و به آرامش و سرور فضايل و نعمت هايي دست يافته بود که گذشتگان و آيندگان به آن نرسيده اند. 
و در آخرت نيز خداوند فضايل و نعمت هايي به او خواهد داد که به هيچ احدي نخواهد داد . بنابراين فرمود:« وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى» و پروردگارت آن قدر به تو نعمت خواهد داد که خشنود مي گردي، نعمتي که خداوند به او مي دهد  فقط با اين جمله کامل و فراگير قابل تغيير است. 
سپس خداوند از حالات ويژه ي پيامبر و منتي که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود:« أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى» آيا يتيم نبودي که خداوند تو را جاي داد؟! پيامبر پدر و مادرش را از دست داده بود و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد سپس وقتي عبدالمطلب درگذشت، عمويش ابوطالب سرپرستي او را به عهده گرفت تا اين که خداوند با ياري خويش و مومنان او را کمک کرد. 
« وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى» و تو در حالي بودي که کتاب و ايمان را نمي دانستي پس خداوند آنچه را نمي دانستي به تو آموخت و تو را بر انجام بهترين کارها و رفتارها توفيق داد. « وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى» و تو فقير بودي و خداوند تو را به وسيله فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آن ها ثروتمند کرد. پس کسي که اين کمبودها را از تو دور  کرده است هر عيب و کمبودي را از تو دور خواهد کرد. 
پس در مقابل کسي که تو را توانگر ساخته و جايت داده و ياري ات کرده و هدايتت نموده است سپاسگزار باش. بنابراين فرمود:« فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ» با يتيم بدرفتاري مکن و او را گرامي بدار و آنچه برايت ميسر است به او ببخش و با او چنان رفتار کن که دوست داري بعد از مرگ خود با پسرت آن گونه رفتار شود.
« وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ» و با سخن و اخلاق تند با گدا برخورد مکن و آنچه در توان داري به او بده، يا به خوبي او را برگردان. وکسي که گدايي مي کند و مال مي خواهد و کسي که دانش مي جويد در اين داخل هستند، بنابراين معلم بايد با دانش آموز رفتار خوبي داشته باشد و او را گرامي بدارد و با مهرباني با او رفتار نمايد چون مهرباني با دانش آموز او را ياري مي کند تا به هدفش برسد و بزرگداشت کسي است که براي نفع بندگان و آبادي تلاش مي نمايد.
« وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ  » و نعمت هاي پروردگارت را که شامل نعمت هاي ديني و دنيوي مي شود بازگو کن. يعني خداوند را به خاطر نعمت هاي ديني و دنيوي ستايش کن و به صورت ويژه از آنها سخن بگو اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتي بود،و اگر مصلحتي در کار نبود به طور عام به آنها اشاره کن، چون بازگو کردن نعمت ها  ، انگيزه شکرگزاري  را تقويت کرده و باعث مي شود تا دل آدمي کسي را که نعمت ها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمي بر محبت کسي سرشته است که با او احسان کند.
پايان تفسير سوره ي ضحيمکي و 8 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 8-1:
أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا سينه  ات  را برايت  نگشوديم  ?
وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ و، بار گرانت  را از پشتت  بر نداشتيم  ?
الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ باري  که  بر پشت  تو سنگيني  مي  کرد ?
وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ آيا تو را بلند آوازه  نساختيم  ?
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا پس  ، از پي  دشواري  آساني  است
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا هر آينه  از پي  دشواري  آساني  است
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ چون  از کار فارغ  شوي  ، به  عبادت  کوش
وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ  و به  پروردگارت  مشتاق  شو.
خداوند متعال بر پيامبرش منت مي گذارد و مي فرمايد:« أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» آيا دل و سينه تو را براي مقررات ديني و دعوت به سوي خدا و متصف شدن به فضايل اخلاقي و روي آوردن به آخرت و خوبي ها گشوديم؟! پس دل تو تنگ بود، به گونه اي که پذيراي هيچ خير و خوبي نبود اما اکنون آن را گشوده مي يابي.
« وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ» و آيا گناهت را که بر پشت تو سنگيني مي کرد از دو تو برنگرفتيم؟ همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« لِّيغفِرَ لَکَ  اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تأَخَّرَ» تا خداوند گناهان گذشته و آينده ات را بيامرزد. « وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» و مقام و جايگه تو را بلند گردانديم و نام نيکي از تو برجاي گذارديم که هيچ کسي از جهانيان به آن نرسيده است. پس هرگاه خداوند ذکر شود پيامبر(ص) هم همراه با او ياد مي گردد.
همچنان که در داخل شدن به  اسلام و در اذن و اقامه و خطبه ها و امور ديگري که خداوند ياد پيامبرش را در آن ها بلند گردانده است. و او چنان در دل امتش محبت دارد و مورد تعظيم و بزرگداشت است که هيچ کسي بعد از خداوند چنين نيست. خداوند بهترين پاداش را در برابر امت به او بدهد.
« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ؛ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» اين مژده بزرگي است که هرگاه سخ تي و دشواري در ميان آيد آساني همراه آن خواهد بود، حتي اگر سختي و  دشواري در سوراخ سوسماري برود آساني بر آن وارد مي شود و آن را بيرون مي آورد. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« سَيجعَلُ اللَّهُ بَعدَ عُسرِ يسرَا» خداوند بعد از سختي، آساني خواهد آورد. و همان طور که پيامبر (ص) فرمود:« فرج به همراه سختي و اندوه است و آساني با سختي همراه است.»
و معرفه آمدن کلمه ي «عسر» در هر دو آيه بر  اين دلالت مي کند که سختي و دشواري يکي است و نکره بودن کلمه «يسر» نشانگر آن است که آساني تکرار خواهد شد. و معرفه بودن کلمه ي «العسر» که الف و لام آن بر استغراق و عموم مي باشد دال بر اين است که سختي و دشواري هرچند شدت يابد در آخر آسان خواهد شد و آساني با آن همراه خواهد بود. سپس پيامبرش را به صورت مخاطب اصلي و مومنان را به تبع او دستور داد تا خدا را سپاس گذارند و وظيفه خود را در برابر عظمت او انجام دهند و فرمود:« فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ» وقتي از کارهايت فراغت يافتي و در دل تو چيزي که آن را دچار مشکل نمايد باقي نماند در دعا و عبادت بکوش.
« وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ  » و براي اجابت دعاي خود فقط به پروردگارت روي بياور و از کساني مباش که وقتي کار و بارشان تمام مي شود به بازي و سرگرمي مشغول مي شوند و از پروردگار خود و از ذکر او اعراض مي کنند. و اگر چنين کني آن گاه از زيان کاران خواهي بود. و گفته شده معني آيه چنين است: هرگاه از نماز فارغ شدي و آن را کامل نمودي در دعا بکوش و در خواستن نيازهايت به  او روي بياورد. و کسي که چنين گفته بر مشروعيت دعا و ذکر بعد از نمازهاي فرض استدلال کرده است . والله اعلم. 
پايان تفسير سوره ي شرحمکي و 8 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 8-1:
وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ سوگند به  انجير و زيتون  ،
وَطُورِ سِينِينَ سوگند به ، طور مبارک  ،
وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ سوگند به  اين  شهر ايمن  ،
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ که  ما آدمي  را در نيکوتر اعتدالي  بيافريديم
ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ آنگاه  او را فروتر از همه  فروتران  گرد