاي آنها پيروي کند و به سنت آنان اُنس بگيرد و حقوقي را که برگردن ما دارند بشناسد. همانگونه که خداوند متعال مي فرمايد:« سَلَمُ عَلَي نُوحِ فِي العَلَمينَ » سلام بر نوح در جهانيان. « سَلَمُ عَلَي إِبرَاهيم» سلام بر ابراهيم . « سَلَمُ علي مُوسَي و هَرُونَ» سلام بر موسي و هارون . « سَلَُمُ عَلَي إِل ياسِينَ، إِنَّا کَذَلِکَ نَجزِي المُحسنِينَ» سلام بر الِ ياسين. ما اينگونه نيکوکاران را پ