ای محل آبشخور خود را می دانست. بنابراین مزاحم یکدیگر نمی شدند، بلکه به راحتی و آسودگی آب می نوشیدند. به همین جهت فرمود: « كُلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ» و در زمین فساد و تباهی نکنید.وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللّهُ كُلاًّ مِّن سَعَتِهِ وَكَانَ اللّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا ؛ و اگر آن  دو از يکديگر جدا شوند خدا هر دو را به  کمال  فضل  خويش  بي   نيازسازد که  خدا گشايش  دهنده  و حکيم  است.
اين حالت سوم ميان زن و شوهر است، پس زماني که زن و مرد نتوانستند با هم به توافق برسند در اين صورت جدايي و طلاق اشکالي ندارد.
بنابراين خداوند فرمود:« وَإِن يَتَفَرَّقَا» و اگر به سبب طلاق يا فسخ يا خلع و غيره از همديگر جدا شدند، « يُغْنِ اللّهُ كُلاًّ مِّن سَعَتِهِ» خداوند هريک از زن و شوهر را از فضل و احسان گسترده و فراگيرش بي نياز مي کند، پس شوهر را با زني ديگر و بهتر از زن اولي بي نياز مي کند، و زن را از فضل و احسان خويش بي نياز مي نمايد. وگرچه چهره او از شوهرش قطع شده است، اما روزي او بر خدايي است که متکلف روزي تمام مردم است، خداوندي که مصالح و منافع همه را تامين مي نمايد. و شايد خداوند شوهري بهتر به وي ببخشد.
« وَكَانَ اللّهُ وَاسِعًا» و خداوند داراي فضل فراوان و رحمت گسترده مي باشد، و رحمت و احسانش به اندازه علم و دانش بي پايانش است، با اين وجود خداوند « حَكِيمًا» به خاطر حکمت خويش روزي مي دهد و طبق حکمت خويش از رسيدن احسان خود به بعضي جلوگيري مي نمايد.
پس هرگاه حکمت او اقتضا کند که برخي از بندگانش را به خاطر سببي که در آنان مي باشد از احسان و لطف خويش منع کند، بنابر عدل و حکمت خود آنان را از احسان خويش محروم مي گرداند.وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُواْ اللّهَ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا ؛ از آن  خداست  آنچه  در آسمانها و زمين  است   و هر آينه  اهل  کتاب  را  که پيش ، از شما بودند و نيز شما را سفارش  کرديم  که  از خدا بترسيد ، اگر  هم کفر ورزيد باز هم  آنچه  در آسمانها و آنچه  در زمين  است  متعلق  به   خداست  واوست  بي  نياز و در خور ستايش.
وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً ؛ و از آن  خداست  آنچه  در آسمانها و زمين  است  ، و خدا کارسازي  را کافي   است.
خداوند متعال از پادشاهي بزرگ و گستردگي ملک خويش خبر مي دهد، و وجود اين ملک عظيم مستلزم آن است که خداوند هر طور بخواهد در آن تصرف نمايد؛ تصرف تقديري و تصرف شرعي. تصرف شرعي ِ خداوند آن است که گذشتگان و آيندگان اهل کتاب هاي آسماني را توصيه نمود که تقوا داشته باشند، اين وصيت پاداش دادن به کسي است که اين توصيه را عملي نمايد. همچنانکه در برگيرنده ي عقاب و عذاب دردناکي است براي کسي که آن را اهمال و ضايع گرداند. بنابراين فرمود:« وَإِن تَكْفُرُواْ» . و اگر کفر بورزيد، و تقواي الهي را نداشته باشيد، و چيزهايي را براي خدا شريک  گردانيد که خداوند بر صحّت آن دليلي نازل نفرموده است، جز به خودتان به کسي ديگر زيان نمي رسانيد، و هيچ زياني به خداوند نمي رسد و از پادشاهي او چيزي کم نمي شود. و او بندگاني دارد که از شما بهتر و برتر و بيشترند و از  او  اطاعت مي کنند و در برابر دستوراتش فروتن و تسليم هستند. بنابراني به دنبال آن فرمود:« وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا» و اگر کفر بورزيد، پس همانا آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست، و خداوند بي نياز و ستوده است. و او داراي سخاوت و بخشش کامل و نيکوکاري فراگير مي باشد که از خزانه هاي رحمت او سرچشمه مي گيرد، و رحمت  او هرگز کاهش پيدا نمي کند، هرچند که بصورت شبانه روزي از آن ببخشد.
و اگراهل آسمانها و زمين همه جمع شوند و هريک به اندازه دلخواهش از خدا بخواهد و به آن نيز برسد، چيزي از ملک خدا کم نمي شود، چون خداوند بخشنده و بزرگوار و دارنده است. بخشش او يک کلام و عذابش نيز يک کلام است، و هرگاه چيزي را بخواهد به آن مي فرمايد: پديد بيا، پس پديد مي آيد. او داراي تمامي صفات  کمال است، زيرا اگر در او کمبودي بود، به رشد و کمال نياز پيدا مي کرد، در حاليکه او داراي هر صفت کمالي است. و از کمال بي نيازي او اين است که در اداره ملکش همسر و فرزند و شريکي بر نگرفته، و پشتيبان و ياوري ندارد تا  او را در تدبير آن ياري دهد. و از کمال بي نيازي اش اين است که جهان هستي در تمام احوال به او نياز دارد، و همه موجودات نيازهاي کوچک و بزرگ خود را از او مي خواهند و خداوند خواسته هايشان را برآورده مي کند و آنها را بي نياز و قانع مي گرداند و با لطف و هدايت خويش بر آنها منّت مي گذارد.
«حميد» به معني ستوده، و يکي از نامهاي بزرگ و مبارک الهي، و بيانگر آن است که خداوند شايسته هرنوع ستايش و محبت و بزرگداشتي است، زيرا از صفات ستوده که همان صفات جلال و جمال هستند برخوردار است و نعمت هاي فراواني به آفريدگانش ارزاني داشته است، پس او در هر حالي ستوده است.
قرار گرفتن اين دو اسم بزرگوار در کنار هم بسيار زيباست: « غَنِيًّا حَمِيدًا» خداوند بي نياز و ستوده است، او داراي کمال  بي نيازي و کمال ستودگي است. و قرار گرفتن اين دو نام در کنار يکديگر بيشتر کمال و غناي الهي را به تصوير مي کشد. سپس خداوند تکرار کرد که فرمانروايي و پادشاهي او آنچه را که در آسمانها و زم ين است احاطه  کرده، و او بر هرچيزي وکيل است. يعني خداوند عالم است و امور هستي را بنا بر حکمت و تدبير خويش  اداره مي نمايد، و اين بيانگر کمال وکالت او است.
به درستي که وکالت مستلزم آن است که شخص وکيل نسبت به چيزي که وکالت آن را قبول کرده است شناخت و آگاهي داشته باشد، و بر اجراي آن توانا و نيرومند باشد، و بايد تدبير آن وجه الوکاله بر مبناي حکمت و مصلحت باشد. پس هراندازه در اين زمينه نقص و خللي وجود داشته باشد ناشي از نقص و ضعف وکيل است. و خداوند متعال از هر کمبود و نقصي پاک و مبّرا است.إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ وَكَانَ اللّهُ عَلَى ذَلِكَ قَدِيرًا ؛ اي  مردم  ، اگر او بخواهد همه  شما را از ميان  مي  برد و مردمي  ديگر را  مي آورد ، که  خدا بر اين  کار قادر است.
مَّن كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ؛ هر کس  که  پاداش  اينجهاني  را مي  طلبد بداند که  پاداش  اينجهاني  و  آنجهاني  در نزد خداست  و او شنوا و بيناست.
او بي نياز و ستوده، و داراي قدرتي کامل و اراده اي بيکران مي باشد. « إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ» اي مردم! اگر خداوند بخواهد شما را از ميا