ا کتاب هاي خدا يکديگر را تصديق مي نمايند و با يکديگر موافق اند. پس ادعاي آنها مبني بر اينکه به برخي ايمان داريم و به برخي ايمان نداريم ادعاي باطلي بوده و راست نيست. و در « آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم» آنها را تشويق نموده تا ايمان بياورند و آنها بايد قبل از ديگران به ايمان آوردن مبادرت ورزند، زيرا خداوند علم و کتاب را به آنان ارزاني داشته است. و اين  امر وظيفه آنان را سنگين تر مي کند. بنابراين خداوند آنها را به خاطر ايمان نياوردنشان تهديد نمود و فرمود:« مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا» اين پاداش از نوع کاري است که آنها انجام داده اند. پس همان طور که آنها حق را ترک گفته و باطل را ترجيح دادند و حقايق را وارونه کردند و باطل را حق و حق را باطل جلوه دادند، به سزايي از نوع کارشان مجازات شدند، و چهره هايشان محو گرديد همان طور که آنها حق را محو کردند و برگرداندن چهره هايشان به صورتي بود که چهره آنان در پشت قرار گرفت و اين زشت ترين صورت و چهره ممکن است.
« أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ» يا آنها را نفرين کنيم همانطور که ياران شنبه را نفرين کرديم. يعني آنها را با رحمت خويش دور نمايد و تبديل به بوزينه گرداند، همان طور که خداوند با برادرانشان که در روز شنبه تجاوز و سرپيچي کرده اند، چنين کرد: « فَقُلنَا لَهُم کُونُوا قِرَدَةَ خَسِئِينَ» پس به آنها گفتيم بوزينگاني خوار باشيد. « وَكَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً» و فرمان خدا همواره انجام شدني است، در جاي ديگري نيز در همين رابطه مي فرمايد: « إِنَّمَا أَمرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيئَا أَن يقُولَ لَهُ کُن فَيکُون» امر او اين گونه است که هرگاه چيزي را بخواهد به آن مي گويد: « پديد بيا» پس پديد  مي آيد.إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا ؛ هر آينه  خدا گناه  کساني  را که  به  او شرک  آورند نمي  آمرزد ، و گناهان ، ديگر را براي  هر که  بخواهد مي  آمرزد  و هر که  به  خدا شرک  آورد ، دروغي   ساخته  و گناهي  بزرگ  مرتکب  شده  است.
خداوند متعال خبر مي دهد کسي را که چيزي از مخلوقات را شريک وي گرداند، نمي بخشد  اما ديگر گناهان صغيره و کبيره را مي آمرزد و  اين زماني است که حکمت خدا مقتضي آمرزيدن وي باشد. خداوند براي آمرزيدن گناهان پايين تر از شرک اسباب زيادي قرار داده است؛ مانند نيکي هايي که بدي ها را از بين مي برند، و مصيبت هاي دنيوي، عذاب برزخ و عذاب روز قيامت که کفاره گناهان اند. و مانند دعاي مومنان براي يکديگر که باعث بخشوده شدن گناهان مي شود و خداوند گناهان پايين تر از شرک را با شفاعت شفاعت کنندگان مي آمرزد. بالاتر از همه اينها رحمت الهي قرار دارد که مومنان و اهل توحيد سزاوار آن هستند.
برخلاف شرک، زيرا مشرک همه درهاي آمرزش و رحمت را به روي خود بسته است، پس طاعات بدون توحيد فايده اي به او نمي رساند، و مصيبت هايي که براي او پيش مي آيد به او سودي نمي بخشد و در روز قيامت کسي براي وي شفاعت نمي کند: « فَمَا لَنَا مِن شَفِعِينَ، وَلَا صَديقِ حِمِيمِ» نه شفاعت کننده اي دارند و نه دوست صميمي ! 
بنابراين خداوند متعال فرمود: « وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا» و هرکس به خدا شرک ورزد به راستي که گناه بزرگي مرتکب شده است. يعني جنايت بزرگي کرده است ، و چه ستمي بزرگتر از آن است که مخلوق آفريده شده از خاک را شريک خداوند قرار داده شود؟! 
مخلوقي که از همه جهات ناقص و نيازمند است و نمي تواند سودي به خود برساند و زياني از خويش د ور کند، و مرگ و زندگي در اختيار او نيست و نمي تواند به کسي که  او را عبادت کرده است سودي برساند. پس چگونه چنين چيزي با ذاتي شريک مي شود که همه هستي را آفريده و از همه جهات کامل است و از تمام مخلوقاتش بي نياز است؟! خداوندي که سود و زيان ، و دادن و محروم کردن در دست اوست و آفريدگان از نعمات  او برخوردار هستند! آيه ستمي بزرگتر از اين وجود دارد؟!
بنابراين کسي که مرتکب شرک شود براي هميشه در عذاب مي ماند و از پاداش الهي محروم مي گردد: « إِنَّهُ مَن يشرِک بِاللَّهِ فَقَد حَرَّمَ اللَّهُ الجَنَّةَ وَمَاوَئهُ النَّارُ» هرکس به خدا شرک ورزد به راستي که خداوند بهشت را بر او حرام گردانيده و جايگاهش جهنم است. اين آيه کريمه در حق کسي است که توبه نکرده است، اما کسي که توبه کند، شرک و ديگر گناهانش بخشيده مي شود: « قُل يعبَادِي الَّذِينَ أَسرِفُوا عَلَي أَنفُسِهِم لَا تَقنَطُوا مِن رَّحمَةِ اللَّهِ يغفِرُ الذُّنوُبَ جَميعَا» بگو: « اي بندگانم که زياده روي کرده ايد! از رحمت الهي نا  اميد نباشيد بي گمان خداوند همه گناهان را مي آمرزد» يعني گناهان کسي که به سوي خدا برگشته و توبه نموده است.أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ؛ آيا آنان  را نديده  اي  که  خويشتن  را پاک  و بي  عيب  جلوه  مي  دهند ? آري   خداست  که  هر که  را خواهد از عيب  پاک  گرداند  و به  هيچ  کس  حتي  به   قدررشته  اي  که  در شکاف  هسته  خرماست  ستم  نشود.
انظُرْ كَيفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا ؛ بنگر که  چگونه  به  خدا دروغ  مي  بندند و همين  دروغ  گناهي  آشکار را بسنده است.
اين بيانگر تعجب خدا از بندگانش است و سرزنشي است از جانب خدا براي يهوديان و نصارا و امثال آن که خود را پاک مي گرداند و ادعاي پاکي مي کنند در حاليک چنين نيستند، و مي گويند: « نَحنُ أَبنَوا اللَّهِ وَأَحِبُّوهُ» ما فرزندان و دوستان خدا هستيم. و مي گويند: « لَن يدخُلَ الجَنَّةَ إِلَّا مَن کَانَ هُوداً أَو نَصَري» هرگز وارد بهشت نخواهد شد مگر کسي که يهودي يا نصراني باشد. و اين ادعايي بدون دليل است، زيرا خداوند در قرآن مي فرمايد: « بَلَي مَن أَسلَمَ وَجهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحسنُ فَلَهُ أَجرُهُ عِندَ رَبِهِ وَلَا خَوفُ عَلَيهِم وَلَا يحزَنُونَ» آري! هرکس مخلصانه به خدا روي آورد در حالي که نيکوکار است پاداش او نزد پروردگارش است ، و نه ترسي بر آنها است و نه اندوهگين مي گردند. پس خداوند چنين کساني را پاک قرار داده است، بنابراين اينجا فرمود: « بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاء» بلکه خداوند هر کس را که بخواهد تزکيه مي نمايد. يعني او را به سبب ايمان و عمل صالح و به وسيله دوري از اخلاق زشت و آراستگي به اخلاق و صفت هاي زيبا پاک مي گرداند.
اما اينها گرچه خود را پاک بدانند و ادعا کنند بر راه راست هستند و پاداش فقط از آنِ آنها است ؛ دروغگو مي باشند و به سبب ستم و کفرشان از خصلت هاي پاکان بهره اي ندارند و خدا برآنها ستم روا نداشته است. بنابراين فرمود: « وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً» اين جمله مفيد عموم است. 