ْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا «پروردگارا! همانا قومم مرا تكذيب كردند، پس ميان من و آنان چنان كه بايد كار را يكسره كن». يعني هر كدام از ما را كه متجاوز است هلاك و نابود گردان. و او ميدانست كه قومش متجاوز و ستمگرند، بنابراين فرمود: وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ و من و مؤمناني را كه با من هستند نجات بده.
فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ او و همراهانشرا در كشتي پر از انسانها و حيوانها نجات داديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِينَ و به جز نوح و مؤمناني كه همراه او بودند، بقية قوم را هلاك و غرق كرديم. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً بيگمان در نجات يافتن نوح و پيروانش و هلاك ساختن كساني كه او را تكذيب كردند نشانهاي است كه بر راستگويي پيامبران و صحت آنچه آوردهاند، و باطل بودن آنچه دشمنان تكذيب كننده بر آن هستند دلالت مينمايد.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ پروردگارت تواناست و دشمنان را با قدرت خود مغلوب ساخت و با طوفان و سيل هلاكشان كرد. الرحيمْ و پروردگارت نسبت به دوستانش مهربان است و نوح و همراهان مؤمن او را نجات داد.وَيَقُولُ الْإِنسَانُ أَئِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا و انسان مي گويد: «آيا هنگامي که مردم، زنده برانگيخته خواهم شد»؟
أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا آيا انسان به ياد نمي آورد که ما او را پيش از اين در حالي آفريديم که او هيچ چيزي نبود؟
منظور از انسان در اينجا هر آن کسي است که منکر زنده شدن پس از مرگ مي باشد، و وقوع چنين چيزي را بعيد مي داند، پس به صورت نفي کردن و از روي عناد و کفر مي گويد: (أَئِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا) آيا هنگامي که بميرم، دوباره زنده برانگيخته خواهم شد، يعني خداوند پس از مرگ و بعد از اينکه نابود شدم چگونه مرا زنده خواهد کرد؟
چنين چيزي شدني نيست و نمي تواند آن را تصور کرد، و اين را بر حسب عقل فاسد و نيت بد و دشمني اش با پيامبران خدا و کتابهايش مي گويد، و اگر کمي بيانديشد و نگاه کند، خواهد ديد که بعيد دانستن زنده شدن پس از مرگ نهايت حماقت و بي خردي است، بنابراين خداوند دليلي قاطع و برهاني آشکار بر ممکن بودن زنده شدن، پس از مرگ اقامه کرد که هر کس آن را مي فهمد و مي داند، پس فرمود: (أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا) آيا انسان نمي نگرد و آفرينش اوليۀ خود را به خاطر نمي آورد که نخست خداوند او را آفريد در حالي که  هيچ چيزي نبود؟پس کسي که توانايي داشته باشد که انسان را از هيچ بيافريند، آيا بعد از تکه که شدنش نمي تواند دوباره او را پديد بياورد، و بعد از متلاشي شدن، وي را جمع نمايد؟ و اين مانند فرمودۀ الهي است که مي فرمايد: (وهو الذي يبدوا الخلق ثم يعيده، و هو اهون عليه) و خداوند ذاتي است که آفرينش را آغاز مي نمايد، سپس آن را باز مي گرداند، و آن را براي او آسان تر است. 
و اين فرمودۀ الهي (َوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ) به صورتي زيبا آدمي را فرا مي خواند که از منظر دليل عقلي [به موضوع زنده شدن ] نگاه کند، و کسي که زنده شدن پس از مرگ را انکار مي کند از خلقت اوليه اش غافل مي باشد، زيرا اگر او آفرينش اوليۀ خود را به خاطر مي آورد، زنده شدن پس از مرگ را انکار نمي کرد.كَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِينَ [قوم] عاد پيامبران را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ آنگاه كه برادرشان هود بديشان گفت: «آيا پروا نميداريد؟».
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ همانا من برايتان پيامبر اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ و در مقابل دعوت خود مزدي از شما نميخواهم و مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست.
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ آيا بيهوده بر هر بلندي و تپهاي بنايي ميسازيد كه [در آن] دست به بيهودهكاري زنيد؟
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ و قصرها و دژهايي استوار ميسازيد، به اميد آنكه جاودانه بمانيد؟
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ و چون به كيفر دست ميگشاييد، ستمگرانه دست ميگشاييد.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ پس، از خداوند پروا بداريد و از من اطاعت كنيد.
وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ و از خدايي بپرهيزيد كه شما را با نعمتهايي كه ميدانيد ياري داده است.
أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ شما را با چهارپايان و فرزندان ياري داده است.
وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ و باغها و چشمهساران [به شما بخشيده است].
إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ به راستي من از عذاب روزي بزرگ بر شما بيمناكم.
قَالُوا سَوَاء عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ گفتند: «بر ما يكسان است، خواه پنددهي يا از اندرزگويان نباشي».
إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ اين جز شيوة پيشينيان نيست.
وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ  و ما عذاب داده نميشويم.
فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ قوم عاد، هود را تكذيب كردند، در نتيجه آنان را هلاك ساختيم. بدون شك در اين نشانهاي است، و اكثرشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ و به راستي پروردگارت توانا و مهربان است.
قبيلهاي كه عاد ناميده ميشد پيامبرشان هود عليهالسلام را تكذيب كردند، و تكذيب او به مثابه تكذيب ديگر پيامبران است، چون دعوت همة پيامبران يكي است. برادرشان هود كه از خاندان آنها بود با مهرباني به آنان گفت: أَلَا تَتَّقُونَ آيا از خدا نميترسيد و شرك ورزي و عبادت غير خدا را ترك نميكنيد؟!
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ خداوند از آنجا كه نسبت به شما مهربان و به شما عنايت دارد، مرا به سوي شما فرستاده است، و من امين هستم و شما هم اين واقعيت را ميدانيد. به دنبال اين فرمود: فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ يعني حق الهي را ادا نماييد. و حق الهي تقوي و پرهيزگاري است. و حق مرا ادا كنيد، و حق من اين است كه در آنچه به شما امر ميكنم و از آنچه شما را باز ميدارم از من اطاعت كنيد.و حقيقت چنين ايجاب مينمايد كه از من اطاعت كنيد، زيرا مانعي وجود ندارد كه شما را از ايمان آوردن منع نمايد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ پس من در امر تبليغ و اندرز گفتنم پاداشي از شما نميخواهم كه اين تاوان را گران احساس كنيد. إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ پاداش من جز بر پرروردگار جهانيان نيست؛ خداوندي كه جهانيان را با نعمتهايش پرورش داده، و فضل و كرم خويش را به آنها ارزاني نموده است، به ويژه آنچه كه دوستان و پيامبرانش را با آن پ