م فهم و درک صحيحشان از خدا و پيامبرش مورد مذّمت و سرزنش قرار گرفته اند. و اين نفهمي و ناداني آنان به سبب کفر و روي گردانيشان است . در ضمن کساني که سخن خدا و پيامبرش را مي فهمند ستايش شده اند. نيز اين آيه آدمي را به فهميدن و بدست آوردن اسباب فهم کلام خدا و پيامبر و در پيش گرفتن راههايي که انسان را به سخن خدا و پيامبرش مي رساند تشويق مي کند. پس اگر آنها سخن خدا را مي  فهمندند، مي دانستند که خير و شر و خوبي و بدي همه براساس تقدير الهي است و هيچ چيز از دايره تقدير و قضاي الهي بيرون نيست. و مي دانستند که پيامبران و آنچه که پيامبران آورده اند  عامل شر و بدي، نمي باشند، زيرا پيامبران مبعوث شده اند تا منافع دنيا و آخرت انسانها را تامين کنند.تفسیر راستین
ترجمه تیسیر الکریم الرحمن
(الفاتحة - الكهف)

تألیف:
علامه شیخ عبدالرحمن بن ناصر السعدی «رحمه الله»
متوفای 1376 هجری قمری (1334هجری شمسی)

ترجمه:
محمد گل گمشادزهیوَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ ، و از صبر و نماز یاری بجویید و به راستی که آن گران و دشوار آید جز بر فروتنان.
الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ، آن کسانی که یقین دارند پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد و یقین دارند به سوی او باز می گردند.
يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ، ای بنی اسرائیل! بیاد آورید نعمت مرا که بر شما ارزانی داشتم و نیز اینکه شماره را بر جهانیان برتری دارم .
وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ، و بترسید از روزی که کسی نمی تواند برای کسی کاری را انجام دهد، و از کسی شفاعتی پذیرفته نمی شود، و نه به جای او جایگزینی پذیرفته می شود، و نه یاری می شوند.
خداوند به آنها دستور داده است که در همه کارهایشان از تمامی انواع شکیبایی و صبر یاری بجویند، و آن صبر بر انجام دادن طاعت و عبادت خداست، به گونه ای که آن را ادا نمایند، و اینکه در برابر سختی پرهیز از گناه و معصیت خدا صبر نمایند و آن را ترک کنند، و در برابر امور دردناکی که خداوند برای انسان مقدر نموده است صبر نمایند و ابراز نارضایتی نکنند، پس با صبر و خویشتنداری بر آنچه خداوند مقدر کرده است در همه کارها موفقیت زندگی حاصل می شود. و هرکس که از خداوند بطلبد که او را بر کسب صبر و شکیبایی توفیق دهد، خداوند صبوری و شکیبایی را بر او سهل و آسان می گرداند.
و همچنین در هر کاری باید از نماز که ترازوی ایمان است وانسان را از زشتی و منکر باز می دارد کمک گرفته شود.
« وَإِنَّهَا» و همانا نماز، « لَکَبِیَرةُ»  قطعا دشوار است « إِلاَّ عَلَی الخَشعِینَ» مگر بر فروتنان، که نماز خواندن برای آنها آسان است، زیرا فروتنی و ترس از خداوند و امید به نعمت هایی که نزد اوست باعث می شود بنده نماز را انجام دهد و خاطرش اطمینان یابد، چون او به پاداش خداوند چشم دوخته و از عذاب وی بیم دارد. به خلاف کسی که چنین نیست، زیرا انگیزه ای ندارد که او را به نماز فرا بخواند، و هرگاه نماز بخواند، سنگین ترین چیز بر او خواهد بود. خشوع یعنی خضوع، آرامش، فروتنی و آرام گرفتن دل با یاد خدا. خشوع یعنی تضرع و زاری به پیشگاه خداوند، و ابراز نیازمندی در بارگاه اقدسش، و ایمان داشتن به او و لقای او.
بنابراین فرمود: « الَّذِينَ يَظُنُّونَ» آنا ن که یقین دارند، « أَنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ» به لقای پروردگارشان خواهند رفت و خداوند آنها را طبق اعمالشان پاداش خواهد داد، « وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» و اینکه به سوی او باز می گردند. 
پس چنین ایده و تفکری عبادت را برای آنان آسان نموده و باعث شده تا در برابر ناگواریها استقامت ورزند، و همین تفکر و اندیشه است که مشکلات و سختی ها را از آنها دور کرده و آنها را از انجام دادن کارهای ناشایست باز داشته است. پس نعمت جاودان در خانه ها و منازل رفیع بهشتی برای آنان است، و هرکس که به لقای پروردگارش ایمان نداشته باشد نماز و دیگر عبادات را دشوارترین امر خواهد یافت.
سپس بار دیگر بنی اسراییل را به نعمت های خود یادآور می شود تا پند بپذیرند و از کارهای بد باز آیند و بر ایمان آوردن و انجام کارهای خیر تشویق شوند. و آنها را از روز قیامت ترسانده است که « لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ» در روز قیامت از هیچ کسی برای دیگری کاری ساخته نیست گرچه آن کس، افراد بزرگواری مانند پیامبران و صالحان باشد. « عَن نَّفْسٍ» برای هیچ کس، گرچه از خویشاوندانِ نزدیک باشد. « شَيْئاً» هیچ چیزی ساخت نیست، بلکه فقط اعمالی که انسان از پیش فرستاده است به او فایده می رساند. « وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا» و هیچ شفاعت و سفارشی بدون اذن و اجازه خدا از او پذیرفته نمی شود. و خداوند هیچ عملی را نمی پسندد مگر اینکه هدف  از آن جلب رضای پروردگار بوده و طبق روش و سنت پیامبر (ص) انجام شده باشد. « وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ» و هیچ بدل و جایگزینی از وی گرفته نمی شود: « وَلَو أَنَّ لِلَّذِینَ ظَلَموُا مَا فِی الأَرضِ جَمِیعَا وَ مِثلَهُ مَعَهُ، لَا فتَدَوا بِهِ مِن سَوءِ العَذَابِ یَومَ القِیَمَةِ» و اگر کسانی که ستم کرده اند همه آنچه که در زمین است و مانند آن را با آن داشته باشند، آن را برای نجات از عذاب سخت خدا خواهند داد اما از آنها پذیرفته نمی شود.
« وَلاَ هُمْ يُنصَرُون» و آنها یاری نمی شوند. یعنی هیچ امر ناگواری از آنها دور نمی شود. پس هرگونه ک مک و یاری رسانی را از طرف خلق تلقی کرده است. منظور از « لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً» بدست آوردن منافع است، و مراد از « وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ» دفع ضرر می باشد. پس هیچ کس به غیر از خدا نمی تواند به طور مستقل ضرر و یا نفعی را برساند « وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ» و نه از او شفاعتی پذیرفته می شود و نه به جای وی بدلی گرفته می شود. این نفی شامل نفعی است که آدمی در برابر انجام کاری آن را از کسی طلب می کند که  مالک آن نفع است، و یا به طریق شفاعت و بدون اینکه کار نیکی انجام داده باشد آن را طلب می کند. پس این بر بنده واجب می گرداند که قلب خود را از وابستگی به غیر خدا پاک نماید، زیرا هیچ احدی نمی تواند در پیشگاه احدیث نفعی به وی برساند و ضرری را از او دفع کند، بلکه آدمی باید به خدایی دل ببندد که هر خیر و منفعتی را برای او جلب می کند و هر شر و ضرری را از او دور می گرداند. پس باید فقط چنین خدایی پرستش کند که هیچ شریکی ندارد، و بر انجام عبادت و پرستش از وی یاری بطلبد.مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ 