پيروانش خبر دهد تا براي هريک هدايت و پرهيزگاري اش روشن گردد و آن اين است که بگويند:« هُوَ الرَّحْمَنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا» او خداوند مهربان است ، به او  ايمان آورده ايم و بر او توکل کرده ايم. و  ايمان شامل تصديق باطن و اعمال باطني و ظاهري مي شود. 
و از آن جا که وجود اعمال و کمال آن بستگي به توکل دارد خداوند از ميان ساير اعمال توکل را به طور ويژه بيان کرد ، وگرنه توکل در ايمان داخل است، و از جمله ي لوازم ايمان است. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« وَعَلَي اللَّهِ فَتَوَکَلُوا إِن کُنُتم مُّومِنينَ» و بر خداوند توکل کنيداگر شما مومن هستيد.
پس وقتي حالت پيامبر و پيروانش چنين است و  اين حالت راه رستگاري است و سعادت اخروي به آن بستگي دارد، حالت دشمنان پيامبر برخلاف اين مي باشد. آن ها ايمان و توکل ندارند و با اين مشخص مي شود که چه کسي بر هدايت است و چه کسي در گمراهي آشکاري به سر مي برد. سپس خبر داد که نعمت ها را او به تنهايي داده است به خصوص آبي که خداوند هرچيز زنده اي را از آن آفريده است. پس فرمود:
« قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا» بگو: به من خبر دهيد اگر آبتان فرو بنشيند، « فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ  » چه کسي برايتان آبي روان مي آورد که از آن بنوشيد و چهارپايانتان و درختان و کشتزارهايتان را از آن آب بدهيد؟ اين  استفهام به معني نفي است. يعني هيچ کس جز خداوند توانايي چنين کاري را ندارد.
پايان تفسير سوره ي ملک<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:845.txt">آيه 7-1</a><a class="text" href="w:text:846.txt">آيه 16-8</a><a class="text" href="w:text:847.txt">آيه 33-17</a><a class="text" href="w:text:848.txt">آيه 41-34</a><a class="text" href="w:text:849.txt">آيه 43-42</a><a class="text" href="w:text:850.txt">آيه 52-44</a></body></html>مدني و 52آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 7-1:
ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ نون  ، سوگند به  قلم  و آنچه  مي  نويسند،
مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ که  تو ، به  فضل  پروردگارت  ، ديوانه  نيستي.
وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ و تو راست  پاداشي  پايان  ناپذير
وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ و تو راست  خلقي  عظيم
فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ زودا که  تو ببيني  و آنها نيز ببينند ،
بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ که  ديوانگي  در کدام  يک  از شماست
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ هر آينه  پروردگار تو بهتر مي  داند چه  کسي  از طريق  او گمراه  گشته  ، که ، اوبه  ره  يافتگان  داناتر است.
خداوند متعال به قلم سوگند مي خورد. قلم اسم جنس است و همه قلم ها را شامل مي شود؛ قلم  هايي که با آنها انواع علوم و  انواع سخن هايي که با آن نوشته مي شود از آيات خداوند مي باشد و سزاوار است که براي اثبات برائت پيامبر اسلام حضرت محمّد(ص) از ديوانگي و غيره که دشمنانش به او نسبت مي دادند بدان سوگند خورده شود.
پس خداوند بيان نمود که بر پيامبر  انعام کرده و به او عقل کامل و رأي پسنديده و سخن قاطع ارزاني نموده است ، و اين بهترين چيزي است که قلم ها نگاشته اند و اين بهترين سعادت دنيا براي آدمي است . به  همين خاطر اتّهام ديوانگي را از پيامبر نفي نمود. سپس سعادت و خوشبختي پيامبر را در آخرت بيان کرد و فرمود:« وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ» و همانا تو پاداشي بزرگ داري. همانطور که نکره بودن «اجر» اين مطلب را مي رساند. اين پاداش تمام شدني نيست بلکه هميشگي است. و اين پاداش بزرگ به خاطر کارهاي شايسته و اخلاق و رهنمود شدن به هر خير و خوبي  است که پيامبر براي خود پيش فرستاده است.
بنابراين فرمود:« وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ» و بي گمان تو از اخلاقي بزرگ برخوردار هستي و با اين اخلاق که خداوند به تو  ارزاني نموده است والا و برتر هستي. اخلاق بزرگ پيامبر آن  است که  عايشه رضي الله عنها آن را تفسير کرده و مي فرمايد:« اخلاق پيامبر قرآن بود» و اين مانند آن است که خداوند متعال فرموده است :
« خُذِ العَفَوَ وَامُر بِالعُرفِ وَأَعرِضَ عَنِ الجَهِلينَ» گذشت را پيشه کن و به کار خوب امر نما و از جاهلان روي گردان. « فَبِمَا رَحمَةِ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم...» پس به سبب رحمتي از جانب خدا برايشان مهربان ونرم گشتي. « لَقَد جَآءَکُم رَسُولُ مِّن أَنفُسِکُم عَزِيزُ عَلَيهِ مَا عَنتُّم...» پيامبري از خودتان به نزد شما آمده که بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد. و ديگر آياتي که بر اين دلالت مي نمايد پيامبر به فضايل اخلاقي متصف است، وآياتي که بر خوي و رفتار زيبا  تشويق دلالت مي کنند.
پيامبر کامل ترين و بزرگ ترين اخلاق را دارا بوده و او در هر خصلتي در آخرين حد بوده است. پس پيامبر(ص) نرم خو مهربان بود، به مردم نزديک بود و هرکس او را دعوت مي کرد دعوتش را مي پذيرفت و نيازهاي مردم را برطرف مي ساخت ودل هرکس را که از او چيزي مي خواست شاد مي کرد و او را محروم نمي نمود و او را ناکام بر نمي گرداند. وهرگاه يارانش از او چيزي مي خواستند با آن ها بر آن چيز توافق مي کرد و اگر در آن کار ممنوعّيتي شرعي وجود نداشت از  نظر آن ها پيروي مي کرد. 
و اگر تصميم کاري را مي  گرفت به خودکامگي عمل نمي کرد بلکه با آن ها مشورت مي کرد. او نيکي ِ نيکوکارانشان را مي پذيرفت و از بدکارانشان گذشت مي کرد و با هرکس که همنشين مي شد به بهترين صورت با وي همنشيني مي کرد. او چهره اش را در هم نمي کشيد و به همنشين خود سخنان تندي نمي گفت و از لغزش زبان همنشين خود خرده نمي گرفت.
و اگر جفا مي کرد او را مواخذه نمي نمود بلکه با او به نيکي رفتار مي کرد و همنشين خود را تا آخرين حد  مورد تکريم قرار مي داد. وقتي خداوند پيامبرش محمد(ص) را در بالاترين جايگاه قرار داد، دشمنانش او را متهم کردند که ديوانه است، به همين خاطر خداوند متعال فرمود:« فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ؛ بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ» پس خواهي ديد و آنان هم خواهند ديد که کدام يک از شما ديوانه است؟ و روشن گرديده است که پيامبر از همه  مردم راهيافته تر و در راستاي رساندن سود و منفعت به خودش و ديگران کامل ترين انسان است. و مشّخص است که دشمنان پيامبر گمراه ترين مردم و براي ديگران بدترين مردم هستند، زيرا بندگان خدا را به فتنه مبتلا  کرده و مردم را از راه خدا گمراه کرده اند و همين کافي است که خداوند به اين  امور آگاه است و او حسابرس و مجازات  کننده است.
« إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» در اين جا گمراهان تهديد شده اند و به هدايت يافتگان نويد داده شده است . نيز بيان حکمت الهي است که کسي را هدايت مي کند که شايسته ي هدايت است.فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ پس  ، از تکذيب  کنندگان  ، اطاعت  مکن
وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ دوست  دارند که  نرمي  کني  تا نرمي  کنند
وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ از هر فرومايه  اي  که  بسيار 