 مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ و خداوند هر جنبدهاي را از آب آفريده است؛ برخي از آنها بر شكم خود راه ميروند، برخي از آنها بر روي دو پا راه ميروند، و برخي از آنها بر روي چهار پا راه ميروند. خداوند هر چه را بخواهد ميآفريند. بيگمان خداوند بر هر كاري توانا است. 
خداوند بندگانش را آگاه مينمايد و توجهشان را به تأمل در آنچه مشاهده مي نمايندمعطوف ميدارد، و اين كه او همة جنبندگان روي زمين را من ماء از آب آفريده است. يعني عنصر اصلي همه آب است. همانگونه كه خداوند فرموده است: وجعلنا من الماء كل شيء حي و هر چيز زندهاي ار از آب آفريدهايم. پس حيواناتي كه توليد مثل مينمانيد مادهي آنها نطفهاي است كه به هنگام جفتگيري نر و ماده حاصل ميآيد. و حيواناتي كه از زمين به وجود ميآيند با استفاده از شرايط حاصل از نمناكي و مرطوبي زمين تكثير مييابند مانند حشراتي كه بدون آب هرگز چيزي از آنها به وجود نميآيد. پس عنصر اوليه همة موجودات يكي است اما خلقت و آفريشن آنها از جهان زيادي فرق مينمايد فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ گروهي از آنها بر شكم خود راه ميروند، مانند مار و غيره وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ و برخي از آنها بر روي دو پا راه ميروند، مانند انسانها و بسياري از پرندگان وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ و برخي بر روي چهار پا راه ميروند، مانند حيوانات چهارپا و غيره پس تفاوت حيوانات- با آن كه اصل و مادة آنها يكي است- بر مشيت الهي و فراگير بودن قدرت او دلالت مينمايد، بنابر اين فرمود: يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءخداون هر مخلوقي را با هر صورت و حالتي كه بخواهد ميآفريند إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ همانند خداوند بر هر كاري توانا است، چنان كه باران را بر زمين فرو ميريزد و يك نوع باروري صورت ميگيرد و مادر يكي است و آن زمين ميباشد و فرزندان نيز داراي گونهها و ويژگيهاي مختلف ميباشند [كه عبارتند از درختان و گياهان گوناگون]. و فيالارض قطع متجورات و جنت من اعنب و زرع و نخيل صنوان و غيرصنوان يسقي بمآء وحد و نفضل بعضها علي بعض فيالاكل ان في ذلك لقوم يعقلون و در زمين قطعاتي است كنار هم، و باغاتي از انگور و كشتزارها و درختان خرما، چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه، كه با يك آب سيراب ميگردند، و برخي از آنها را در ميوه بر برخي ديگر برتري ميدهيم. بدون شك در اين براي مردمي كه تعقل ميكنند دلايلي [واضح و روشن] وجود دارد.وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا و در اين کتاب از موسي ياد کن، به راستي که او خلوص يافته، و فرستاده اي پيامبر بود. 
وَنَادَيْنَاهُ مِن جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا و ما او را از طرف راست کوه طور ندا داديم و او را نزديک گردانديم و با او سخن گفتيم. 
وَوَهَبْنَا لَهُ مِن رَّحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِيًّا و ما از سر رحمت خوش، برادرش هارون پيامبر را به او داديم
و دراين قرآن بزرگ موسي بن عمران را ياد کن و براي تکريم و بزرگداشت و معرفي مقام والاي او و اخلاق کاملش از او سخن بگو. (إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا) وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا همانا او از جانب پروردگارت برگزيده شهد و خداوند او را از نقائص زدوده، و براي خويشتن برگزيده بود. و (مُخْلَصًا) با کسر لام نيز خوانده شده است، و به اين معني که او همۀ کارها و گفته ها و نياتش را براي خدا خالص گردانده بود، پس توصيف نمود که در تمامي حالاتش داراي اخلاص بود. و هر دو معني لازم و ملزوم يکديگرند، زيرا خداوند او را به خاطر اخلاصش برگزيد، و از نقائص دور کرد، و اخلاص او باعث شد تا خداوندي وي را برگزيند. و بزرگترين حالتي که بنده با آن توصيف مي شود اخلاص است، و اين که خداوند عيب ها را از او دور نمايد و وي را برگزيند. (وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا) و او فرستاده و پيامبر بود. يعني خداوند هم رسالت و هم نبوت را به او داده بود. 
رسالت مي طلبد که رسول، سخن مرسل را ابلاغ کند، و همۀ امور کوچک و بزرگ شريعت را به مردم برساند. و نبوت يعني اينکه خداوند به او وحي نمايد و وي را با فرستادن وحي برگزيند، پس «نبوت» رابط ميان او و پروردگارش  مي باشد، و «رسالت» رابط ميان او و مردم، خداوند بزرگترين و برترين نوع وحي را به موسي اختصاص داد ، و آن اين بود که با وي سخن گفت و او را به خودش نزديک نمود، به گونه اي که با خداوند مناجات کرد و از ميان همۀ پيامبران، مقام «کليم الرحمن» به او اختصاص يافت. بنابراين فرمود: (وَنَادَيْنَاهُ مِن جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ) و ما از طرف راست کوه طور او را در حالت راه رفتنش ندا داديم و با اينکه «أيمن» به معني با برکت تر استو گفتۀ الهي (ان بورک من في النار و من حولها) «مبارک گرديد کسي ک در کنار اين آتش است، و کسي که پيرامون آن مي باشد»، بر همين معني دلالت مي نمايد. 
(وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا ) و او را نزديک ساختيم وو با او سخن گفتيم. فرق ندا دادن و مناجات کردن اين است که ندا به صداي بلند گفته مي شود، و مناجات به صداي آهسته. و در اين آيه براي خداوند سخن گفتن و انواع آن اعم از ندا و مناجات ثابت مي گرد، آن طور که مذهب اهل سنت و جماعت بر آن است، به خلاف منکرين کلام خداوند از قبيل معتزله و جهميه و کساني که مانند آنها فکر مي کنند. 
(وَوَهَبْنَا لَهُ مِن رَّحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِيًّا)اين بزرگترين فضيلت موسي، و احسان و دلسوزي او نسبت به برادرش هارون است، چرا که از خداوند خواست تا هارون را در کارش شريک او سازد و مانند او پيامبر بگرداند. خداوند دعاي موسي را پذيرفت . و برادرش هارون را که پيامبر بود به وي بخشيد. پس پيامبر هارون تابع پيامبري موسي عليها السلام بود و هارون، موسي را در کارش ياري نمود.لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ به راستي كه آيات روشني را نازل كردهايم، و خداوند هر كه را بخواهد به راه راست رهنمود ميكند.
ما به بندگان خود رحم نموده، و به سوي آنان آيههاي روشن و روشنگري را فرو فرستادهايم؛آياتي كه به وضوح و روشني انسان را به همة اهداف شرعي و آداب پسنديده و معارف و دانستنيهاي درست و مفيد رهنمايي ميكنند، و به وسيلة آن راه روشن گشته، و هدايت از گمراهي روشن ميگردد، و كوچكترين شبههاي براي باطلگرايان باقي نخواهد گذاشت كه آنرا دستاويز خويش قرار دهند. نيز كمترين اشكالي براي انسان حق طلب باقي نميماند. چون اين آيات را كسي فرو فرستاده است كه دانش و علم و رحمت و بيان او كامل است.و بعد از بيان روشنگر او بياني نيست. ليهلك من هللك عن بينه و يحيي من حي عن بينه تا پس از اين تبيينات خدا هر كس كه هلاك ميشود از روي دليل و حجت هلاك شود، و هر كس كه زنده ميماند از روي دليل زنده بماند. وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إ