 را كه ميخواهد انجام ميدهد، پس خداوند هر چه بخواهد بدون اينكه كسي بتواند مانع كارش شود و با او مخالفت نمايد انجام ميدهد. و از جمله كارهايي كه ميكند اين است كه اهل بهشت را به بهشت ميرساند. خداوند با منت و فضل خويش ما را از اهل بهشت بگرداند.مَن كَانَ يَظُنُّ أَن لَّن يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاء ثُمَّ لِيَقْطَعْ فَلْيَنظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ كسي كه گمان ميبرد خدا پيامبرش را در دنيا و آخرت ياري نميدهد، ريسماني به آسمان بياويزد، سپس آن [ياري خداوند] را قطع نمايد، آنگاه بنگرد آيا اين تدبيرش خشم او را از ميان ميبرد؟
هر كس گمان ميبرد كه خداوند پيامبرش را ياري نميكند، و دين وي نابود خواهد شد، بداند كه ياري و كمك خداوند از آسمان ميرسد. ِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاء ثُمَّ لِيَقْطَعْ  و چنين گمان برندهاي ريسماني را بياويزد، و به وسيلة آن به آسمان برود تا ياري خداوند را قطع كند، و نگذرد به پيامبر برسد. فَلْيَنظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ آنگاه بنگرد آيا اين تدبيرش خشم او را از ميان برود؟
يعني بنگرد گه آيا تدبير او و توطئهاي كه عليه پيامبر طراحي ميكند و براي مبارزة با او به كار ميبرد و براي باطل كردن دينش ميكوشد خشم او را كه به خاطر پيروزي دينش شعلهور شده است از بين ميبرد؟ و اين استفهام براي نفي است. يعني او نميتواند با كارهايي كه ميكند خشم خود از بين ببرد.
و معني آيه كريمه چنين است: اي كسي كه با پيامبر (ع) دشمني ميورزي و براي خاموش كردن دينش تلاش مينمايي! و به سبب نادانيات گمان ميبري كه اين تلاشهاي نافرجام به تو فايدهاي ميرساند! بدان كه هر وسيلهاي را به كارگيري، و براي نيرنگ ورزيدن بر ضد پيامبر تلاش نمايي، خشم و رنج تو را از ميان نميبرد. پس بر اين كار توانايي نداري. ولي ما كاري را به تو پيشنهاد ميكنيم كه با اين روش شايد بتواني خشم خود را خاموش نموده، و از رسيدن كمك به پيامبر جلوگيري كني.
از در وارد شو و با استفاده از ابزار و وسايل مناسب به سوي هدف پيش برو، ريسماني از برگ درختان خرما يا ساير درختان بياور و به آسمان آويزان كن، سپس از آن بالا برو تا اينكه به درههايي برسي كه از آن كمك و ياري فرود ميآيد، آنگاه آن درهها را ببند و راهشان را قطع كن، پس با اين كار خشم تو فرو مينشيند. چاره و نيرنگ همين است، چرا كه از ديگر راههاي نميتواني خشم خود را فرو بنشاني گرچه تمام مردم تو را ياري دهند.
اين آية كريمه نويد و مژدهايست مبني بر اينكه خداوند دينش را ياري ميدهد، و نويدي است براي پيامبر خدا و بندگان مؤمن، و كافراني را كه ميخواهند با دهان خود نور الهي را خاموش نمايند نااميد مينمايد، و خداوند نورش را كامل ميگرداند گر چه كافران نپسندند.يعني گر چه آنها تمام تلاش خود را براي خاموش كردن نور الهي به كار بگيرند.وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا و در اي کتاب از مريم ياد کن، آنگاه که در ناحيۀ شرقي [بيت المقدس] از خانواده اش کناره گرفت.
فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا و در برابر آنان پوششي برگرفت، آنگاه روح خويش را به سوي او فرستاديم که در شکل انساني کامل بر او ظاهر شد. 
قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا گفت: «من از تو به خداي مهربان پناه مي برم اگر پرهيزگار هستي»
قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا [جبرئيل] گفت: «من فرستادۀ پروردگارت هستم تا به تو پسر پاکيزه اي ببخشم»
قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا گفت: «پسري خواهم داشت حال آنکه بشري به من دست نزده و زناکار [هم] نبوده ام»؟
قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا گفت: «بدنيسان است،پروردگارت فرموده است که اين [کار] براي من آسان است، و تا او را معجزه اي براي مردمان گردانيم و رحمتي از سوي خود سازيم و [اين تصميم] کاري انجام يافتني است».
وقتي داستان زکريا و يحيي را که از نشانه هاي عجيب الهي بود بيان کرد به بيان داستان عجيب تري پرداخت و به تدريج از پايين تا به بالا شروع کرد. پس فرمود: (وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ) اي پيامبر ! در کتاب [= قرآن] از مريم عليها السلام سخن بگوي، و اين از بزرگترين فضيلت هاي مريم است که در کتاب بزرگي که مسلمانان در شرق وغرب آن را تلاوت مي نمايند از او ياد شده است. و از او به بهترين صورت ياد شده و مورد ستياش قرار گرفته است. و اين پاداش عمل خوب و تلاش کامل او است. 
يعني حالت نيکوي مريم را بيان کن، آنگاه که (انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا ) در ناحيۀ شرق از خانواده اش کناره گرفت و از آنها دور شد. (فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا) و ميان خود و ايشان پرده و پوششي افکند، و اين کناره گيري و افکندن پوشش ميان خود و آنها بدان خاطر بود تادر گوشه اي تنها باشد و به عبادت پروردگارش بپردازد و با اخلاص و فروتني او را عبادت نمايد. و اين اطاعت از فرمان الهي بود که فرموده بود: (و اذ قالت الملئکه يمريم ان الله اصطفئک و طهرک و اصطفئک علي نساء العلمين ، يمريم اقنتي لربک واسجدي و ارکعي مع الراکعين) و به يادآور آنگاه که فرشتگان گفتند: «اي مريم! بي گمان خداوند تو را برگزيده و پاک نموده و تو را بر زنان جهان برگزيده است، اي مريم! پروردگارت را عبادت کن و سجده ببر و با رکوع کنندگان رکوع کن».
(فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا) پس روح خويش يعني جبرئيل عليه السلام را به سوي او فرستاديم، (فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا) و جبرئيل در شکل مردي کامل و خوش قيافه وکه عيب و نقصي نداشت بر مريم ظاهر شد، چون مريم توان ديدن جبرئيل را در قالب صورت و شکل واقعي اش نداشت، در حالي که از خانواده و جامعه دور شده و از عزيزترين مردمان که خانواده اش بودند خود را در پوشش قرار داده بود، ترسيد که مبادا اين مرد چشم طمع به او دوخته باشد. پس به خدا پناه برد و به وي گفت: (إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ) اگر تو از خدا مي ترسي و پرهيزگار هستي ، پس به سوي من دست دراز نکن. مريم، هم به خدا پناه برد و هم او را ترساند و بر حذر داشت، و او دستور داد تا تقواي الهي را رعايت کند حال آنکه وي در آن حالت تنهايي و جواني و دوري از مردم به سر مي برد، و آن مرد از آن زيبايي آشکار و هيت کامل انساني برخوردار بود. آن مرد با او سخن بدي نگفت و به و دست درازي نکرد، و اين برخورد مريم تنها به علت ترس از خدا بود و اين نهايت پاکدامني و دوري از شر و ر اههاي منتهي به آن مي باشد. 
و اين عفت به ويژه با وجود انگيزه ها و فقدان موانع از بهت