 خداوند او را هدايت نمايد، اما وقتي روشن شد که او دشمن خداست و هيچ چيزي در مورد وي کارساز نيست آمرزش خواستن براي او را ترک نموده و از وي بيزاري جست
خداوند ما را به پيروي از ايين ابراهيم دستور داده است، و از جملۀ پيروي از آيين او اين است که در دعوت دادن به سوي خدا روش او را در پيش گيريم، و از راه علم و حکمت، و با نرمي و سهولت مردم را به تدريج دعوت کنم، و بر آن شکيبايي ورزيم. و نبايد از دعوت دادن خسته شد. بلکه بايد در مقابل اذيت و آزاري که مردم با زبان و کردارشان به دعوتگر مي رسانند شکيبايي ورزيد، و از آن گذشت نمود، و با زبان و کردار با آنها نيکي کرد. 
وقتي ابراهيم از [ايمان آوردن] قوم و پدرش نااميد شد، گفت: (وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ) و از شما و از بت هايي که به جاي خدا مي پرستيد کناره گيري مي کنم، (وَأَدْعُو رَبِّي) و پروردگارم را مي خوانم و اين شامل دعاي عبادت و دعاي خواستن مي شود. (عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا) اميد است که در پرستش پروردگارم نااميد و ناکام نشوم.يعني اميدوارم که خداوند با پذيرفتن دعايم و قبول کردن اعمالم مرا خوشبخت نمايد. و اين است وظيفۀ دعوتگري که در مسير دعوت مردم به سوي حق نااميد شده است. پس آنان از هوي و آرزوهاي خود پيروي کردند، و مواعظ در آنها کارساز و مفيد واقع نشد، بنابراين بر سرکشي خود اصرار ورزيده و در آن سرگشته و حيران ماندند. 
پس دعوتگر در چنين حالتي بايد به اصلاح خويشتن بپردازد، و اميد داشته باشد که خداوند از او بپذيرد، و از شر، و اهل شر کناره گيري نمايد و طبعاً جدا شدن انسان از وطن و خانواده و قومش و از آنچه دوست دارد بسيار دشوار است، زيرا آدمي از کساني ور مي شود که به آنها افتخار مي ورزد، و در جمع آنها زندگي مي نمايد، به همين جهت هر کس چيزي را به خاطر خدا ترک نمايد خداوند به عوضش بهتر از آن به او مي دهد. ابراهيم از قومش کناره گيري کرد، و خداوند در مورداو فرمود: (فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا) وقتي ابراهيم از آنان و از آنچه به جاي خدا مي پرستيدند دوري کرد به او اسحاق و يعقوب بخشيدم و هر يک از آنان را پيامبر قرار داديم . پس او صاحب فرزنداني صالح و نيکوکار شد که به عنوان پيامبر به سوي مردم فرستاده شدند و خداوند آنها را از ميان جهانيان براي رسالت و وحي خويش برگزيد. 
(وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا) و از رحمت خويش به ابراهيم و فرزندانش اسحاق و يعقوب، بخششها عطا نموديم. و اين شامل تمامي رحمت هايي مي شوند که خداوند به آنان بخشيد از قبيل علوم مفيد، و اعمال صالح، و فرزندان و دودمان زياد که در هر جا منتشر شدند و پيامبران و صالحان زيادي در ميان آنها به وجود آمد. 
(وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا ) و آنان را نيکونام و بلند آوازه کرديم. اين نيز رحمتي است که خداوند به آنها بخشيد، زيرا خداوند به هر نيکوکاري وعده داده است که بر حسب نيکوکاري اش از او نام نيک و آوازۀ بلد منتشر نمايد. و اينها از پيشوايان نيکوکاران مي باشند، پس خداوند از آنها نام نيک و آوازۀ راستيني به يادگار گذاشته است، نه شهرت و آوازۀ دروغين، پس ياد و آوازۀ آنان جهان را پر کرده، و تمجيد و ستايش و محبت آنان دلها را ملامال نموده است، و زبانها در هرجا به ستايش و تمجيد آنها گشوده مي شوند. پس آنها الگوي پيروان و پيشوايان هدايت يافتگان مي باشند، و همواره در تمام دوران ياد و خاطره آنها زنده است، و اين فضل خداست که به هر کس بخواهد مي بخشد، و خداوند داراي فضل بزرگ است.قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ به مردان مؤمن بگو: «چشمان خود را [از نگاه به نامحرمان] فرو گيرند، و پاكدامني ورزند، اين برايشان پاكيزهتر است، بيگمان خداوند از آنچه انجام ميدهند آگاه است.
مؤمنان را راهنمايي كن و به آنان كه ايمان دارند؛ ايماني كه آنها را از انجام آنچه خللي به اعتقاد و باورشان وارد مينمايد، بگو: يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ چشمهايشان را از نگاه به عورتها، و رنان بيگانه، ونوجواناني «امرد» كه نگاه كردن به آنها باعث فتنه ميگردد، و نگاه كردن به زينت و زخارف دنيا كه باعث فتنه ميشود و انسان را به چيزي مبتلا مينمايد كه ممنوع است، فرو گيرند.
وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ و شرمگاههاي خويشتن را از آميزش جنسي حرام با زنان، و يا همجنسبازي مصون بدارند، و از دست زدن به شرمگاه و نگاه كردن به آن دوري نموده، و پاكدامني ورزند. ذَلِكَ [آن] حفاظت چشمان و شرمگاهها، أَزْكَى لَهُمْ برايشان سزاوارتر است و باعث رشد اعمالشان ميگردد، زيرا هر كس شرمگاه و چشمان خود را از حرام حفظ نمايد، از پليديهايي كه بدكاران و اهل معاصي بدان آلوده ميشوند محفوظ ميماند، و اعمالش به سبب ترك امور حرامي كه نفس به آن طمع دارد و آدمي را به انجام آن فرا ميخواند رشد ميكند. پس هر كس چيزي را به خاطر خداوند ترك كند، خداوند در عوض به او چيزي بهتري ميدهد، و هر كس چشمان خود را فرو بگيرد، خداوند به او بينش و روشنايي ميدهد، زيرا هر گاه بنده شرمگاه و نگاهش را از حرام و مقدمات آن حفظ نمايد عليرغم اينكه انگيزههاي شهوت در وجود او باشد- بر ديگر اعضا و جوارحش كنترل كاملتر و بهتري خواهد داشت. بنابراين خداوند كنترل شرمگاه را «حفظ» ناميده است، پس هر چيزي كه قرار است محفوظ نگاه داشته شود اگر حفظ كنندهاش در مراقبت و نگاهداري آن نكوشد، و از اسبابي كه باعث حفظ آن ميگردد بهره نگيرد آن چيز محفوظ باقي نميماند. همچنين چشم و شرمگاه اگر بنده در حفاظت و كنترل آنها نكوشد او را دچار مصيبت و مشكلاتي خواهند كرد. و بنگر چگونه خداوند متعال به طور مطلق دستور داده است شرمگاه حفظ شود، چرا كه در هيچ حالتي استفاده از آن در راه حرام جايز نيست. اما در مورد چشم فرمود: يغضوا من ابصرهم و چشمان خود را فرو بگيرند، و كلمة منِ را بكار برد كه بر تبعيض دلالت مينمايد، زيرا در بعضي اوقات اگر نياز باشد نگاه كردن جايز است، مانند نگاه كردن شاهد و كارگر و خواستگار و امثال آن. سپس خداوند بندگان را يادآور شد كه به ياد داشته باشند خداوند به اعمال و كارهايشان آگاه است، تا در نزديك نشدن به چيزهاي حرام بكوشند.وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائ