 كردهاند به اجرا در آوريم. وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ يعني همة ما بايد از آنها برحذر باشيم، چرا كه دشمن ما هستند، و نابودي آنها به نفع همة ما است. پس فرعون و لشكريانش بيرون آمدند و از همه خواسته شد كه شركت كنند. و هيچكس باز نماند، مگر افراد معذوري كه توانايي نداشتند. 
خداوند متعال ميفرمايد: فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ و آنها را از باغهاي خوب مصر و چشمهساران و كشتزارهاي آن كه زمينهايشان را پوشانده و شهرها و بيابانها را آباد كرده بود بيرون كرديم وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ و آنها را از ميان گنجها و كاخها مجلل بيرون رانديم كه بينندگان را شگفتزده ميكرد، و هر كس را كه به آن ميانديشيد فريب ميداد؟ گنجها و جايگاههايي كه مدت زماني طولاني از آن بهرهمند شده و با غرق در لذتها و شهوتها، عمري طولاني در كفر و فساد و تباهي و تكبر بر بندگان و سرگرداني سپري كرده بودند.
كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اين چنين باغها و چشمهسارها و كشتزارها و جايگاه نيك را به بني اسرائيل ميراث داديم. بنياسرائيلي كه فرعونيان آنها را بردگان خود قرار داده بودند و آنها را كارهاي سخت و طاقتفرسا به كار ميگرفتند. پس پاك است خداوندي كه فرمانراوايي را به هر كس كه بخواهد ميدهد، و از هر كس كه بخواهد، ميدهد، و از هر كس كه بخواهد ميگيرد؟ و هر كس را كه بخواهد به سبب فرمانبردارياش غزت ميبخشد، و هر كس را كه بخواهد به سبب نافرمانياش خوار ميگرداند.فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ آنگاه به هنگام طلوع آفتاب آنان را تعقيب كردند.
فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ پس هنگامي كه هر دو گروه همديگر را ديدند، ياران موسي گفتند: «قطعاً ما گرفتار ميشويم».
قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ [موسي] گفت: «چنين نيست، پروردگارم با من است، و رهنمودم خواهد كرد».
فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ پس به موسي وحي كرديم كه عصاي خود را به دريا بزن، آنگاه [دريا] شكافت و هر بخشي مانند كوه بزرگي گرديد.
وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ و ديگران را [نيز] در آنجا نزديك آورديم. 
وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ و موسي و همة همراهانش را نجات داديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ سپس ديگران را غرق كرديم.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ بيگمان در اين [ماجرا] نشانهاي است، و بيشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ  و بيگمان پروردگارت توانا و مهربان است.
قوم فرعون به هنگام طلوع خورشيد به تعقيب قوم موسي پرداختند، در حاليكه خشمگين بودند و با قدرت و توانايي به دنبال آنها را افتادند. تَرَاءى الْجَمْعَانِ وقتي كه هر دو گروه يكديگر را ديدند. قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى ياران موسي به او شكايت بردند و با اندوه به وي گفتند: إِنَّا لَمُدْرَكُونَ بيگمان آنها به ما رسيده و ما گرفتار ميگرديم. موسي آنها را دلداري داد و گفت: ثابت قدم باشيد، و آنها را از وعدة راستين پروردگارش آگاه كرد. پس گفت كلا آن طور نيست كه شما گفتيد، و ما گرفتار نميشويم إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ چرا كه پروردگارم با من است، و به راهي كه ماية نجات من و شماست رهنمودم خواهد كرد. پس به موسي وحي كرديم كه عصاي خود را به دريا بزن، و او و عصايش را به دريا زد، آنگاه دريا از هم شكافت و دوازده راه در آن باز شد، و هر بخشي مانند كوه بزرگي بود. پس موسي و قومش از همين راهها وارد دريا شدند. و فرعون و قومش را به اين مكان نزديك كرديم، و آنها را در اين راه كه موسي و قومش از آن رفته بودند وارد نموديم. آنها همه از دريا عبور كردند و نجات يافتند و هيچ كسي باز نماند. و از لشكريان فرعون هيچكس نجات نيافت بلكه همه غرق شدند.
بيگمان ماجراي نجات مؤمنان و غرق شدن كافران نشانهاي است بزرگ كه بر راست بودن آنچه موسي آورده است و بر بطلان باور و عقيدة فرعونو قومش دلالت ميكند وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ اما با وجود اين نشانههاي بزرگ كه سبب ايمان ميگردد آنها ايمان نياوردند چرا كه دلهايشان فاسد بود. وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ و بيگمان پروردگارت توانا و قادر است، را هلاك و نابود ساخت، و با رحمت خويش موسي و كساني را كه همراه او بودند نجات داد.وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ و خبر ابراهيم را براي آنان بخوان.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ هنگامي كه به پدر و قومش گفت: «چه ميپرستيد؟». عبادتشان ماندگار ميمانيم».
قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ گفتند: «بتهايي را ميپرستيم، و هميشه بر عبادتشان ماندگار ميمانيم».
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ گفت: «آيا هنگامي كه آنها را به كمك ميخوانيد صداي شما را ميشنوند؟».
أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ يا به شما سود ميبخشند، يا زيان ميرسانند؟
قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ گفتند: «نه، اما پدران و نياكان خود را ديدهايم كه چنين ميكردهاند».
قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ گفت: «آيا ميبينيد كه چه چيزي را ميپرستيد؟».
أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ شما و پدران پيشين شما.
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ بدون شك همة آنها دشمن من هستند، به جز پروردگار جهانيان.
الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ آن ذاتي كه مرا آفريده است و هم او مرا هدايت ميكند.
وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ آن خداوندي كه مرا غذا ميدهد، و [آشاميدني] مينوشاند.
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ و چون بيمار شوم اوست كه مرا شفا ميدهد.
وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ و آن خداوندي كه مرا ميميراند، سپس زندهام ميگرداند.
وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ وخداوندي كه اميدوارم گناهانم را در روز جزا بيامرزد.
اي محمد (ص) سرگذشت و حكايت ابراهيم خليل را براي مردم بخوان و ماجراي او را در اين وضعيت خاص بيان كن. او ماجراهاي زيادي دارد، اما شگفتترين اخبار و بهترين سرگذشت او خبري است كه رسالت او را در بر دارد كه از دعوت كردن قومش و مجادله كردن با آنها و باطل نمودن باورهايشان سخن ميگويد. بنابراين آنرا مقيد به ظرف زمان كرد و فرمود: و به يادآور زماني را كه ابراهيم به پدرش و قومش گفت: چه چيزي را ميپرستيد؟ آنها با افتخار پاسخ دادند: نَعْبُدُ أَصْنَامًا بتهايي را پرستش ميكنيم كه آنها را با دستهاي خود ميتراشيم فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ و در بيشتر اوقات به عبادت و پرستش آنها ميپردازيم.
ابراهيم با بيان اينكه بتها سزاوار پرستش و عبادت نيستند، گفت: هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِ